• شماره ركورد كنفرانس
    5217
  • عنوان مقاله

    بررسي داستان قرآني يوسف (ع) در ديوان اشعار صباحي بيدگلي

  • پديدآورندگان

    سلامت آذر رحيم rahim.salamatazar@gmail.com دانشكده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه محقق اردبيلي، اردبيل، ايران , اماني سويل sevil.amati@gmail.com سازمان آموزش و پرورش استان اردبيل، اردبيل، ايران

  • تعداد صفحه
    20
  • كليدواژه
    قرآن , حضرت يوسف (ع) , حضرت يعقوب (ع) , صباحي , ديوان اشعار
  • سال انتشار
    1401
  • عنوان كنفرانس
    دوازدهمين همايش ملي متن پژوهي ادبي
  • زبان مدرك
    فارسي
  • چكيده فارسي
    سوره يوسف يكي از پر رمز و رازترين سوره‌هاي قرآن است كه به علت اثر مهمي كه در تكميل نفس و تعليم و تربيت انسان برعهده دارد خداوند آن را «احسن‌القصص» ناميده است. كمتر سخنوري است كه در سروده‌هاي خود نامي از يوسف نياورده باشد زيرا آن‌چه كه مربوط به حوادث و سرگرمي‌هاي زندگي است از عشق و سياست، راستي و درستي و دروغگويي و محبت و حسادت و جز آن غالباً در طي اين داستان بيان شده است. صباحي از جمله شاعراني است كه در اشعار خود از اين داستان الهام گرفته و به وجوه گوناگونِ اين داستان از قبيل: دلدادگي زليخا به يوسف، حُسن يوسف، بوي پيراهن يوسف، قحطي كنعان،فروختن يوسف به ثمن بخس، مالك دعر خريدار يوسف، برتري يوسف نسبت به برادران، پيراهن خوني، بي‌گناهي گرگ، بيت الحزن، صاع يوسفي و ... اشاره كرده است. وي در ديوان اشعار خود 15 بار به طور مستقيم از يوسف (ع) نام برده و بخش‌هايي از داستان او را بازگو كرده است. وي در بيتي چاك خوردن و پاره شدن پيرهن حضرت يوسف را ناشي از بي‌تابيِ عاشقانه زليخا مي‌داند و در جاي ديگر واقف بودن عزيز مصر به ارزش يوسف و احساس بوي پيراهن يوسف توسط حضرت يعقوب را بيان مي‌دارد. صباحي از تعابير ديگري مانند زليخاي جهان، يوسف گل، نكهت يوسف، يوسف صديق، ماه كنعاننيز در اشعار خود بهره جسته است. كاربرد پيراهن حضرت يوسف (ع) بويژه بوي پيراهن آن حضرت در اشعار وي از بسامد بالايي برخوردار بوده و كاربرد گسترده‌اي داشته است.
  • كشور
    ايران