شماره ركورد كنفرانس
5196
عنوان مقاله
نگاهي تطبيقي به ساختار روايي حكايت «شير و نخجيران» در كليله و دمنه و مثنوي مولوي
پديدآورندگان
صالحي نرگس n.sadvandi@gmail.com دانشگاه علامه طباطبايي
تعداد صفحه
14
كليدواژه
ساختار روايي تودوروف , اقتباس , كليله و دمنه , مثنوي
سال انتشار
1401
عنوان كنفرانس
يازدهمين همايش ملي متن پژوهي ادبي
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
ساختار روايي متون خصوصا در داستانهايي كه از همديگر گرفته شدهاند كمك زيادي به شناخت ابعاد مختلف روايت و تغيير ماهيت معنايي آن ميكند. در داستانهاي اقتباسي معمولا داستان برگرفته شده از نظر چگونگي روايت و شيوة پردازش آن تا حد زيادي به اصل اوليه نزديك است، مگر آن كه كاركرد و نوع متن دوم با متن نخست متفاوت باشد كه اين امر را در اقتباسهاي متون كلاسيك از همديگر به خوبي ميتوان مشاهده كرد. مثنوي از جمله متون داستاني است كه چندين حكايت را از كليله و دمنه برگرفته است و در خلال اين برگيري گاهي با تغييرات ساختاري قابل توجهي روبهرو هستيم كه اساس داستان را متفاوت ميكند. در پژوهش حاضر با نگاه به دو حكايت «شير و خرگوش» در كليله و دمنه و حكايت «شير و نخجيران» در مثنوي با تكيه بر الگوي روايي تودوروف مشخص شد كه ساختار روايي حكايت مثنوي به سبب تغيير ماهيت ژرفساخت روايت با ساختار روايي حكايت در كليله و دمنه متفاوت است. راوي در مثنوي در پي بيان ديدگاه ايدئولوژيك خود است ؛ از اين رو هدف نهايي متن را تغيير داده است تا با كمك آن بتواند ديدگاه عرفاني خود را بيان كند. اما در كليله و دمنه به سبب آن كه هدف راوي تبرئة خود و يافتن راهي براي رسيدن به خواستة خود است، در ظاهر با آموزهاي اخلاقي اما در واقع با حيلهگري براي رهايي از وضعيت نامتعادل روبهرو هستيم.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک