شماره ركورد كنفرانس
5200
عنوان مقاله
اخلاق فلسفي در تاريخ بيهقي بررسي موردي معرفت نفس و قواي آن
پديدآورندگان
علوي محمّد كاظم دانشگاه حكيم سبزواري
تعداد صفحه
1
كليدواژه
تاريخ بيهقي , اخلاق فلسفي , حديث معرفت نفس , قواي نفس.
سال انتشار
1400
عنوان كنفرانس
يازدهمين همايش ملي بزرگداشت ابوالفضل بيهقي
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
اخلاق فلسفي كه در آثار علماي اخلاق از ابن مسكويه (د. 420 ق) گرفته تا ملّا احمد نراقي (د. 1245ق) مشهود است، به نفس و قواي آن ميپردازد و سعادت انسان را در اعتدال ميان اين قوا جستوجو ميكند. بيهقي قبل از سخن در آغاز سلطنت مسعود، فصل مستقلي را به اين مهمّ پرداخته است كه نشان از اهمّيت اين امر نزد بيهقي ميكند. امّا چه نسبتي ميان اخلاق و تاريخ قرار دارد كه بيهقي در ميانة تاريخ وقايع، فصل مستقلي را به آن اختصاص ميدهد؟ پاسخ اين پرسش در چندلايهاي بودن تاريخ بيهقي نهفته است كه يكي از اين آنها، لاية تعليمي و اخلاقي است. تاريخ بيهقي تنها تاريخ را گزارش نميكند، بلكه به روايت آن ميپردازد كه هدفمند و داراي طرح است و بارها به بهرة معرفتي آن صراحت ميكند. بيهقي بيان ميكند كه آدمي براي آن كه خرد خويش را در تشخيص ميان خوب و بد، كه بنيان اخلاق است، ياري كند به گذري تاريخي نياز دارد. در آغاز فصل، اهميت معرفت نفس را با ذكر حديث نبوي «مَنْ عَرَفَ نفسَه فقد عَرَفَ ربَّه» و نحوة دلالت آن، بيان ميكند و سپس به بيان قواي نفس ميپردازد و با تحليل نفس ناطقه و قواي آن، خرد را حاكم مملكت تن دانسته كه ميتواند از ميل شهوت و خشم غضب كاسته و بر سبيل اعتدال گام بردارد. بيهقي با اين گذر تاريخي، به اخلاق و فضيلت درايت عقلاني در ايجاد سعادت انساني تأكيد ميكند تا آيندگان را بهرهها باشد.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک