شماره ركورد
1347882
عنوان مقاله
مقايسه روشهاي ترسيمي و آماري تعيين تعداد واحد نمونهبرداري در مطالعات پوشش گياهي اكوسيستمهاي بياباني زيركوه خراسان جنوبي
پديد آورندگان
رستم پور ، مسلم دانشگاه بيرجند - دانشكده منابع طبيعي و محيط زيست - گروه مرتع و آبخيزداري، گروه پژوهشي خشكسالي و تغيير اقليم , ساغري ، محمد دانشگاه بيرجند - دانشكده منابع طبيعي و محيط زيست - گروه مرتع و آبخيزداري
از صفحه
97
تا صفحه
113
كليدواژه
شدت نمونهبرداري , منحني تجمع گونهاي , روابط كوكران , ضريب تغييرات
چكيده فارسي
سابقه و هدف: تعيين حداقل تعداد واحد نمونهبرداري و حداقل پارامترهاي مورد اندازهگيري؛ از ملزومات اساسي اندازهگيري پوشش گياهي است. روشهاي مختلفي براي اين منظور، بكار برده ميشود. روشهاي ترسيمي و شاخصههاي آماري، از رايجترين روشها ميباشند كه بر اساس آن، با اندازهگيري يك يا تعدادي از صفات گياهي گونه غالب؛ تعداد واحدهاي نمونهبرداري، مشخص ميگردد. از اينرو، در پژوهش حاضر، دو روش مذكور، در اكوسيستمهاي بياباني زيركوه خراسان جنوبي با غالبيت گونههاي Salsola richteri و Ammotamnus lehmannii، مورد مقايسه قرار گرفت. مواد و روشها: براي انجام پژوهش، محدودهاي از رويشگاه، به وسعت ۱۰۰ هكتار، بهعنوان توده معرف، انتخاب شد و جهت تعيين تعداد واحدهاي نمونهبرداي، با استناد به مطالعات قبلي و پراكندگي پوشش گياهي؛ تعداد 10 پلات اوليه به اندازه 10×10 متر، بهصورت تصادفي در داخل توده معرف، مستقر شد. سپس با اضافه كردن تعداد پلاتها و برآورد ميانگين درصد پوشش تاجي و تعداد پايههاي گياهي گونه Salsola richteri در دفعات مختلف؛ تعداد مناسب واحد نمونهبرداري، به روش ترسيمي رايج در مطالعات مرتعداري و كاربرد منحني تجمع گونهاي (SAC)، مشخص گرديد. همچنين با محاسبه آمارههاي اول و دوم كوكران، يامن، حدود اطمينان و ضريب تغييرات؛ تعداد مناسب واحد نمونهبرداري نيز به روش آماري، تعيين گرديد. براي اين منظور، تمامي محاسبات آماري، در بسته biotools در محيط نرم افزار R ، انجام شد. نتايج: بر مبناي كاربرد روشهاي ترسيمي، تعداد مناسب واحد نمونهبرداي، بر مبناي كاربرد منحني تجمع گونهاي (SAC)، 40 عدد و بر اساس روش رايج در مطالعات مرتعداري، 50 عدد، تشخيص داده شد. با استفاده از آمارههاي اول و دوم كوكران و ضريب اصلاحي با ميزان خطاي قابل قبول 10 درصد، بهترتيب 78 تا 92 واحد نمونهبرداي، ، براي رويشگاه مورد پژوهش، مناسب است كه اگر نمونهبرداري اوليه تا سطح توان ۱۰۰ درصد، ادامه داده شود؛ در نتيجه، حدود ۲۰۰ واحد نمونهبرداري، لازم خواهد بود. تعداد واحد نمونهبرداري قابل محاسبه توسط آماره دامنه تغييرات (حداقل: 53، حداكثر: 160 و بهينه: 75)، به تعداد محاسبه شده توسط رابطه كوكران، نزديكتر است. ضعيفترين آماره براي محاسبه تعداد واحد نمونهبرداري، ضريب تغييرات است كه بر اساس آن، تعداد ۱۰ پلات با كمترين ضريب تغييرات، مناسبترين تعداد واحد نمونهبرداي براي رويشگاه، تشخيص داده شد. مناسب ترين تعداد پلات در منطقه مورد مطالعه 75 عدد پيشنهاد شد، چرا كه تعداد بهينه پلات با حداقل تلاش نمونه برداري (از لحاظ هزينه و زمان) اطلاعات بيشتري را فراهم مي كند. نتيجهگيري: نتايج پژوهش، نشان داد كه بر مبناي كاربرد روشهاي ترسيمي، بيش از 40 واحد نمونهبرداي، براي اندازهگيري پوشش گياهي، مناسب است كه بهلحاظ آسان بودن شمارش پايههاي گياهي در روش منحني تجمع گونهاي نسبت به تخمين درصد پوشش تاجي در روش ترسيمي رايج در مطالعات مرتعداري و همچنين، هزينه كمتر روش منحني تجمع گونهاي، بهواسطه كاربرد تعداد كمتري واحد نمونهبرداري؛ روش منحني تجمع گونهاي، براي محاسبه تعداد مناسب واحد نمونهبرداري براي اكوسيستمهاي بياباني منطقه، پيشنهاد ميگردد. همچنين بر مبناي نتايج، رابطه معنيداري بين ضريب تغييرات (CV) و تعداد واحد نمونهبرداي اوليه، وجود ندارد. يعني افزايش تعداد واحد نمونهبرداري (پلات)، لزوما منجر به كاهش انحراف معيار دادهها نميشود، از اينرو، پيشنهاد ميشود در مطالعاتي كه تعداد نمونه اوليه كمتر از 40 عدد انتخاب ميشود؛ از روش ترسيمي يا رابطه ضريب تغييرات با تعداد پلات، براي تعيين تعداد واحد نمونهبرداري، استفاده نشود.
عنوان نشريه
مرتع
عنوان نشريه
مرتع
لينک به اين مدرک