شماره ركورد
1104257
عنوان مقاله
تجلي خواننده ضمني در ساز موسيقي و تسميه ي شراب؛ مورد كاوي باده سرايي ابن فارض و اعشي
پديد آورندگان
طالب زاده شوشتري ، عباس دانشگاه فردوسي مشهد - گروه زبان و ادبيات عربي , مميزي ، سعيده دانشگاه فردوسي مشهد
تعداد صفحه
21
از صفحه
87
تا صفحه
107
كليدواژه
نظريه مخاطب , خواننده ضمني , ابنفارض , أعشي , موسيقي
چكيده فارسي
نظريه هاي خوانندهمحور به مثابه نگاه نقديِ نو، افق هاي جديدي از زيبايي شناسي متون ادبي را به روي ما مي گشايند. اين نظريات ضمن تأكيد بر نقش و اهميت مخاطب، به بررسي چند و چون ارتباط متن ادبي و خواننده متن مي پردازد. يكي از فاكتورهايي كه در ذيل اين نظريه مطرح شده «خواننده ضمني» است. اين خواننده به عنوان حلقه واصل متن و خواننده هاي اصلي، زمينه تحليلِ تعامل آن دو را فراهم مي كند. در اين نوشتار چارچوب ظهور «خواننده ضمني» در دو لوحِ «نامِ شراب» و «موسيقي شعر» و در دو نوع شعرِ باده بررسي شده است. اول خمريه روحي و رمزي ابن فارض و دوم خمريات مادي أعشي. در اين پژوهش مشخص گرديد نام شراب در شعر ابن فارض، نقطه ثقل سروده اوست و خواننده ضمنياش نيز محو اين نام است؛ درحالي كه مخاطبِ ضمنيِ شعرِ أعشي مركزيت شعر را نه خود شراب بلكه از آنِ تأثير آن و تلذذات خود مي داند. از ديگر سو مخاطب ضمنيِ هر دو اثر علاقه مند موسيقي اند؛ ليكن موسيقي خاص خودشان، موسيقي شعر بيش از هر چيزي انعكاس جان، روح و حالي است كه شاعر شعر خود را براي آن مهيا كرده است و بايد جزء جزء آن به عنوان يكي از تماثيل شعري، با ماتريس كليِ اثر هماهنگ و متناسب باشد، موسيقيِ باده سراييِ اين به نرمي و لطافت متمايل است و ديگري رو به سوي يك شب عياشي دارد، هرچند گاهي تماثيل موسيقايي مشتركي بين آن دو مي بينيم ولي در نگاه كلي و در كنار جمع تماثيل ديگر، روشن مي شود كه با وجود اشتراك جزئي هر يك گوياي هندسه متفاوتي هستند و تمام تفاوت ها و شباهت هاي آنها، نشانگر ضعف يا نقص يكي از آنها نيست بلكه بيانگر يك نظام منحصر به فرد موسيقيايي در شعر هركدام هست كه نمايي از طلب خواننده ي ضمني هر كدام به نمايش مي گذارد.
عنوان نشريه
ادب عربي
لينک به اين مدرک