شماره ركورد
1349466
عنوان مقاله
تبيين روابط ساختاري كيفيت زندگي بر اساس سازگاري هيجاني و سازگاري زناشويي با ميانجيگري راهبردهاي مقابلهاي در زنان مبتلا به سندرم پليكيستيك تخمدان
پديد آورندگان
مرشدي ، طاهره دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي - دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي , صالحي ، مهديه دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي - دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي , فرزاد ، ولي اله دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي - دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي , حسني ، فريبا دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي - دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي , شكيبازاده ، الهام دانشگاه تهران - دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكي
از صفحه
27
تا صفحه
39
كليدواژه
كيفيت زندگي , سازگاري هيجاني , سازگاري زناشويي , راهبردهاي مقابلهاي , سندرم تخمدان پليكيستيك
چكيده فارسي
زمينه و هدف: بيماري سندرم تخمدان پليكيستيك به دليل عوارض جسمي و روانشناختي زياد، منجر به كاهش كيفيت زندگي شده است. هدف از انجام اين پژوهش تبيين روابط ساختاري كيفيت زندگي بر اساس سازگاري هيجاني و سازگاري زناشويي با ميانجيگري راهبردهاي مقابلهاي در زنان مبتلا به سندرم پليكيستيك تخمدان بود. روش و مواد: اين پژوهش به روش همبستگي با استفاده از مدليابي معادلات ساختاري انجام شد. جامعه آماري شامل كليه زنان متأهل 20 تا 50 سال داراي سندرم تخمدان پلي كيستيك مراجعه كننده به بيمارستانهاي تحت پوشش دانشگاه هاي علوم پزشكي شهر تهران (آزاد و دولتي) در سال 99-1398 بودند. از بين بيمارستانهاي داراي كلينيك زنان در شهر تهران بيمارستان بوعلي و بيمارستان جامع آرش با روش نمونهگيري تصادفي ساده در نظر گرفته شد و تعداد 300 نفر نمونه با روش نمونهگيري در دسترس از بين زنان داراي سندرم تخمدان پلي كيستيك مراجعهكننده به اين مراكز انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه هاي سازگاري هيجاني، سازگاري زناشويي، راهبردهاي مقابلهاي و كيفيت زندگي جمع آوري شدند و با استفاده از نرم افزارهاي PLS و SPSS.25 با روش همبستگي-پيرسون و مدل سازي معادلات ساختاري و تحليل شدند. يافته ها: با افزايش نمره سازگاري هيجاني با ميانگين (انحراف معيار) 94.1 (1.2) و سازگاري زناشويي با 103.1 (1.2)، نمره كيفيت زندگي با ميانگين (انحراف معيار) 77.7 (0.73) افزايش يافت (0.01 P). همچنين با افزايش ميانگين (انحراف معيار) راهبرد مسأله مدار 48.7 (8.5) نمره كيفيت زندگي افزايش و با افزايش راهبرد هيجان مدار با ميانگين (انحراف معيار) 53.1 (9.6)، نمره كيفيت زندگي كاهش يافت (0.01 P). راهبرد مقابله اي مسئله مدار (0.28=β) و هيجان مدار (0.24-=β) در رابطه بين سازگاري هيجاني و كيفيت زندگي نقش واسطه اي داشت به اين صورت كه با افزايش ميزان راهبرد مقابله اي مسئله مدار، و كاهش ميزان راهبرد مقابله اي هيجان مدار، نمره كيفيت زندگي افزايش يافت. راهبرد مقابله اي مسئله مدار (0.32=β) و هيجان مدار (0.30-=β) در رابطه بين سازگاري زناشويي و كيفيت زندگي نقش واسطه اي داشت به اين صورت كه با افزايش راهبرد مقابله اي مسئله مدار، و كاهش راهبرد مقابله اي هيجان مدار، نمره كيفيت زندگي افزايش يافت. نتيجهگيري: مطالعه نشان داد سازگاري هيجاني و زناشويي هر دو موجب بهبود كيفيت زندگي زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلي كيستيك شد. راهبرد مسأله مدار نيز با بهبود كيفيت زندگي همراه بود اما راهبرد هيجان مدار موجب بدتر شدن كيفيت زندگي شد. علاوه بر اين راهبرد مقابله اي مسئله مدار و هيجان مدار در رابطه بين سازگاري هيجاني و سازگاري زناشويي با كيفيت زندگي نقش واسطه اي داشت، يعني با افزايش راهبرد مسأله مدار، كيفيت زندگي بهتر و با افزايش راهبرد هيجان مدار كيفيت زندگي بدتر شد.
عنوان نشريه
سلامت اجتماعي
عنوان نشريه
سلامت اجتماعي
لينک به اين مدرک