شماره ركورد
1353090
عنوان مقاله
ارائه الگوي برنامهريزي و سياستگذاري نواحي نوآوري شهري و چگونگي هدايت اثرات احتمالي آنها (موردپژوهشي ناحيۀ نوآوري مدرس)
پديد آورندگان
پورمتين ، پريسا دانشگاه تربيت مدرس - دانشكدۀ هنر و معماري - گروه شهرسازي , رفيعيان ، مجتبي دانشگاه تربيت مدرس - دانشكدۀ هنر و معماري - گروه شهرسازي
از صفحه
150
تا صفحه
175
كليدواژه
اقتصاد دانشمحور , توسعۀ محلي , شهر تهران , كارآفريني شهري , ناحيۀ نوآوري مدرس
چكيده فارسي
مقدمه امروزه تحولات سريع فضاهاي كار و زندگي از يك سو و نياز به زيرساختهاي سرمايهاي از سوي ديگر، شهرها را در مسير توسعۀ يك محيط اقتصادي مطلوب به عنوان جرياني چندبعدي قرار داده است. از طرفي، محور اصلي پيشرفت اقتصادي و در پي آن، قرارگيري در جريان توسعهاي پايدار نيز، مبتني بر خلق نوآوريها است؛ نوآوري به عنوان يك سرمايۀ شهرمحور و محرك توسعۀ اقتصادي. «ناحيۀ نوآوري» با ايجاد بستر مناسب براي هستههاي نوآور در جامعه، باعث پوياتر شدن جامعه در دل توسعهاي پايدار و اقتصادي دانشمحور و نوآور شده است؛ بستري با هدف خلق ارزش به منظور رشد استانداردها، كيفيت زندگي و كارآفريني كه توسعۀ اقتصاد محلات را نيز به دنبال داشته باشد. ناحيۀ نوآوري مدرس نيز با هدف ايجاد نوعي حلقۀ ارتباطي ميان جهان كسبوكار و جهان دانشگاهي، به منظور تسريع و تسهيل در دانشي شدن اقتصاد، شكوفايي نوآوريها، پرورش مهارتها و در نهايت ارتقاي كيفيت محيط زندگي ساكنان يا همان محلات، برنامهريزي شده و در حال توسعه است. به بياني ديگر يكي از ويژگيهاي مهم ناحيۀ نوآوري مدرس، پيوند ميان مؤسسههاي پيشرو مرجع (لنگر)، در قالب خوشه با استارتآپها، مراكز رشد، كسبوكار و شتابدهندهها است كه در كنار قطب نوآوري، به نقشآفريني ميپردازند. ميتوان گفت كه نواحي نوآوري، سعي بر ايجاد شبكههاي اقتصادي، اجتماعي و كالبدي در بستري همافزا داشته كه در آن كسبوكارهاي نوپا و بنگاههاي اقتصادي مختلف، در سايۀ قطب دانش، فناوري و نوآوري (دانشگاه تربيت مدرس) به فعاليت پرداختهاند. همچنين، اين ناحيه با اقتصادي دانشمحور، به كمك نوآوري اجتماعي به دو چالش مهم توسعۀ پايدار يعني احياي (توسعۀ مجدد) اجتماعيـ كالبدي و ايجاد هماهنگي ميان شغل و مسكن ميپردازد. مواد و روشهابه منظور پاسخگويي اين پژوهش به چالشها و اهداف نواحي نوآوري، به گزينش روشهايي بر مبناي اطلاعات حاصل از نمونههاي مطالعاتي و همچنين، مفاهيم و چارچوب نظري بررسيشده براي نواحي نوآوري، پرداخته شده است. گردآوري اطلاعات به روش كتابخانهاي و اسنادي بوده و به منظور شناخت و تحليل ناحيۀ نوآوري نيز علاوه بر استفاده از روشهاي آمار فضايي نظير تحليل خوشهها، از ابزار پرسشنامه (متخصصان حوزههاي شهرسازي، اقتصادي و اجتماعي) نيز استفاده شده است. همچنين به منظور ارزيابي ناحيۀ نوآوري با استفاده از ضرايب حاصل از ارزيابي كارشناسان، لايههاي حاصل از شناخت و همپوشاني لايههاي اطلاعاتي حاصل، تكنيك AHP و تلفيق آن با سيستم اطلاعات جغرافيايي GIS، با استفاده از برنامۀ الحاقي مارينوني در GIS بوده است.يافتههايكي از گامهاي مهم اين پژوهش، دستيابي به مفاهيم مربوط به نواحي نوآوري، تجارب حاصل در سالهاي اخير و چگونگي پاسخدهي نواحي نوآوري به نيازهاي مردم بهويژه نيازهاي اجتماعي آنها است. در اين پژوهش سعي شده علاوه بر شناخت عميق چارچوب نظري نواحي نوآوري و شناسايي اجزاي اصلي آنها، چگونگي عملكرد اين نواحي نيز بررسي شود تا بتوان با استفاده از الگوهاي سياستگذاري نواحي پيشين، به هدايت اثرات توسعۀ اين نواحي نيز پرداخته شود. در اين راستا بررسيهاي اين پژوهش در سه گام 1- شاخصسازي؛ 2-معرفي سازمان كالبديـ فضايي و شبكهسازي و 3- بررسي اثرات احتمالي عناصر ناحيۀ نوآوري صورت گرفته است. در گام نخست به شناسايي و ارزيابي ناحيۀ نوآوري مدرس بر اساس لايههاي شناختي نواحي نوآوري پرداخته شده، در گام دوم شبكههاي بالقوه و بالفعل، عناصر اثرگذار و اثرپذير به عنوان سازمان كالبديـ فضايي و در گام سوم چگونگي اثرگذاري عناصر ناحيۀ نوآوري مدرس مورد بررسي قرار گرفته است. نتيجهگيرياين پژوهش سعي بر شناسايي اثرات مختلف توسعۀ ناحيه نوآوري مدرس دارد تا بتواند الگوي مشخصي را براي كنترل، هدايت و ايجاد تعادل ميان بازيگران ارائه دهد. نتايج حاصل از ارزيابيها، نياز ناحيۀ نوآوري مدرس را به يك نظام سياستگذاري محلي آشكار ميسازد. در نهايت نتايج اين پژوهش در سه بخش ارائه شده است؛ ابتدا اثرات توسعه بر داراييهاي ناحيۀ نوآوري بررسي شده، سپس به معرفي اهرمهاي كنترل اثرات يادشده و چگونگي عملكرد آنها پرداخته شده و در پايان الگوي سياستگذاري، راهكارهاي كنترل و هدايت اثرات توسعۀ ناحيۀ نوآوري به صورت نقشۀ عملياتي به نمايش درآمده است. در نهايت، ايجاد شبكهاي كارآفرين، در راستاي گسترش كسبوكارها در بستر اقتصادي دانشمحور و نوآور در ناحيۀ نوآوري مدرس مهمترين هدف اين پژوهش است. براي نيل به موفقيت اين ناحيه، در نظر گرفتن سياستهاي كاربرمحور با استفاده از رهبري مشاركتي نيز از عوامل اساسي نتايج اين پژوهش بوده است. شناسايي و معرفي كاتاليزورهايي براي ايجاد و هدايت بستري همافزا از يك طرف و در نظر گرفتن اهرمهاي كنترلكنندۀ اثرات توسعه از طرفي ديگر نيز در دستور كار سياستگذاري ناحيۀ نوآوري مدرس خواهد بود. راهبردهاي كارآفرينانه (راهبردهايي به عنوان ابزار سياست مشاركت عمومي و خصوصي) نيز براي كنترل اثرات يادشده در نظر گرفته شدهاند. نتايج نشان ميدهد مهمترين و اثرگذارترين معيار ناحيۀ نوآوري مدرس كارآفريني و مهمترين نقش در اين راستا بر گردن دانشگاه و پارك نوآوري مدرس به عنوان قطب و لنگر ناحيۀ نوآوري است.
عنوان نشريه
اقتصاد و برنامه ريزي شهري
عنوان نشريه
اقتصاد و برنامه ريزي شهري
لينک به اين مدرک