شماره ركورد
1200038
عنوان مقاله
اشارات و مضمونهاي دستار و دستاربندي در ادب فارسي
پديد آورندگان
موسوي ، جلال دانشگاه پيام نور - گروه زبان و ادبيات فارسي
از صفحه
143
تا صفحه
180
كليدواژه
دستار در ادب فارسي , دستاربندان در ادبيات فارسي , كميت و كيفيت دستار و دستار بندي , تحليل واژگان ادبيات فارسي كلاسيك فارسي.
چكيده فارسي
اين پژوهش ابتدا وجوهي از دستار را كه توجه ادبا را جلب كرده است، سپس زمينه ها و دلايل اشارات متعدد به اين سرپوش و علل كثرت مضامين مرتبط با آن را در آثار ادبي بنمايد. اين امر نه تنها جنبه هاي نهفته از فرهنگ البسه را ميتواند آشكار كند بلكه دستاربندان، و احوال و منش آنها را نيز ميتواند نمايان سازد. بنابراين، در اين مقاله به روش كتابخانه و با توجه به ديوان شاعران و برخي متون ديگر، ابتدا اشارات دستار و مضمونهاي ساخته شده از آن استخراج، سپس هر يك، ذيل عناوين معين تقسيم بندي و به شيوۀ توصيفي تحليلي بررسي شده اند. طبق ابعاد « و از حيثِ » نحوۀ بستن و قرارگرفتن در سر « بررسيهاي صورت گرفته، دستار از جنبۀ مكرر محل اشارات و مضمون آفرينيها شده است. در نحوۀ بستن دستار و ،» كمي و كيفي قرارگرفتن آن بر سر، اشارات و مضامين ناظر به دو نوع دستاربنديِ كلي، يعني دستاربندي عام و دستاربندي خاص است. در دستاربندي عام و رايج، به پيچ وتابه اي متعارف دستار و به نهادن اشيايي همچون مسواك، نامه و پول در ميان آن پيچ وتاب ها توجه شده است. در حالت خاص دستاربندي نيز، اشارات و مضامين از اشكال بستن دستار، يعني كج بستن، تَحت الحَنَكي بستن و آشفته بستن آن حاصل شده است. اما آنگاه كه ابعاد كمي و كيفي دستار مورد توجه شاعران قرار گرفته، اشارات و مضامين بر آمده از اندازه، گراني، جنس، رنگ، آرايش و دنباله هاي دستار بوده است. از آنجا كه در ادب فارسي سخن از دستار عمدتاً ناظر به احوال و جايگاه اقسام دستاربندان، و نحوۀ مواجهه با آنهاست، ميتوان گفت زمينۀ اصلي توجه به وجوه مختلف دستار، و ايراد اشارات و ساختن مضامين از آن وجوه، در همين امر نهفته است. درواقع انتقادات گسترده به دستاربندان بويژه نفي و ردِ اهل صلاح و صاحب مناصبان آنها، عامل شكل گيري بخش عمدهاي از توجهات به اين سرپوش در پهنۀ ادب فارسي شده است.
عنوان نشريه
پژوهشهاي ادبي
عنوان نشريه
پژوهشهاي ادبي
لينک به اين مدرک