• شماره ركورد
    14535
  • عنوان

    بررسي تحولات بازار كار ايران طي دوره 1398-1393

  • پديدآورندگان

    بهنيا، مهران تهيه و تدوين , عزيزخاني، فاطمه همكار , عبداللهي، محمدرضا ناظرعلمي , بني طبا، مهدي ناظرعلمي , شهبازي غياثي، موسي ناظرعلمي

  • سال انتشار
    1400
  • زبان
    فارسي
  • اطلاعات نشر
    تهران مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي ايران
  • نوع گزارش
    گزارش پژوهشي
  • چكيده فارسي
    بررسي روند شاخص هاي اصلي بازار كار از سال 1376 تا 1398، نشان دهنده سه دوره متفاوت از تحولات اين بازار است. دوره اولِ تحولات بازار كار (1376-1384) كه در آن رشد تعداد شاغلان با متوسط ساليانه 726 هزار نفر همراه بوده است. دوره دوم (1384-1393) كه در آن روند صعودي تعداد شاغلان متوقف شد و دوره سوم (1393-1398) كه همراه با روند كاملاً صعودي در جمعيت فعال و تعداد شاغلان بوده است. در اين گزارش ابعاد مختلف و جزئيات تحولات دوره سوم يعني 22 فصل منتهي به زمستان سال 1398 ـ كه دوره جديدي در بازار كار كشور است ـ بررسي شده است. نقطه شروع تحولات دوره مورد بررسي فصل پاييز سال 1393 است؛ از پاييز 1393 به بعد، به طور متوسط در هر فصل نسبت به فصل مشابه سال قبل از آن بيش از 700 هزار نفر به جمعيت فعال اضافه شده اند. به اين معنا كه با برآورد مقادير ساليانه، طي سال هاي 1393 تا 1398 حدود 3/5 ميليون نفر به جمعيت فعال كشور افزوده شده كه در مقايسه با عدم افزايش جمعيت فعال در دهه قبل از آن، بسيار قابل توجه است. مشخصه اصلي اين دوره تغيير تصميم جوانان براي ورود به بازار كار و خارج نماندن از بازار كار به منظورِ تحصيلات، خانه داري يا علل ديگر است. بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد افزايش جمعيت فعال و نرخ مشاركت طي اين بازه زماني، تحولي است كه زنان، جمعيت داراي تحصيلات دانشگاهي و متولدين دهه 70 نقش پُررنگي در ايجاد آن داشته اند، همچنين تحول ياد شده پديده اي عمدتاً شهري است كه با وجود فراگير بودن آن در كل كشور، در برخي استان ها شدت اين تغييرات به مراتب بيش از استان هاي ديگر بوده است. تحول اساسي تر طي اين دوره آن است كه حدود 85 درصد جمعيت اضافه شده به جمعيت فعال، شاغل شده اند. طي اين دوره به طور متوسط در هر فصل نسبت به فصل مشابه سال قبل، 621 هزار نفر به جمعيت شاغل اضافه شده است (3 ميليون نفر در طول دوره). بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد افزايش اشتغال طي اين دوره عمدتاً در بخش خدمات و بنگاه هاي بسيار كوچك (داراي كمتر از چهار نفر كاركن) و با وضعيت شغلي «كاركن مستقل» و فاقد قرارداد به معناي متعارف بوده است كه سهم كمتري از اين اشتغال ايجاد شده (نسبت به گذشته) داراي پوشش بيمه به واسطه شغل خود بوده اند و سهم بيشتري (نسبت به گذشته) داراي اشتغال ناقص هستند و تمايل دارند شغل تمام وقت داشته باشند. بنابراين اشتغالي كه طي دوره مورد بررسي محقق شده، تفاوت هاي قابل ملاحظه اي با تركيب اشتغال كشور در دوره هاي قبل دارد؛ زيرا از يك سو شاهد حضور پُررنگ تر زنان و افراد داراي تحصيلات دانشگاهي در بازار كار هستيم و ازسوي ديگر اشتغال ايجاد شده اشتغالي است كه نه توسط بخش دولتي يا شركتي و كارخانه اي، بلكه توسط بخش غيرشركتي و با تمركز بر خدماتي مانند خُرده فروشي و عمده فروشي، تعميرات، حمل ونقل، واسطه گري، خدمات مواد غذايي و... ايجاد شده است. به نظر ميرسد جوانان كشور به واسطه نياز براي تأمين معيشت و در دوره اي كه تقاضاي نيروي كار توسط شركت ها و بنگاه هاي اقتصاديِ متوسط و بزرگ بسيار محدود بوده است، خود اقدام به ايجاد مشاغل و ارائه خدماتي براي گذران زندگي خود نموده اند. موضوع قابل توجه در اين دوره شدت بيشتر افزايش نرخ مشاركت و افزايش جمعيت فعال نسبت به افزايش جمعيت شاغل است كه منجربه افزايش نرخ بيكاري در برخي از سال هاي اين دوره شده، براي مثال در فصل زمستان سال 1396 نرخ بيكاري كل به بالاي 12 درصد و نرخ بيكاري جوانان و افراد داراي تحصيلات دانشگاهي در برخي استان هاي كشور به ارقام نامتعارف بالاي 50 درصد رسيد. در سال هاي آخر اين دوره، همان طور كه پيش بيني مي شد به تدريج شاهد كاهش توان اشتغال زايي اقتصاد با اين نوع از اشتغال بوديم و بحران كرونا سبب شد كه روند اشتغال زايي اقتصاد ايران در اين دوره دفعتاً متوقف شود و به نوعي دوره سال هاي 1393 تا 1398 بازار كار كشور به پايان برسد. افزايش نرخ مشاركت، جمعيت فعال و جمعيت شاغل با وضعيت شغلي «كاركن مستقل» و فاقد قرارداد به معناي متعارف و پوشش بيمه، وضعيت بازار كار را در وضعيت ناپايداري قرار داده كه هزينه سياستگذاري نادرست در اين بازار را به شدت افزايش داده و نيازمند توجه جدي است.