شماره ركورد كنفرانس
3912
عنوان مقاله
بررسي روابط انسان با خدا با توجّه به تصورات انسان از خدا در نگاه مولوي
پديدآورندگان
محمدي مهدي Mehdi.mohammadi@pnu.ac.ir استاديار زبان و ادبيات فارسي دانشگاه پيام نور , گرجي مصطفي gorjim111@yahoo.com استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه پيام نور
تعداد صفحه
25
كليدواژه
مولوي , انسان , خداوند , جهان.
سال انتشار
1396
عنوان كنفرانس
سومين همايش ملي متن پژوهي ادبي
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
مثنوي مولوي از جمله كتب گران سنگي است كه مؤلف آن به دليل كندوكار عميق در جهان پيرامون خود و درك معرفت صحيح از باطن آدمي، به ابعاد مختلف معرفت شناسي همچون انسان شناسي، خود شناسي و كيهان شناسي آگاه است. او با تأكيد بر عرفان، دين، سعادت حقيقي و تكامل روحي انساني، از سويي به شناخت جايگاه آدمي در هستي (به عنوان خَلِيفَةً الهي) و از سوي ديگر به قطع تعلُّق به ماسوي الله تأكيد دارد. اين مقاله پژوهشي با روش توصيفي-تحليلي و با استنباط از مثنوي به بررسي جايگاه انسان و خداوند در جهان بيني مولوي مي پردازد. بررسي پژوهش هاي پيشين با توجه به نوع بحث و چگونگي رابطه انسان با خدا و تصورات چندگانه انسان از خدا نشان مي دهد كه تاكنون مجموعه مثنوي معنوي از اين منظر بازخواني نشده است. نتيجه پژوهش نشان مي دهد كه مولوي با درك تصور خداوند به عنوان موجودي نامتشخّص و متشخّصِ انسان وار و ناانسان وار در نحوه ارتباط انسان با خداي نامتشخّص بحث اتحاد خلق و حق را مطرح مي سازد. اين كه مولوي خدا را موجودي متشخّص(انسان وار) معرفي كرده، از گفتگوهاي خود با خدا چه از زبان خود و چه از زبان ديگران در قالب دعا، نماز و ... آشكار مي گردد. بخش عظيمي از اشعار مولوي در جهت معرفي خداي متشخّص انسان وار است. مولوي در ارتباط با خداي متشخّص غير انسان وار كه بسامد كمي در مثنوي دارد، تنها يك راه حل و چاره را براي خود متصور مي داند و آن «سكوت» است.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک