شماره ركورد كنفرانس
1111
عنوان مقاله
رويارويي ماهيت و وجود در انديشه هاي افلاطون و ارسطو نسبت به هنر
پديدآورندگان
كشاورز رامين نويسنده , آبسالان محب علي نويسنده
تعداد صفحه
13
كليدواژه
ارسطو , اصالت ماهيت , افلاطون
عنوان كنفرانس
مجموعه مقالات اولين همايش نواوري وتحقيق در هنر و علوم انساني
زبان مدرك
فارسی
چكيده فارسي
افلاطون با طرح نظریۀ مثل، حقیقت را كه تا پیش از اختراع ایده ها، موردي محسوس بود، به چیزي فراحسی تبدیل نمود
و در نتیجۀ آن، هنر و زیبایی كه به عالم حواس و پدیدارهاي محسوس وابسته است را به گونهاي بیاعتبار دانست. او
قلمرو شهود و معرفت حقیقی را جایگاه مثل و عرصۀ محسوسات، پندارها و تصاویر را پایگاه هنر قلمداد كرد كه از منظر او،
آن نه عالم بود است و نه نبود، بلكه عالم نمود است و بدینسان، هنر و محصول آنرا دور از حقیقت تعبیر كرد و مدعی شد
كه هنر با جزء فرو دست نفس ارتباط دارد كه تباهی جبرانناپذیري براي انسان به بار میآورد و ارتباطی با دانایی ندارد. از
طرفی ارسطو بر خلاف افلاطون، به اصالت وجود انسان و هنر معتقد بود و هنر را نتیجۀ آگاهی و تعقل انسان میدانست. او
سه ركن تحقق هنر را معرفت، كفایت و استعداد فطري معرفی نمود و مدعی شد علم و هنر با آگاهی و دانش سر و كار
دارند و در غایت مشتركند. اما اساس اختلاف نظر افلاطون و ارسطو در باب هنر چیست و از كجا نشأت میگیرد؟ همچنین
در حوضۀ هنر، چه مواردي میان افلاطون و ارسطو محل اختلاف میباشند؟ این پژوهش با بیان اصالت ماهیت و وجود و با
رویكردي به مبانی هنري افلاطون و ارسطو به مقایسه و تبیین آراء آنها خواهد پرداخت.
شماره مدرك كنفرانس
3953419
سال انتشار
1394
از صفحه
1
تا صفحه
13
سال انتشار
0
لينک به اين مدرک