شماره ركورد
1022360
عنوان مقاله
نمودهاي مفهوم «ديگري » در اشعار فروغ فرخ زاد
پديد آورندگان
بالو، فرزاد دانشگاه مازندران - گروه زبان و ادبيات فارسي , واقعه دشتي، مائده
تعداد صفحه
25
از صفحه
1
تا صفحه
25
كليدواژه
خود , ديگري , غياب , حضور , فروغ فرخزاد
چكيده فارسي
بازشناسي من و جهان، از طريق ديگري، يكي از مفاهيم بنيادين گفتمان تقابلي غرب را شكل مي دهد، چرا كه خودي فرضيه ي خويشتن شناسي آدمي است و عينيت بخشيدن به آن چه در درون خودي وجود دارد، با حضور ديگري تبلور مي يابد. از اين روست كه سپهر انديشگي ”ديگري“در حوزه هاي جامعه شناسي ، ادبيات، و فلسفه بسط يافته است. در اين پژوهش، ابتدا سير فكري و تاريخي مفهوم دگربودگي از نظر انديشه وراني چون هوسرل، هايدگر، لويناس، باختين، و كريستوا ارائه مي شود. سپس، با روش تحليل و توصيف محتوا، رهيافت هاي دگرانگاري در اشعار فرخ زاد بازنمايي مي گردد تا روند ديگرآييني در اشعارش نشان داده شود. در اين راستا، مرزهاي ديگري و من، براساس كنش هاي آن ها، طبقه بندي مي شوند كه از جمله ي آن ها مي توان به ”معشوق به مثابه ي ديگري“، ”زن به مثابه ي ديگري“، ”ديگري آرماني“، و... اشاره كرد. در نتيجه ي اين بررسي آشكار مي شود كه شاعر با استفاده از حضور و غياب خود و ديگري، فرضيه هاي مرتبط با ديگري جنسيتي را در اشعارش نمايان مي سازد. او با استفاده از ادبيات زنانه مي كوشد بر جامعه و فرهنگ مردسالارانه بشورد. آن چه در تحليل شعر فروغ، با پيش فرض غيريت/ديگري قابل تامل به نظر مي رسد، اين است كه ديگري هنگامي به حاشيه رانده مي شود كه شاعر از شگرد حديث نفس يا خودسرايي استفاده مي كند.
سال انتشار
1396
عنوان نشريه
ادبيات پارسي معاصر
فايل PDF
7503215
عنوان نشريه
ادبيات پارسي معاصر
لينک به اين مدرک