شماره ركورد
1208960
عنوان مقاله
مقايسه تأثير تمرين مقاومتي سنتي و با انسداد جريان خون بر برخي شاخصهاي هورموني آنابوليكي و كاتابوليكي مردان ميانسال فعال
پديد آورندگان
پاكزاد ، فريد دانشگاه تبريز - دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي - گروه فيزيولوژي ورزشي , وكيلي ، جواد دانشگاه تبريز - دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي - گروه فيزيولوژي ورزشي , نيكوخصلت ، سعيد دانشگاه تبريز - دانشكده تربيت بدني و علوم ورزشي - گروه فيزيولوژي ورزشي
از صفحه
45
تا صفحه
54
كليدواژه
آنابوليك , كاتابوليسم , انسداد جريان خون , ميانسالي , هورمون
چكيده فارسي
هدف: به تازگي، استفاده از تمرين مقاومتي با انسداد جريان خون (BFR) به عنوان جايگزيني براي تمرينات مقاومتي سنگين براي افراد ميانسال و سالمند توصيه شده است. لذا، هدف تحقيق حاضر مقايسه تأثير تمرين مقاومتي با BFR و تمرين سنتي بر سطوح عوامل هورموني آنابوليك و كاتابوليك در مردان ميانسال فعال بود. روش شناسي: در مطالعه نيمهتجربي حاضر 20 مرد ميانسال فعال (2/53±47/65 سال) داوطلب انتخاب و به صورت تصادفي در دو گروه تمرين مقاومتي با انسداد جريان خون (BFR) و تمرين سنتي قرار گرفتند. 4 هفته تمرين مقاومتي گروه BFR شامل حركت جلو پا و پرس پا با شدت 20 درصد 1RM، يك ست 30 تكراري و 2 ست 15 تكراري و گروه تمرين مقاومتي سنتي شامل همان حركات با شدت 80 درصد 1RM در سه ست 10 تكراري بود اجرا كردند. نمونههاي خوني قبل، بلافاصله بعد (براي هورمونهاي تستوسترون و كورتيزول و لاكتات) و 24 ساعت پس از آخرين جلسه تمريني (براي هورمون رشد و عامل رشد شبه انسوليني–1) اخذ شد. دادهها با آزمونهاي آماري تحليل واريانس و تي مستقل در سطح معنيداري كمتر از 0/05 آناليز شدند. يافته ها: افزايش غلظت استراحتي هورمون رشد و IGFI سرمي پس از پروتكل تحقيق معنيداري بود و تفاوت معنيداري بين دو گروه وجود نداشت. با اين حال، تمرين مقاومتي با BFR و تمرين سنتي باعث تغيير معنيداري در غلظت كورتيزول و تستوسترون نشد. نتيجه گيري: بر اساس نتايج به نظر ميرسد احتمالاً استفاده از تمرينات مقاومتي با BFR طي دوره ميانسالي نسبت به تمرين مقاومتي سنتي داراي به لحاظ پاسخ و سازگاري عوامل هورموني آنابوليك داراي برتري نميباشد، اما به لحاظ اجرا ممكن است بهتر باشد.
عنوان نشريه
مطالعات كاربردي تندرستي در فيزيولوژي ورزش
عنوان نشريه
مطالعات كاربردي تندرستي در فيزيولوژي ورزش
لينک به اين مدرک