شماره ركورد كنفرانس
5559
عنوان مقاله
چرخشهاي تحولآفرين آموزش به يادگيري در عصر پساكرونا
پديدآورندگان
بابادي امين دانشآموخته دكتري برنامهريزي درسي، دانشگاه فردوسي، مشهد، ايران
تعداد صفحه
6
كليدواژه
برنامه درسي , آموزش حضوري , آموزش مجازي , آموزش تركيبي , كرونا زيستي
سال انتشار
1400
عنوان كنفرانس
هويت ايراني برنامه درسي و آموزش در عصر پسا كرونا
زبان مدرك
فارسي
چكيده فارسي
همزمان با پيدايش و شيوع ويروس كوويد-19 و همهگيري بيماري كرونا بهعنوان يكي از اين بحرانهاي بهداشتي تأثير مستقيمي بر بخشهاي مختلف جوامع گوناگون ازجمله نهاد آموزشوپرورش گذاشته است. در چنين شرايطي جريان آموزش در بستر فضاي مجازي ادامه يافت و تأثيراتي را بر يادگيري دانشآموزان و دانشجويان و تجارب مربيان به ارمغان آورد. اين مقاله به دنبال آن است كه با توجه به تجارب بهدستآمده از چگونگي آموزش در دوران كرونا زيستي و مقايسه آن با نحوه آموزش دوران قبل از كرونا، رهيافتي را براي ارائه آموزش جهت دستيابي به يادگيري اثربخشتر در دوران پساكرونا ارائه دهد. آموزش در عصر پساكرونا چه مواجههاي با يادگيري خواهد داشت؟ سؤال اصلي مقاله است. براي پاسخ به سؤال مذكور؛ نخست، با توجه به نظرات بهدستآمده به روش زمينهيابي و از طريق مصاحبه تلفني با نمونه در دسترس 25 تن از معلمان مدارس امام رضا (ع)(15 تن 5 تن معلمان ابتدايي، 5 تن معلمان متوسطه اول و 5 تن معلمان متوسطه دوم) و (10 تن) مدرسان دانشگاه وضعيت مواجهه آموزش به يادگيري در قبل و در دوران انتشار ويروس كرونا مورد مقايسه قرار گرفت و مزايا و معايب هريك بيان گرديد؛ سپس چگونگي چرخش تحولآفرين آموزش به يادگيري در عصر پساكرونا با رهيافت آموزش و يادگيري تركيبي مورد نظروري قرار گرفت. در نهايت با بهرهگيري از الگوي آكر، منطق و عناصر برنامه درسي مبتني بر آموزش و يادگيري تركيبي تدوين گرديد و پيشنهادهاي جهت سياستگذاران و برنامه ريزان درسي ارائه شد. مقايسه وضعيت مواجهه آموزش به يادگيري در قبل و در دوران انتشار ويروس كرونا اشنايدر هينز (2006) بيان ميكند كه بسياري از مربيان موافق اين عقيدهاند كه تفاوت مهمي بين يادگيري مجازي (برخط و آفلاين) و يادگيري حضوري مبتني بر كلاس درس وجود دارد. برخي از اين تفاوتها پررنگتر هستند و برخي كمتر به چشم ميآيند. در زير به مهمترين آنها اشاره ميكنيم. جدول 1- مزايا و معايب آموزش حضوري و آموزش مجازي حضوري مجازي (آنلاين) مزايا معايب مزايا معايب منظم شدن يا نظم و انضباط زمان و مكان مشخص و محدوديتهاي ناشي از آن ميتواند بسترهاي مناسبي براي آموزش مجازي شكل بگيرد و به اين صورت دسترسي كودكان به سطح آموزشي بالا از هرجايي امكانپذير باشد تقلب بهجاي كوشش و رقابت مشاركت فعال هزينههاي زياد آموزش ميتواند دچار محدوديت زماني يا محدوديت مكاني نشود. خانوادهها زمان بيشتري را در كنار هم سپري كنند. گلايه معلمان از دانشآموزان راحتطلب و والدينشان تجربيات جمعي زياد هزينههاي رفتوآمد ارزش آموزشوپرورش و مقام معلمي براي سايرين نمايان شود. كندي سرعت اينترنت و بازي با اعصاب و روان دانشآموزان و معلمان آشنايي با افراد و ارتباطات احتمال حذف شدن سواد رسانهاي در سطح مردم بيشتر شود ناتواني خريد گوشي براي بعضي و هزينههاي ميليوني براي برخي طرح سؤالات ذهني عدم رعايت شرايط يادگيرندگان با شرايط ويژه جسمي و حركتي مختصر و مفيد نداشتن ساعت مشخص آموزش اجبار به نتيجه مشكلات ناشي از عدم نظارت در برخي كلاسها و مدارس در دسترس و بروز كاهش انگيزه تحصيلي شناخت خوب معلمها از دانشآموزان پرخاشگريها محدوديت زمان و مكان وجود ندارد يكنواختي و دلزدگي يادگيرندگان كمك به يادگيرندگاني كه سبك يادگيري آنها مشاركتي است آموزش برخي رفتارهاي منفي از طرف همتايان هزينه كم و باصرفه درگيري بيشازحد خانواده در روند تحصيلي كودك حضور دانشآموزان در اجتماع عوامل اضطراب زا در محيطهاي مدارس مناسب براي افراد شاغل و پرمشغله عدم شرايط مناسب خانوادگي براي برخي از كودكان سطح يادگيري بيشتر محدود بودن مدتزمان يادگيري روال آموزشي اصولي احساس انزوا هزينههاي كمتر وسايل و تجهيزات يكدست نبودن سطح دانش افراد ازنظر ميزان نياز به تكرار مطالب بازي كاري و ترغيب فراگيران تنظيم نبودن ساعات خوابوبيداري دانشآموزان آرامش رواني به دليل ازدحام جمعيت، ممكن است صداي استاد بهخوبي به گوش همه نرسد و كيفيت آموزش پايين آيد صرفهجويي در وقت حواسپرتي زياد سطح تمركز بيشتر صرفهجويي در هزينه و داشتن پسانداز مديريت ضعيف و كنترل كمتر معلمان روي دانشآموزان روابط بيشتر اجتماعي كاهش اضطراب از بين رفتن ارﺗﺒﺎط ﭼﻬﺮه ﺑﻪ ﭼﻬﺮه و غيركلامي و امكان پرسش و پاسخ و تعامل حضوري تقويت هوش هيجاني تحصيل در هركجا و شرايط ناآشنايي برخي از معلمان و اساتيد با سيستم آموزش آنلاين كار گروهي و تيم ورك هم راحتتر اعتبار بالاي علمي ايجاد تنبلي، بيتحركي و چاقي دور شدن از كار گروهي و عدم مشاركت با همكلاسيها چرخش تحولآفرين آموزش به يادگيري در عصر پساكرونا ازآنجاييكه كرونا سبكها و شيوههاي آموزش را از سنتي به مجازي تغيير داد و معلمان و مدرسان را به يادگيري شيوههاي نوين تدريس و آموزش وادار كرد؛ بنابراين نبايد از اين تجربه بهراحتي عبور كرد و در عصر پساكرونا دوباره آموزش را بر مدار سنتي استوار كرد. چرا كه شيوههاي سنتي داراي نواقصي نظير زمان و مكان مشخص، هزينههاي زياد، رفت و آمد، احتمال حذف شدن در صورت غيبت دانشآموز و غيره است كه با فرصت تجربه كرونا موقعيت بازنگري و اصلاح آن فرارسيده است. از طرفي افتادن در ورطه يك جانبه آموزش مجازي هم نارسايي هايي دارد. ازجمله اينكه آموزش در بستر فضاي مجازي بدون توجه به نحوه يادگيري، غفلت از بخش اصلي هدف تعليم و تربيت دانشآموزان است. غيبت حضوري و عدم وجود معلمان بهعنوان افرادي كه بيشترين نقش را در يادگيري دانشآموزان دارد موجب عقيم شدن برنامه درسي است؛ بنابراين ايجاد تعادل در آموزش سنتي و مجازي ضرورت دارد و تجربيات دوران همهگيري كرونا فرصت خوبي براي بازنگري در برنامه درسي و آموزش جهت دستيابي به يادگيري اثربخش فراهم آورده است. براي اين منظور گذر از وضع موجود (آموزش حضوري) به وضع مطلوب، چرخش تحولآفرين آموزش به يادگيري كه اصل و اساس تعليم و تربيت است را در عصر پساكرونا طلب ميكند. با توجه به مشكلات، محدوديتها و نقاط ضعف برنامههاي درسي سنتي و يادگيري مجازي در اكثر مراكز آموزشي دنيا، گرايش به برنامه درسي مبتني بر آموزش و يادگيري تركيبي ايجاد شده است. منظور از برنامه درسي مبتني بر آموزش و يادگيري تركيبي، تركيب برنامه درسي حضوري (چهره به چهره) با برنامه درسي مجازي (برخط و غير برخط) است (بديعي، فرج الهي، 1395) بهعبارتديگر، برنامه درسي مبتني بر آموزش و يادگيري تركيبي، كاربرد متقابل و تعاملي از يادگيري مجازي و حضوري است (لوين، سينگ، باتمن و گلور ، 2009). برنامه درسي مبتني بر آموزش و يادگيري تركيبي، نوعي برنامه درسي است كه گسترهاي از فعاليتها و فرصتهاي يادگيري ازجمله؛ فعاليتهاي يادگيري در كلاس درس، مبتني بر وب و برخط را براي يادگيرندگان فراهم ميكند و امكان فعاليت و تجربه را در هر زمان و هر مكاني فراهم ميكند (عجم، جعفري ثاني، 1391) اين تجربيات يادگيري ميتواند از طريق تعامل با مواد و منابع برخط، جلسات بحث در كلاس درس و مواد چاپي، بهطور رسمي و غيررسمي حاصل شود (فانگ و وانگ، 2007). بسياري از اهداف در تعليم و تربيت، بر اساس ورود آموزش و يادگيري تركيبي قابليت دستيابي به آن بهتر فراهم ميشود، اهدافي نظير رشد و تقويت تفكر انتقادي، تفكر خلاق، تقويت اعتمادبهنفس، گسترش روابط انساني و ارتباطي، درك متقابل و احترام به همنوع و پرورش مهارت يادگيري عميق و خوداتكايي، بهبود و گسترش مهارتهاي حل مسئله، يادگيري خود راهبر، تعاملات و مشاركتهاي اجتماعي، چگونگي يادگيري، توليد و ارزشيابي دانش، يادگيري مادامالعمر و مستقل از طريق آموزش و يادگيري تركيبي قابليت تحقق دارد (عجم، جعفري ثاني و بورنگ، 1396)؛ بنابراين آموزش تركيبي بهعنوان منبع اطلاعات براي برنامه درسي در جهت دستيابي بهتر به اهداف تعليم و تربيت است. الگوهاي بسياري در حوزه يادگيري مجازي و آموزش تركيبي ازجمله الگوي آموزش تركيبي كاسي (2010)، الگوي ساختار مواد و منابع يادگيري در آموزش تركيبي كيو، وانگ، ليو و زانگ (2008) و ساير الگوها طراحي و ارائه شده است. يكي از الگوهاي كامل و مناسب با آموزشوپرورش ايران بهويژه آموزش عالي ايران براي آموزش و يادگيري تركيبي، الگويي است كه توسط عجم و همكاران (1396) بر اساس مدل اكر در برنامه درسي (شكل زير) طرحريزي و ارائه شده است. در اين الگو علاوه بر تعيين تكليف عناصر برنامه درسي مبتني بر آموزش و يادگيري تركيبي، منطق كلان برنامه درسي مبتني بر اين نوع آموزش نيز موردبحث و مدلسازي قرار گرفته است. اكر معتقد است كه هسته اصلي (منطق) يك برنامه درسي معمولاً با اهداف و محتواي يادگيري در ارتباط است. اين هسته اصلي عموماً متضمن ايجاد تغييراتي براي بسياري از جنبههاي ديگر طرح يادگيري است. با عنايت به نقش محوري منطق يا چرايي برنامه درسي كه نقش اصل كلي يا مأموريت اصلي برنامه درسي است و در حكم مؤلفهاي جهت دهنده در فرايند تصميم سازي برنامه درسي را بهصورت ويژهاي نشان داد كه در آن همه عناصر و مؤلفهها، حول محور منطق اصلي برنامه درسي به يكديگر متصل و مرتبط هستند. هسته اصلي و نه رشته تارعنكبوت به قسمتهاي دهگانه يك برنامه درسي اشاره دارند كه هركدام در خصوص يك جنبه از يادگيري و برنامه يادگيري فراگيران است (تجس و اكر ، 2009). شكل 1- الگوي شماتيك طراحي برنامه درسي آموزش و يادگيري تركيبي براي نظام آموزشي بهويژه آموزش عالي بر اساس الگوي اكر (عجم، جعفري ثاني و بورنگ، 1396) نتيجه آنكه، با توجه به معايب و مزاياي آموزش حضوري و مجازي پيشگفته، پيشنهاد ميشود كه آموزش پس از كرونا در ايران اعم از ابتدايي، متوسطه و عالي تركيبي باشد، در راستاي عدالت آموزشي، صداوسيما ميتواند برنامههاي آموزشي پس از كرونا را در كنار آموزش حضوري كه توسط مدارس و دانشگاهها ارائه ميشود، ادامه دهد. بسياري از دانشآموزان و يادگيرندگان در مناطق محروم و شهرستانها امكان برخورداري از يك معلم يا استاد باتجربه و باسابقه را ندارند و به دليل شرايط خاص اين مناطق ممكن است از سرباز معلم و همكاراني كه بهخوبي آموزش نديده باشند، يا استادان جوان و كمتجربه استفاده كنند. زماني كه يادگيرندگان و مربيان فرصت پيدا ميكند از تدريس برترين مربيان در قاب تلويزيون استفاده كند، آموزش در سطح كشور ارتقا مييابد و اين موضوع گامي در راستاي عدالت آموزشي است. شبكه شاد يا lms يك بستر غني براي آموزش است، محتواي تمام دروس را معلمان يا استادان در سراسر كشور توليد كنند و در شبكه شاد يا سايتهاي دانشگاهها به اشتراك گذارند. همچنين تدريسهاي برتر براي بهرهمندي مربيان و يادگيرندگان در اين شبكهها بارگذاري شود. موضوع درسنامهها در شرايط كرونا تغيير پيدا كرده است، بحث تداوم پايش يادگيري بهصورت دورههاي زماني كوتاهمدت جزو دستاوردهايي است كه پس از دوره كرونا هم بهتر است تداوم داشته باشد.
كشور
ايران
لينک به اين مدرک