شماره ركورد
1349508
عنوان مقاله
سنجش تعاملات و همكاريهاي بين سازماني در مقالات علمي حوزه مهندسي برق و الكترونيك ايران با رويكرد مدل مارپيچ سهگانه
پديد آورندگان
زارع خورميزي ، سحر دانشگاه يزد - گروه علمسنجي , حاضري ، افسانه دانشگاه يزد - گروه علم اطلاعات و دانششناسي , مصطفوي ، اسماعيل دانشگاه يزد - گروه علم اطلاعات و دانششناسي
از صفحه
311
تا صفحه
338
كليدواژه
مدل مارپيچ سهگانه , همنويسندگي , مهندسي برق و الكترونيك , همكاري علمي , تعاملات سازماني , توليد علم
چكيده فارسي
هدف: مدل مارپيچ سه گانه تعاملات بين دانشگاه، صنعت و دولت را مورد سنجش قرار ميدهد و به عنوان يك چارچوب هنجاري براي درك تعاملات بين بازيگران اصلي در سيستمهاي نوآوري توسط محققان استفاده ميشود. هدف اصلي پژوهش حاضر، تحليل پويايي تعاملات سازماني در توليد مقالات علمي حوزۀ مهندسي برق و الكترونيك ايران است. لذا، پژوهش حاضر به سنجش كمّي وضعيت همكاريهاي بين سازماني در مقالات علمي حوزه مهندسي برق و الكترونيك ايران با رويكرد مدل مارپيچ سهگانه در گستره كشور ايران پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نوع كاربردي بوده كه با استفاده از مدل مارپيچ سهگانه و براساس شاخص رسانش عدم قطعيت T(UIG) به عنوان شاخص تعامل دانشگاه-صنعت-دولت انجام شده است. جامعه آماري پژوهش شامل 19802 مقاله علمي نمايه شده در پايگاه وب آو ساينس از ايران در حوزۀ مهندسي برق و الكترونيك (2019-2010) است. پس از استخراج دادهها، در اين پژوهش، از نرمافزار TH بهمنظور تبديل دادهها به فرمت اكسل و محاسبه عدم قطعيت تعاملات اركان استفاده شد. بهمنظور تحليل مناسب در اين خصوص، ابتدا براساس روند مرسوم و متداول تحقيقات اين حوزه دانشگاه با كد U، صنعت با كد I، دولت با كد G در نظر گرفته شد. يافتهها: يافتههاي پژوهش مويد اين است كه تعداد مقالات در بازه زماني مورد بررسي رشد يافته و از 1019 مقاله در سال 2010 به 3216 مقاله در سال 2019 رسيده است. در بررسي روند رشد مقالات هر يك از اركان مشخص شد كه توليد مقالات در هر سه ركن داراي رشد صعودي بوده و ضريب رشد مقالات از سال 2010 تا سال 2019 براي دانشگاه 0.63، صنعت 2.5 و دولت 1.8 بوده است. بيشترين همكاري بين دانشگاه و صنعت صورت گرفته و كمترين ميزان همكاري بين دولت و صنعت واقع شده است. يافتهها، همچنين نشان داد بالاترين ميزان تعاملات مربوط به دانشگاه- دولت در سال 2010 و پايينترين تعاملات مربوط به دولت- صنعت است كه در اكثر سالها نزديك به صفر بوده و نشاندهنده استقلال و عدم ارتباط اركان مذكور است. يكي از نتايج قابلتوجه اين است كه در سالهاي 2010-2019 تعامل بين دانشگاه- صنعت در تضاد با تعامل دوگانه دانشگاه- دولت بوده است. تعامل دانشگاه- صنعت با تعامل صنعت- دولت طي سالهاي مورد بررسي همسو بوده است. در سال 2014 تعامل بين اركان دوگانه و سهگانه صفر بوده است، در حاليكه تعامل دانشگاه- صنعت در اين سال به بالاترين ميزان خود ميرسد. همچنين، در سال 2014 بالاترين تعامل بين اركان دوگانه مربوط به دانشگاه- صنعت صورت گرفته است و در خصوص روابط سهگانه در سال 2010 بيشترين ميزان تعامل سهگانه بين اركان دانشگاه- صنعت- دولت مشاهده ميشود. براساس مقادير شاخص T، بيشترين ميزان تعاملات اركان دوگانه و سهگانه به ترتيب بين دانشگاه- دولت، دانشگاه- صنعت- دولت، دانشگاه- صنعت، و صنعت- دولت ديده شده است. تعامل اركان دوگانه و سهگانه در سال 2014 نزديك به صفر بوده، ولي در اين سال تعامل دانشگاه- صنعت روندي بسيار افزايشي داشته كه حاكي از عدم سرمايهگذاري دولت بر صنعت بوده و به عبارتي هركجا كه نقش دولت كمرنگتر ميشود، نقش صنعت نمايانتر است. نتيجهگيري: در مجموع، در حوزۀ مهندسي برق و الكترونيك ايران، نمودار تعامل بين اركان سهگانه در سالهاي مختلف داراي نوسانات بسيار اندكي بوده و پيشرفتي نداشته است. جدا بودن ساختارهاي نهادي و در نتيجه، افزايش روندهاي ديوانسالاري مياننهادي، مانع تعامل موثر شده و حوزههاي نهادي مانند دانشگاه و صنعت به داشتن نقشي منفعلانه در فرآيند توليد دانش يا به اشتراكگذاري دانش شناخته ميشود. بر اين اساس، توسعه برخي سياستهاي علم و فناوري و راهبردهاي پژوهشي و صنعتي براي ارتقاي شبكه نوآوري دانشگاه-صنعت-دولت به عنوان يك ضرورت پيشنهاد شده است. يكي از نكات بسيار مشهود اين پژوهش، اهميت حضور بخش دولتي است كه با حمايت از اركان علمي ميتواند نقش مؤثري را در تعاملات داشته باشد. با توجه به شرايط خاص حاكم بر توليدات علمي كشور، جايگاه حمايتهاي دولتي و انگيزشهاي موجود كه از طريق اين بخش به فضاي علمي تزريق ميشود، هدايت و توسعه اقدامات پژوهشي و تسريع توليد علم در كشور مشخص خواهد شد. يكي از راهكارهاي اهتمام بيشتر به توسعه فناوري و تعامل بيشتر دو ركن دانشگاه- صنعت نيز سياستگذاريهاي حمايتي و هدايتي دولت است كه در صورت وجود هوشمندي بيشتر، شايد زمينهساز تقاضامحوري و مسئلهمحوري پژوهشهاي دانشگاهي و ارتقاي نوآوري و توسعه فناوري در بخش صنعت و افزايش بهرهبرداري از سرمايههاي فراوان بخش دانشگاهي كشور باشد. با توجه به يافتههاي حاصل از پژوهشهاي متعدد، استفاده از رويكرد مدل مارپيچ سهگانه و قابليتهاي آن در سنجش و پويايي دانش و تعاملات و همكاريهاي فناورانه و دانشي و حتي توليدي در حوزههاي مختلف دانش توصيه ميشود.
عنوان نشريه
علوم و فنون مديريت اطلاعات
عنوان نشريه
علوم و فنون مديريت اطلاعات
لينک به اين مدرک