• شماره ركورد
    1349060
  • عنوان مقاله

    باستان مردم‌شناسي قلمرو در قرارگاه‌هاي رفتاري نيمه يك‌جانشيني آغاز هلوسن؛ (ارائه مدل برپايۀ پژوهش كيفي و مطالعۀ موردي)

  • پديد آورندگان

    قرباني ، حميدرضا دانشگاه هنر اصفهان - دانشكدۀ حفاظت و مرمت - گروه باستان شناسي

  • از صفحه
    7
  • تا صفحه
    34
  • كليدواژه
    باستان مردم شناسي , قلمرو و قلمروگرايي , قرارگاه رفتاري , نيمه يك جانشيني , تفسير باستان شناختي
  • چكيده فارسي
    پديدۀ «مرزبندي مكاني»، از پيش‌ازتاريخ تاكنون نقش مهمي در تكوين، تثبيت، حفاظت و هويت‌بخشي فضاهاي انسان‌ساخت و قرارگاه‌هاي رفتاري داشته است. پديدارها و فرهنگ مادي مبيّن آن به‌مثابه داده، و داده‌ها به‌لحاظ ماهيت در باستان‌شناسي داراي محدوديت و از جنبۀ شكلي-ريختي قابل شناسايي‌اند؛ اما مردم‌نگاري، روان‌شناسي محيطي و معماري بيان‌گر تنوع و عرصه‌هاي گوناگون پيدا و پنهان آن -به‌مثابه قلمرو- در قرارگاه‌هاي رفتاري سنتي‌اند؛ بنابراين پديدۀ قلمرو ازنظر فضايي، رفتاري و مفهومي تشخيص‌پذير است، اما بيشتر يك پديدۀ ذهني-ادراكي‌ست تا يك ويژگي شكلي-ريختي. با اين‌حال، چگونگي مؤلفه‌ها و وجوه سه‌گانۀ قلمرو در قرارگاه‌هاي رفتاري پيش‌ازتاريخي -اگر نگوييم هيچ- بسيار كم موردتوجه بوده و مطالعات پيشين بيشتر بر مفاهيمي مانند دارايي و مرز تمركز داشته‌اند. درك و بازشناسي مفهوم قلمرو و قلمروگرايي در قرارگاه‌هاي رفتاري پيش‌ازتاريخي در پرتو قياس بين داده‌هاي باستان‌‌شناختي و يافته‌هاي قرارگاه‌هاي سنتي رفتاري و در چارچوب باستان‌مردم‌شناسي و استدلال‌هاي كاربرد‌اش امكان‌پذير است. با اين‌وجود، آيا قلمرو و قلمروگرايي، مؤلفه‌ها و عرصه‌هاي سه‌گانۀ آن در بافت‌هاي باستان‌شناختي و پويا از مفهوم يكساني برخوردارند؟ و آيا مي‌توان از آن‌ براي تفسير بافت‌هاي باستان‌شناختي مشابه استفاده كرد؟ اين پژوهش، با اتكا بر نمونه‌هاي باستان‌شناختي (نمريك 9 و معلفات-ميان‌رودان) و مردم‌نگاري(ملّه تنگليا-ايران)، از نوع كيفي و از ديدگاه روش‌شناسي بر توصيف، تحليل، تفسير، و ازمنظر روش، يك تحقيق باستان مردم‌شناختي مبتني‌بر قياس‌هاي‌ تطبيقي عام و ساختاري است؛ بنابراين برپايۀ مشاهده و مصاحبه (مردم‌نگاري) و بررسي و تحليل اسنادي (باستان‌شناختي)، موارد مذكور در بافت‌هاي پويا و ايستا بررسي شده است. نتايج پژوهش نشان مي‌دهد مؤلفه‌ها و وجوه قلمرو در هر دو بافت باستان‌شناختي و سيستميك وجود داشته و به‌واسطۀ تئوري بُرد مياني قابل ادراك و تفسير بوده و دست‌يابي به آن از دو منظر عيني و ذهني، در قابليت تبيين و تفسير باستان‌شناختي نحوۀ دسترسي به فضاهاي مختلف اجتماعي و مكاني انسان‌ساخت راه‌گشاست.
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي باستان شناسي ايران
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي باستان شناسي ايران