شماره ركورد
1353076
عنوان مقاله
تحليل فضايي جداييگزيني اجتماعي- فضايي در بافتهاي ناكارآمد شهري موردكاوي: محلۀ قيطريه كلانشهر تهران
پديد آورندگان
يزدان نياز ، اميرحسن دانشگاه علم و صنعت ايران - دانشكدۀ معماري و شهرسازي , بهزادفر ، مصطفي دانشگاه علم و صنعت ايران - دانشكدۀ معماري و شهرسازي - گروه شهرسازي , دانشپور ، عبدالهادي دانشگاه علم و صنعت ايران - دانشكدۀ معماري و شهرسازي - گروه شهرسازي
از صفحه
158
تا صفحه
179
كليدواژه
بافتهاي ناكارآمد , تحليل فضايي , جداييگزيني , محلۀ قيطريه
چكيده فارسي
مقدمه تصميمهاي عجولانه مديريتي، مديريت شهري غيرمتخصص و نبود مطالعات دقيق در طرحهاي توسعه، در شهرها و بهخصوص كلانشهرها، منجر به به وجود آمدن محلههايي با بافت ناكارآمد شده است. يكي از عواقب اين تصميمها، ايجاد مسئلهاي به نام جداييگزيني در محلههاي شهري است كه به جدايي گروههاي مختلف جمعيتي منتج شده است كه اين مسئله ميتواند باعث كاهش تعاملات اجتماعي - اقتصادي ساكنان محلههاي اطراف آن، كاهش ورود بخش سرمايهگذاري براي توسعۀ اين بافتها، تغيير نگرش در بيشتر شهروندان نسبت به انتخاب فضاي سكونتي خود، مهاجرت ساكنان اصلي و ورود جمعيت غيربومي به بافت و ايجاد مشكلات فراوان براي ساكنان بافت يادشده ميشود. در نتيجۀ اين جداييگزيني، تماسهاي ميان اعضاي اين طبقۀ فقير، زياد و ارتباط بين طبقهاي، كاهش مييابد و با كاهش طبقۀ متوسطِ ساكن در بافت ناكارآمد، نابهنجاريهاي اجتماعي در محلهها شديد ميشود. بافت فرسودۀ واقع در محلۀ قيطريه با جمعيتي حدود 3 هزار نفري، واقع در بافت قديمي اين محله است. دليل انتخاب محلۀ قيطريه، وجود فرسودگي بافت در بخشي از محله و هستۀ مركزي آن و وجود ويژگيهاي اقتصادي – اجتماعي يكسان در دو قسمت محله (محدودۀ بافت ناكارآمد و بقيه محله) است. البته، توجه به اهميت محله به عنوان عنصر پايۀ نظام شهرسازي در مباني و مباحث برنامهريزي شهري و ميزان رضايت شهروندان از محل سكونت و مشاركت آنها در روند بهبود محلهها و نبود توجه كافي در اين زمينه، اهميت و ضرورت انجام اين تحقيق را چندين برابر ميكند. در اين راستا، با وجود مسائل متعدد در اين بافتها، بررسي مسئلۀ ارتباط اين نوع بافتها با مسئلۀ جداييگزيني فضايي – اجتماعي، ميتواند از مهمترين مسائل محلههاي شهري تلقي شود. بنابراين، در اين پژوهش، به بررسي جداييگزيني كالبدي و اجتماعي در بافت فرسوده و ناكارآمد محلۀ قيطريه تهران پرداخته ميشود. مواد و روش روش تحقيق در مطالعۀ حاضر از نظر هدف كاربردي و از نظر روش انجام توصيفي- تحليلي است. براي گردآوري دادههاي تحقيق از اطلاعات موجود در بلوكهاي آماري سال 1395 شهر تهران، دادههاي طرح تفصيلي و پرسشنامه استفاده شده است. براي بررسي نحوۀ توزيع و پراكنش پديدههاي اجتماعي و فضاييـ كالبدي در محيط سيستم اطلاعات جغرافيايي مدلهاي مختلفي تعريف شدهاند. مدل ميانگين نزديكترين همسايگي، مدل خودهمبستگي فضايي محلي موران و مدل تحليل لكههاي داغ و سرد از جملۀ اين مدلها هستند كه در اين پژوهش به كار گرفته شدهاند. ابزار تحليل خودهمبستگي فضايي آمارۀ موران نيز الگوي توزيع فضايي عوارض و پديدهها را با در نظر گرفتن همزمان موقعيت مكاني و خصيصههاي دروني اين عوارض ارزيابي ميكند. مدل ميانگين نزديكترين همسايگي هم از جمله آزمونهاي خوشهبندي است كه براي تعيين الگوي پراكندگي پديدهها از آن استفاده ميشود. براساس اين روش، شاخصي به نام Rn (ميزان مجاورت) به دست ميآيد كه دامنۀ آن بين عدد صفر تا 2/15 متغير است. اين شاخصِ پراكندگي، نحوه و چگونگي الگوي توزيع فضايي پديدهها و عناصر را در محدودۀ مطالعاتي بيان ميكند. يافتهها در اين قسمت از پژوهش براي سنجش جداييگزيني، از 30 شاخص در سه بُعد اقتصادي با شش شاخص، بعد اجتماعي- جمعيتي با 15 شاخص و بعد كالبدي- فيزيكي با نه شاخص استفاده شده است. شاخصهاي مورد استفاده براي سنجش جداييگزيني بعد اقتصادي از بلوكهاي آماري سرشماري نفوس و مسكن 1395 استفاده شده، عبارتاند از: نرخ اشتغال، بار تكفل، نرخ فعاليت، نرخ اجارهنشيني، نرخ مالكيت و نسبت جنسي اشتغال. براي سنجش طبقات بعد اقتصادي از مدل تاپسيس استفاده شده است كه خروجي مدل به بلوكهاي آماري در Arcgis Pro 3.0 پيوست شد و با استفاده از روش طبقهبندي چندكي طبقهبندي گروههاي جمعيتي انجام شد كه 34/6 بلوك در طبقۀ پايين، 32/7 درصد در طبقۀ متوسط و 32/7 درصد نيز در طبقۀ بالا واقع شدهاند. طبق مدل موران، به طور كلي الگوي توزيع بُعد اقتصادي به صورت خوشهاي است و ميزان شاخص هم برابر 0/142 است. براي جداشدگي بُعد اجتماعي 15 شاخص استفاده شده است، كه چهار شاخص حس تعلق، آرامش و سكون، روابط اجتماعي و اعتماد، از طريق پرسشنامه محاسبه شده و 11 شاخص ديگر (نرخ سواد، بعد خانوار، نسبت جنسي، تراكم جمعيت، نسبت مهاجرنشيني، نسبت طلاق، نسبت جنسي سواد، نسبت جنسي جمعيت محصل، درصد سالمندان، نسبت جنسي سالمندان، نسبت زنان سرپرست خانوار) از طريق محاسبۀ شاخصها روي بلوكهاي آماري سرشماري نفوس و مسكن محاسبه شدهاند. براي سنجش طبقات بُعد اجتماعي- جمعيتي از مدل تاپسيس استفاده شده است كه خروجي مدل تاپسيس به بلوكهاي آماري در Arcgis Pro 3.0 متصل و با استفاده از روش طبقهبندي چندكي اقدام به طبقهبندي گروههاي جمعيتي شده است كه 34/6 بلوك در طبقۀ پايين، 32/7 درصد در طبقۀ متوسط و 32/7 درصد نيز در طبقۀ بالا واقع شدهاند. ميزان شاخص موران جهاني برابر 0/007 و الگوي توزيع نيز تصادفي است. براي سنجش طبقات بُعد كالبديـ فضايي از مدل تاپسيس استفاده شده است كه خروجي مدل تاپسيس به بلوكهاي آماري در Arcgis Pro 3.0 مرتبط و با استفاده از روش طبقهبندي چندكي، اقدام به طبقهبندي گروههاي جمعيتي شده است؛ كه 34/6 بلوك در طبقۀ پايين، 32/7 درصد در طبقۀ متوسط و 32/7 درصد نيز در طبقۀ بالا واقع شدهاند. بر اساس مدل موران جهاني الگوي توزيع بعد كالبدي- فضايي خوشهاي است و شاخص موران برابر 0/008 است.نتيجهگيري در بُعد اقتصادي، بين شش شاخص مورد مطالعه وزن نرخ اجارهنشيني برابر 0/354 داراي بيشترين وزن و نرخ فعاليت با وزن 0/052 داراي كمترين وزن است. بر اساس شاخصهاي اقتصادي 34/6 بلوك در طبقۀ پايين، 32/7 درصد در طبقۀ متوسط و 32/7 درصد نيز در طبقۀ بالا واقع شدهاند و طبق مدل موران به طور كلي الگوي توزيع بُعد اقتصادي به صورت خوشهاي است و ميزان شاخص هم برابر 0/142 است. بر اساس خروجي وزندهي مدل AHP از شاخصهاي مورد بررسي در بُعد اجتماعي- جمعيتي، نسبت مهاجرنشيني با وزن 0/171 داراي بيشترين وزن و شاخص بُعد خانوار با وزن 0/019 داراي كمترين امتياز است. در بُعد كالبدي- فيزيكي 11 شاخص بررسي شد، كه شاخص فرسودگي قطعات داراي بيشترين امتياز و اثر آن برابر 0/224 است و خانوار در واحد مسكوني با ارزش 0/028 داراي كمترين ارزش در جداييگزيني شده است. از مجموع بلوكهاي محله كه 34/6 بلوك در طبقۀ پايين، 32/7 درصد در طبقۀ متوسط و 32/7 درصد نيز در طبقۀ بالا واقع شدهاند و بر اساس مدل موران جهاني الگوي توزيع بُعد كالبدي- فضايي خوشهاي است و شاخص موران برابر 0/008 است. جداييگزيني بعد اجتماعي- جمعيتي شاخصهاي تكگروهي در بُعد يكنواختي برابر ميانگين آن در سطح محله برابر 0/6 است، در واقع در مرز ورود به جداشدگي بالا واقع شده است. از نظر سطح جداشدگي طبقۀ متوسط با امتياز 0/6964 در رتبۀ اول و طبقۀ بالا با امتياز 0/6776 در رتبۀ دوم و طبقۀ پايين با امتياز 0/658 در رتبۀ سوم جداشدگي قرار دارند. به طور كلي، ميانگين اين شاخص براي هر سه طبقه برابر 0/67 است. از نظر دستهبندي ايسلند و همكاران در طبقۀ بالا واقع شده است؛ اما چون فاصلۀ كمي با 0/6 دارد، كمي فراتر از حد آستانه قرار دارد. اما بر اساس شاخص آنتروپي كه ميانگين آن برابر 0/18 است و چون كمتر از 0/3 است، جداييشدگي در سطح پاييني اتفاق افتاده است. شاخص جيني نيز برابر 0/683 است و چون بالاتر از 0/6 است، جداشدگي در سطح بالا اتفاق افتاده است. بيشترين جداشدگي در طبقۀ متوسط با امتياز 0/697 و در رتبۀ دوم طبقۀ بالا با امتياز 0/68 و طبقۀ پايين به نسبت با ميزان كمتر جداشدگي مقدار آن برابر 0/66 است و در تمامي سطوح شاخص آتكينسون نيز جداشدگي در سطح بالا اتفاق افتاده و ميانگين شاخص نيز برابر 0/678 است.
عنوان نشريه
اقتصاد و برنامه ريزي شهري
عنوان نشريه
اقتصاد و برنامه ريزي شهري
لينک به اين مدرک