• شماره ركورد كنفرانس
    5563
  • عنوان مقاله

    بررسي انديشه هاي اجتماعي و عرفاني در اشعار مولوي

  • پديدآورندگان

    ويسي كبري دكتراي زبان و ادبيات فارسي ؛ دانشگاه آزاد ؛ شهركرد؛ ايران.

  • تعداد صفحه
    10
  • كليدواژه
    انديشه هاي اجتماعي , عرفاني , مولوي
  • سال انتشار
    1400
  • عنوان كنفرانس
    سومين كنفرانس ملي توسعه و علوم انساني با تاكيد بر علوم رفتاري و علوم اجتماعي
  • زبان مدرك
    فارسي
  • چكيده فارسي
    مولانا، عارف و شاعر بزرگ ايران زمين است كه نام اين ديار كهن را در جهان پرآوازه ساخت. تبيين عواطف آدمي، انسان محوري و چگونگي ارتباط با پروردگار و جهان اطراف از جمله انديشه‌هاي ناب اين عارف توانمند به شمار مي‌رود كه قدرت نگرشي متفاوت از زاويه‌هاي پنهان زندگي را آشكار كرد. انسان از ابتداي وجود خويش، همواره موجودي كجكاو و پرسشگر، و به دنبال اهدافي بوده كه او را به مقصد برساند، اما اين كه مقصد چيست، كجاست و كيست خود مسئله اي مهم بوده است، كه انسان را كنجكاوتر و هدفمند تر مي كند. مسئله شهود عرفاني از همان اوان زندگي اسلام و با آمدن قرآن آغاز گرديد و اين مسئله به عنوان راهي براي ارتباط بين انسان و خدا مطرح گرديد، مولوي در آثار روح بخش خود به مسائل عرفاني پرداخته و عقل جزوي و بحثي را در شناخت خداوند عاجز مي داند اما عقل عقل يا عقل كلي و عقل اولياء را مورد تمجيد قرار مي دهد. عرفان پيشينه دراز و متداوم در جهان بيني بشريت دارد اما امروز عرفان و پيام عرفاني سر از نو در انديشه و شورو حال مولانا جلال الدين محمد بلخي، براي بشريت و عصر حاضر به ويژه در اروپا و امريكا جدي گرفته شده است. مولانا انساني است متفاوت كه جهان بيني اش با فلسفه و منطق و علم فرق مي كند زيرا مولانا نه در پي استدالال است و نه دنبال بحث عقلاني و نه هم تجربه هاي حسي را جدي مي گيرد. بنابراين تفاوت او با ديگران، مولانا را هر چه بي كرانه تر و بزرگتر جلوه مي دهد كه فقط مي تواند اين بي كرانه گي مولانا در عرفان بگنجد و فراتر از فلسفه و علم، هستي و جهان را با رمزورازش دريابد و اين رمز و رازعالم هستي را مولانا نه با عقل بلكه با عشق مي خواهد، بكشايد. پس دريافت مولانا و درك جهان بيني او با منطق، فلسفه وعلم امكان ندارد، به اين معنا كه مولانا را فقط با شور و وجد وحال عرفاني مي توان شناخت بنابراين براي شناخت مولانا بايست عواطف عرفاني داشت يعني عارف بايد بود نه فليسوف و منطقدان.
  • كشور
    ايران