شماره ركورد
1350680
عنوان مقاله
بررسي «تئوري جبران» يونگ در آثار احمد شاملو و إمل دنقل
پديد آورندگان
بيگدلي ، نسرين دانشگاه آزاد اسلامي واحد شوشتر , طهماسبي ، فريدون دانشگاه آزاد اسلامي واحد شوشتر - گروه زبان و ادبيات فارسي , حاتمپور ، شبنم دانشگاه آزاد اسلامي واحد شوشتر - گروه زبان و ادبيات فارسي , سرخي ، فرزانه دانشگاه آزاد اسلامي واحد شوشتر - گروه زبان و ادبيات فارسي
از صفحه
63
تا صفحه
83
كليدواژه
«تئوري جبران» يونگ , انرژي رواني , شخصيتهاي اسطورهاي , احمد شاملو , أمل دنقل
چكيده فارسي
«تئوري جبران» يكي از سازوكارهاي دفاعي از خود است كه براي نخستينبار توسط يونگ بهمنظور متوازنسازي تقابلي و تعادل رواني براي ازبينبردن احساس حقارت رواني مطرح شد. براساس اين نظريه روانشناختي، هركسي ممكن است در ناخودآگاه خود، عقدههايي واپسزده و يا فراموششده داشته باشد كه در روند تكاملي زندگي خود، او را دچار تحوّل و نگرشي خاص مي كنند. بهعبارتي، هرقدر نيروي ناشي از عقدههاي رواني در انسان بيشتر باشد، به همان اندازه فعاليتها و رفتارهاي بيروني و واكنشهاي رواني او بيشتر ميشود. بنابراين، براساس «تئوري جبران» و بررسي آثار ادبي ميتوان ارتباطي علمي- تحليلي ميان عقدههاي رواني و حقارتهاي اجتماعي شاعران معاصر با كاركرد انرژي رواني شخصيتهاي اسطورهاي برقرار نمود. پژوهش حاضر با هدف نشاندادن ميزان شدّت عملكرد رواني پديدآورندگان ادبي همچون احمد شاملو و أمل دنقل با روشي توصيفيـ تحليلي، درنظر دارد تلاش آنان را در پي جبران بسياري از فشارهاي رواني و عقدههاي اجتماعي با بنمايههاي ايثار، ازخودگذشتگي و وطنپرستي نشان دهد. نتيجه اين پژوهش آن است كه اين دو شاعر نوپرداز با بهرهگيري از تكنيك نقاب يا قناعِ عربي و دريافت انرژي قدرتمند رواني اسطورههاي كهن، براي جبران و ازبينبردن عقدههاي رواني خود در جامعه پرتلاطم پيرامونشان، دست به خلق اسطورههايي نو و پويا با نمودهاي رفتاري مبارزهجويانه و وطنپرستانه ميزنند و روند تكويني بيولوژيكي خود را براي رسيدن به ترقّي و كمال انساني پيش مي برند.
عنوان نشريه
كاوش نامه ادبيات تطبيقي
عنوان نشريه
كاوش نامه ادبيات تطبيقي
لينک به اين مدرک