شماره ركورد كنفرانس
5525
عنوان مقاله
بررسي يگانگي با طبيعت در انديشۀ مولانا
پديدآورندگان
صادقي كبري دانشكدۀ علوم انساني، دانشگاه جندي شاپور دزفول
تعداد صفحه
18
كليدواژه
مولانا , طبيعت , يگانگي , مثنوي , ديوان كبير
سال انتشار
1400
عنوان كنفرانس
چهارمين همايش بين المللي يگانگي و بيگانگي در انديشه عرفاني مولانا
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
مولانا به طبيعت نگاهي عرفاني دارد، اصولاً هر بعدي از زيست مادي انسان را از دريچۀ عرفان مينگرد؛ يعني مدام در حالتي از يگانهسازي است؛ آن چيزي كه در آيين سير و سلوك همواره فرا روي سالك و عارف است. با اينكه به طبيعت و عناصر طبيعي درآثارش توجه بسياري كرده است؛ اما رابطهاش با طبيعت از نوعي نيست كه در شعر بسياري از شاعران طبيعتگرا ديده ميشود. در ديوان كبير و در مثنوي معنوي عناصري همچون آب، خاك، باد، آتش، فصلها، آفتاب، مهتاب، گياهان و حيوانها ... آمده است كه مولانا با بهكارگيري آنها ميكوشد سرچشمۀ واحد همۀ موجودات را بنماياند و اگر از اين عناصر با بيان استعاري و در تشبيهات بهره ميبرد، نشاندهندۀ درجۀ والاي زيباييشناسي كلام او در ابراز انديشهاش است. آنجا هم كه با طبيعت يگانه ميشود در لذت يكيشدن با عناصر طبيعي متوقف نميشود يا نميخواهد در يگانگي با عنصري، خاصيت آن را دروني كند؛ بلكه با يگانگي در اجزاي عالم و پديدهها راهي به فراسوي طبيعت ميجويد. اگر شعر مولانا را شعري پركنش و پرجنبش توصيف كنيم، اين پويايي در همۀ ابعاد مشاهده ميشود؛ زيرا همواره پلهاي را ميجويد براي فرا رَوي از جهان، هم در گسترۀ انديشه و هم در پهنۀ جهان مادي پيرامونش. او جهاني را جستجو ميكند كه جان جهان است و آسمان و دريايش، جان است. در اين پژوهش با بهرهگيري از دو اثر پراهميت مولانا، مثنوي معنوي و ديوان كبير، چگونگي رابطۀ وي با طبيعت و بازتاب آن در انديشهاش بررسي ميشود.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک