• شماره ركورد
    1350049
  • عنوان مقاله

    روايت به مثابۀ ضدمنظر: خوانش رمان فو اثر جي. ام. كوتسي

  • پديد آورندگان

    اميري ، سيروس دانشگاه كردستان - دانشكدۀ زبان و ادبيات - گروه زبان و ادبيات انگليسي , قرباني ، سميه دانشگاه تهران - دانشكدۀ زبان‌ها و ادبيات خارجي

  • از صفحه
    1
  • تا صفحه
    29
  • كليدواژه
    روايت , ضدمنظر , واسازي , پسامدرنيسم , ادبيات پسااستعماري
  • چكيده فارسي
    در اين مقاله، با بهره‌گيري از مفهوم «ضدمنظر» از پرامود كي. نايار به خوانش رمان فو اثر جي. ام. كوتسي پرداخته‌ايم. نايار اصطلاح «ضدمنظر» را براي اشاره به آن بخش از واقعيت به كار مي‌برد كه، به دليل ايجاد حفره يا وقفه در جريان منظرسازيِ رسانه‌اي، به شيوه‌اي نظام‌مند، و با شگردهاي ويژه، از محتواي رسانه‌هاي «جريان اصلي» حذف مي‌شوند. كوتسي در اين رمان، كه در واقع بازنويسي رابينسون كروزو شاهكار دانيل دفو است، با استفاده از زبان و روايت خودآگاه، جابجا كردن زاويۀ ديد راوي و بهره‌گيري از روايت چندپاره و دايره‌وار، اسطورۀ رابينسون را، كه حاصل منظرسازي داستاني دفو است، با ضدمنظرهايي در هم مي‌آميزد كه خود پي‌آمد گفتمان استعماري و اخلاق كار پروتستاني‌اند. او داستان قهرمان‌محور رابينسون را، اين بار از ديدگاه زن اروپايي و مرد غيراروپايي بازنويسي كرده تا پيوند رمان دانيل دفو با گفتمان استعماري اروپاي سدۀ هجدهم و همچنين پيوند تنگاتنگ ميان مردسالاري اروپايي و امپرياليسم را نشان دهد. نتيجه نشان مي‌دهد كه كوتسي با واسازي شگردهاي واقع‌گرايانه و مفروضات مطلق‌انگارانۀ سنتِ رئاليسم، و نيز افشاي ناكارآمدي زبان و روايت استعمارگر در بازنمايي تجربۀ استعمارشدگان، بر ظرفيت رمان پسامدرن به مثابۀ سازوكار بازنمايي ضدمنظر تأكيد كرده است.
  • عنوان نشريه
    روايت شناسي
  • عنوان نشريه
    روايت شناسي