• شماره ركورد
    1352497
  • عنوان مقاله

    تحليل اثرگذاري نقدينگي و نرخ ارز بر تورم در حوزه زمان – فركانس

  • پديد آورندگان

    طاهري بازخانه ، صالح دانشگاه گيلان - دانشكده ادبيات و علوم انساني - گروه اقتصاد و حسابداري

  • از صفحه
    111
  • تا صفحه
    148
  • كليدواژه
    اقتصاد پولي , اقتصاد بين‌الملل , سياست پولي , تبديل موجك پيوسته
  • چكيده فارسي
    تخليه آثار ناترازي بودجه دولت و نظام بانكي در نقدينگي از يك سو و مقوله گذار نرخ ارز از سويي ديگر، ترجيع بند مطالعات مربوط به تورم در اقتصاد ايران هستند. با وجود اين، پويايي‌ها و شدت و ضعف آثار متغيرهاي مذكور محل مناقشه است. به طوري كه به علت لكنت روش‌هاي سنتي اقتصادسنجي در بيان ابعاد رابطه‌ي ميان متغيرهاي مذكور فاصله زيادي براي رسيدن به اجماع نظر در پيش است. از اين رو، تحقيق حاضر مي‌كوشد با به كارگيري تبديل موجك پيوسته و گام برداشتن در اين مسير بينش جديدي در حوزه‌ي بلافصل سياست پولي ايجاد كند. براي اين منظور، از داده‌هاي فصلي مربوط به دوره‌ي زماني 1401:02–1369:02 و ابزار همدوسي چندگانه، همدوسي جزئي، اختلاف فاز جزئي و بهره موجك جزئي استفاده شده است. نتايج حاكي از آن است كه رشد نرخ ارز اثرگذاري باثباتي بر تورم دارد. رابطه‌ي ميان رشد نقدينگي و تورم از نظر جريان، جهت و شدت علّيت ناپايدار مي‌باشد. به طوري كه رشد نقدينگي در سال‌هاي مياني دهه‌هاي 1370، 1380 و 1390 از تورم پيروي كرده است. مادامي كه هر دو متغير بر تورم اثرگذاري معني‌دار داشته‌اند، شدت اثر رشد نقدينگي نسبتاً بيش‌تر گزارش مي‌شود. براي كاستن از آثار تورمي نرخ ارز و قابل پيش‌بيني شدن آن، پيشنهاد مي‌شود به جاي تمركز بر ثابت نگه داشتن نرخ ارز، ثبات رشد آن مورد توجه قرار گيرد. بر سياست‌گذار فرض است قطع ارتباط ميان رشد نقدينگي و تورم را پديده‌اي دائمي تلقي نكند و كنترل كل‌هاي پولي را در كانون توجه خود قرار دهد.
  • عنوان نشريه
    سياست گذاري اقتصادي
  • عنوان نشريه
    سياست گذاري اقتصادي