• شماره ركورد
    1352702
  • عنوان مقاله

    تأملي نظري درباره‌ي نسبت رشته‌ي تاريخ و مطالعات فرهنگي

  • پديد آورندگان

    صفري ، امير دانشگاه تربيت مدرس

  • از صفحه
    225
  • تا صفحه
    250
  • كليدواژه
    تاريخ , مطالعات فرهنگي , تفسير , تاريخ بنيادي , آنال , چرخش زباني , تاريخ همايندي , بزنگاه
  • چكيده فارسي
    مطالعات فرهنگي بعد از ظهور در بيرمنگام، رابطه‌اي پيچيده با ساير رشته‌ها داشت و خود را ذيل هيچ يك از رشته‌هاي تعريف‌شده‌ي دانشگاهي تعريف نكرد. اما شايد اين رابطه‌ پيچيده و پرتنش، به اندازه‌ي رشته‌ي «تاريخ» پرابهام نبوده است. درون رشته‌ي تاريخ نيز مناقشات نظري - فلسفيِ بيشماري وجود داشته‌اند و نحله‌هاي گوناگوني سعي كرده‌اند تعاريف متفاوتي از تاريخ و چيستي آن به دست دهند. تاريخ در معناي رانكه‌اي آن چيزي جز بيان گذشته «آنگونه كه واقعاً روي داده» نبود. اما با پيشرفت دانشگاهي و آكادميك تاريخ نيز مجادلات دروني آن نيز افزايش پيدا كرد. تاريخ‌نگاري آنال، تاريخ روايتي و تاريخ فرودستان نمونه‌هاي از اين تحولات بودند. از سوي ديگر، مطالعات فرهنگي به مثابه «رشته‌اي راديكال» كه داعيه‌ي مداخله‌ي سياسي نيز دارد، نتوانست نسبت روشني با رشته‌ي تاريخ ايجاد كند. در اين مقاله كوشش شده است رابطه‌‌ي تاريخ با مطالعات فرهنگي توضيح داده شود. در گام نخست به دو مفهوم اصالت تاريخ و تاريخ‌بنيادي پرداخته مي‌شود و در گام بعدي به اين نكته اشاره مي‌شود كه چگونه و در چه روند تاريخي باب «تفسير» در تاريخ باز شد. در قدم به تحولات «آنال» در فهم از تاريخ اشاره مي‌شود و سپس به مسئله‌ي بازگشت به روايت و چرخش زباني اشاره مي‌شود. در گام بعدي نشان داده مي‌شود كه چرخش زباني چگونه توانست «فريادها» براي دادن روايت و صدا به صداهاي خاموش شده را محقق كند. در نهايت اين مدعا اقامه مي‌شود كه تاريخ به مثابه «تاريخ بزنگاهي» يا «تاريخ همايندي» مي‌تواند بسنده‌ترين فهم را با مطالعات فرهنگي داشته باشد.
  • عنوان نشريه
    جامعه، فرهنگ، رسانه
  • عنوان نشريه
    جامعه، فرهنگ، رسانه