• شماره ركورد
    1348678
  • عنوان مقاله

    نسبت ميان مابعدالطبيعه و اخلاق در انديشه دكارت

  • پديد آورندگان

    شهرآييني ، مصطفي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي - پژوهشكده فلسفه - گروه فلسفه

  • از صفحه
    7
  • تا صفحه
    32
  • كليدواژه
    انسان دكارتي , اخلاق , نفس , ذهن , حيات , انديشه
  • چكيده فارسي
    يكي از شالوده‌هاي نظام فكري دكارت تعريف تازه‌اي است كه از انسان به‌دست مي‌دهد. در كتاب تأملات (تأمل دوم) و نيز در كتاب جست‌وجوي حقيقت، تعريف رسمي ارسطويي انسان در مقام «حيوان ناطق»، بر اساس وضوح و تمايز دكارتي، آشكارا دست‌خوش اين چالش مي‌گردد كه در اين تعريف، دو مفهوم مبهم «حيات» و «نطق» محوريت دارد. در تعريف تازه دكارتي،‌ انسان «شيئ انديشنده ناممتد» است. اما بايد توجه داشت كه انديشنده ‌بودن انسان دكارتي با ناطق‌ بودن انسان ارسطويي بسيار فرق دارد، به اين معنا كه انديشه تنها در ساحت «ذهن» تحقق مي‌يابد در حالي كه نطق متعلق به وادي «نفس» است. نظر به اين‌كه دكارت مي‌خواهد خود را از هرچه مفهوم مبهم و كيفي است، برهاند، نه‌تنها نطق كه حيوانيت انسان نيز دست‌خوش چالش مي‌شود، چراكه «حيات» نيز مفهومي است كه در دوگانه‌انگاري انديشه/امتداد دكارتي جاي نمي‌گيرد. حال، بايد ديد آيا انساني كه در او نفس به ذهن، نطق به سخن‌گفتن، و حيات به صرفِ حركت و حرارت اندام‌هاي دروني فروكاسته مي شود، مي‌تواند مانند انسان ارسطويي به عالم، به ديگر انسان‌ها و به ديگر حيوانات نگاه اخلاقي داشته باشد يا خير؟ آيا انساني كه در تعريف او، حتي احساس و تخيل نيز در زمره قواي درجه دوم اوست، مي‌تواند وارد ساحت اخلاق شود؟ آيا چنين انساني مي‌تواند در قبال جهانِ يك‌سره ممتد و فاقد حيات، احساس تكليف اخلاقي داشته باشد؟
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي مابعدالطبيعي
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي مابعدالطبيعي