شماره ركورد
1266452
عنوان مقاله
ساختارشناسي داستان رستم و اسفنديار و توازن قدرت در انديشۀ سياسي ايران باستان
پديد آورندگان
قاسمي فيروزآبادي ، سامان دانشگاه ميبد - دانشكده علوم انساني - گروه ايرانشناسي , اسحاقيه ، پيمان دانشگاه آزاد اسلامي واحد يزد
از صفحه
215
تا صفحه
242
كليدواژه
توازن قدرت , ايران باستان , پهلوان , شاه , رستم و اسفنديار
چكيده فارسي
در داستان رستم و اسفنديار شاهد نبرد دو پهلوان نامي هستيم كه يكي بر اين باور است كه «نبيند مرا زنده با بند كس» و ديگري به صراحت مي گويد «نباشد ز بند شهنشاه ننگ». آن چه فرجامِ ناگزيرِ داستان را به نبرد اين دو پهلوان مي كشاند، تفاوت نگاه آن دو به نهاد شاهي و نهاد پهلواني است كه يكي برخاسته از سنت ايران پيش زرتشتي و ديگري برگرفته از اصلاحات زرتشت است. در اين مقاله با روش ساختارگرايي جايگاه نهاد پهلواني و مناسبات آن با نهاد شاهي در دو سنت پيش لهراسپي و لهراسپيگشتاسپي بررسي مي شود. از ويژگي هاي مهم نهاد پهلواني در سنت پيشلهراسپي وجود خاندان نيرم به عنوان نمايندۀ گوهر پهلواني، اعتبار اقناع كنندۀ هويت پهلواني، استقلال و آزادي پهلوان، وساطت ميان شاه و مردم، نظارت بر دادورزي نهاد شاهي و محدودكردن قدرت شاه را مي توان برشمرد. در سنت لهراسپيگشتاسپي پهلوان متعلق به خاندان شاهي است، هويت معتبري ندارد و دستبسته و مطيع مطلق فرامين است و نقشي جز جنگيدن زير درفش شاه ندارد. در مقابل اين نهاد، نهاد شاهي اقتداري نامحدود دارد و هيچ نهادي براي نظارت بر عملكرد شاه و تحديد آزمندي هاي او تعريف نشده است. به نظر مي رسد سنت لهراسپيگشتاسپي محصول اصلاحاتي است كه شخص زرتشت يا موبدان به نام زرتشت انجام داده اند.
عنوان نشريه
پژوهشنامه ادب حماسي
عنوان نشريه
پژوهشنامه ادب حماسي
لينک به اين مدرک