• شماره ركورد
    17099
  • عنوان

    آثار متقابل دو حوزه علم و سياستگذاري در پايداري منابع آبهاي زيرزميني

  • پديدآورندگان

    ولي پور، الميرا تهيه و تدوين , كتابچي،‌ حامد تهيه و تدوين

  • سال انتشار
    1400
  • زبان
    فارسي
  • اطلاعات نشر
    تهران مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي
  • فايل ديجيتال
    8959496
  • نوع گزارش
    گزارش
  • چكيده فارسي
    براساس آمار و اطلاعات وزارت نيرو، منابع آب زيرزميني حدود 57 درصد از نياز آب شرب شهري، حدود 83 درصد از نياز آب شرب روستايي و حدود 52 درصد آب كشاورزي كشور را تأمين مي كند. در سال هاي خشك نسبت تأمين آب از اين منبع براي مصارف مختلف افزايش مي يابد. اين آمار و اطلاعات نشان مي دهد كه تأمين نيازهاي مختلف آبي در كشور وابسته به برداشت آب هاي زيرزميني است. عواملي نظير كمبود بارش و رخداد خشكسالي هاي پي درپي در سال هاي اخير، عدم اجراي طرح هاي تغذيه مصنوعي و پخش سيلاب جهت مهار سيلاب ها و احياي آبخوان ها، حفر چاه هاي غيرمجاز با پيشرفت فناوري و تسهيل حفاري چاه و بهره برداري هاي بيش از حد از چاه ها منجر به كسري ذخيره آب هاي زيرزميني و كاهش توان مديريتي در آبخوان ها شده است. درحال حاضر ميزان كسري تجمعي ذخيره آب هاي زيرزميني ايران به بيش از 132 ميليارد مترمكعب رسيده كه تنها حدود 105 ميليارد مترمكعب از اين رقم مربوط به 17 سال اخير و 18 ميليارد مترمكعب آن مربوط به پنج سال اخير است. درحال حاضر از بين 609 دشت كشور، 188 دشت وضعيت آزاد، 273 دشت وضعيت ممنوعه، 135 دشت وضعيت ممنوعه بحراني و 13 دشت در ليست پيشنهاد ممنوعيت قرار دارند. لذا مي توان گفت كه 420 دشت داراي وضعيت ممنوعه و ممنوعه بحراني هستند كه با افت دائمي، تغيير كيفيت آب و فرونشست زمين مواجه هستند و به عنوان دشت ممنوعه شناخته مي شوند. نگراني در مورد كاهش آب هاي زيرزميني و تخريب اكوسيستم ها منجر به توسعه مفهوم پايداري آب هاي زيرزميني به عنوان ابزاري براي سياستگذاري آب هاي زيرزميني در برنامه هاي مديريت منابع آب در سراسر جهان شده است. از آنجا كه مديريت پايدار آب هاي زيرزميني در درون سيستم هاي تلفيقي هيدرولوژيكي، محيط زيستي و اجتماعي ـ اقتصادي تعبيه شده است، اجراي اين سياست ها چالشي براي مديران آب و جامعه علمي محسوب مي شود. اين مسئله در صورت عدم وجود فرايندهاي مشاركتي منجر به ايجاد شكاف ارتباطي بين متوليان آب كشور، دانشمندان و جامعه مي شود. ازاين رو مي توان مفهوم پايداري آب هاي زيرزميني را به منظور ارائه رويكردهاي مشاركتي و يكپارچه تر و به جهت كاربرد در حوزه سياستگذاري و وضع قوانين براي برقراري امنيت آبي ارائه داد. براي اين منظور نياز به بررسي مفهوم پايداري آب هاي زيرزميني از چشم اندازهاي سياستي و علمي و ارائه سير تكاملي اين مفهوم از آب دهي مطمئن تا مديريت پايدار آب هاي زيرزميني وجود دارد. همچنين اين مهم، نيازمند تمركز بر تنوع ارزش هاي اجتماعي مرتبط با پايداري آب هاي زيرزميني، كارايي و عوامل حكمراني آبخوان است. مؤلفه هاي اصلي ارزيابي علمي و مؤثر سياست پايداري آب هاي زيرزميني، مدل سازي چندفرايندي، تحليل عدم قطعيت و مشاركت مي باشند. طبق بررسي اوليه به نظر مي رسد سياستگذاري پايدار و كارامد آب هاي زيرزميني مستلزم يك ارزيابي علمي، شامل: 1. مشاركت ذي نفعان در يك فرايند مشاركتي از طريق مدل سازي مشاركتي و يادگيري اجتماعي، 2. درك درست از سناريوهاي درحال توسعه بين آب هاي سطحي ـ زيرزميني، اكوسيستم ها و فعاليت هاي انساني، 3. بررسي و در نظر گرفتن عدم قطعيت و تنوع اولويت هاي جامعه با استفاده از تجزيه و تحليل عدم قطعيت چندمدله و مديريت تطبيقي مي باشد. گفتني است كه توسعه چنين رويكرد بين رشته اي كه سياست، علم و عمل را براي ارزيابي پايداري آب هاي زيرزميني به هم تلفيق مي كند، در سراسر جهان هنوز در مراحل ابتدايي است، ولي به طور كلي مطالعات مربوط به پايداري آب هاي زيرزميني رشد بسيار بيشتري نسبت به مطالعات مربوط به آب هاي زيرزميني دارند. لازم است در قوانين، بودجه ريزي و سياستگذاري هايي كه در كشور انجام مي شود به اين رويكرد توجه شود.