شماره ركورد كنفرانس
3874
عنوان مقاله
نقد و بررسي ساختار داستاني يك حكايت مشترك در كليله و مثنوي
پديدآورندگان
جمشيدي رضا rezajamshidi5917@gmail.com دانشجوي دكتري رشته زبان و ادبيات فارسي دانشگاه اراك
تعداد صفحه
21
كليدواژه
كليله و دمنه , مثنوي , نقد , ساختار داستاني , گفت و گو
سال انتشار
1395
عنوان كنفرانس
دومين دوره همايش متن پژوهي ادبي (نگاهي تازه به كليله و دمنه و مرزبان نامه)
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
كليله و دمنه ي نصراله منشي و مثنوي معنوي مولانا جلال الدين بلخي هريك به نوبه ي خود و در شاخه اي خاص از ادبيات فارسي جزء شاهكار هاي كم نظيري محسوب مي شوند كه در دوره هاي بعد به فراواني مورد تقليد و پيروي شعرا و نويسندگان قرار گرفته و منشأ تحولاتي در سبك و ساختار ادبيات بعد از خود شده اند .اين دو كتاب عظيم همواره و در طول ساليان متمادي به خاطر داشتن قصه ها و حكايت هاي جذّاب و شنيدني در بين عوام مايه ي سرگرمي خاطر و در بين فضلا و طلّاب و اهل علم منشأ فضل و حكمت وانديشه بوده است . اگرچه هدف غايي اين دو كتاب ارزشمند قصه پردازي و داستان سرايي نبوده است ، امّا با نگاهي به داستان هاي موجود در اين دو كتاب يكي ديگر از وجوه نبوغ و فضيلت اين دو شاعر و نويسنده ي توانا بر همگان مشخص مي گردد . همچنين با نقد و بررسي ساختار داستاني يكي از حكايت هاي مشترك كليله و مثنوي و مقايسه ي آن دو مشخص گرديد كه مولانا به پيرنگ داستان توجّه بيشتري دارد و حقيقت مانندي در حكايت مولانا واقعي تر و قابل باورتر شده وگفت و گو هاي طولاني بين شخصيت هاي داستان كه خود نوعي شخصيت پردازي غير مستقيم نيز محسوب مي گردد ، در مثنوي به پيشبرد داستان و جذّاب تر شدن آن كمك فراواني نموده كه اين گفت و گو ها در كليله بسيار كمتر ديده مي شود .
كشور
ايران
لينک به اين مدرک