شماره ركورد
1353091
عنوان مقاله
واكاوي مسكن قابل استطاعت در برنامههاي بازآفريني شهري (مطالعۀ موردي: محلۀ همتآباد شهر اصفهان)
پديد آورندگان
ارباب ، پارسا دانشگاه تهران، دانشكدگان هنرهاي زيبا - دانشكدۀ شهرسازي - گروه برنامهريزي و مديريت شهري , شباني ، زهرا دانشگاه تهران، دانشكدگان هنرهاي زيبا - دانشكدۀ شهرسازي
از صفحه
176
تا صفحه
191
كليدواژه
اعيانسازي , بازآفريني شهري مبتني بر مسكن , حق مسكن , عدالت اجتماعي , فقر شهري , مسكن قابل استطاعت , نظريۀ زمينهاي (دادهبنياد)
چكيده فارسي
مقدمه هدف از برنامههاي بازآفريني شهري، تبديل مناطق ويران و متروكه به مراكز جديد پرجنبوجوش و جذاب است. با اينحال، اين پروژههاي در ظاهر شگفتانگيز، اگرچه به نام بهبود استانداردهاي زندگي و شرايط كالبدي آغاز ميشوند، عموما با جابهجايي، بيخانماني و جداييگزيني، منجر به اعيانسازي و تشديد در نابرابري فضايي، تضعيف هويت محلي و در پي آن، كاهش سرمايه اجتماعي ميشوند. اعيانسازي كه در ميان برخي سياستگذاران، به عنوان نشانهاي از موفقيت شهري و اقتصادي در برابر زوال و فقر شهري تلقي ميشود، با مشكلاتي كه در رابطه با مسكن و استطاعتپذيري آن به وجود ميآورد، همواره از مسائل مهم و مورد مناقشه در حوزۀ برنامهريزي شهري معاصر به حساب ميآيد. از اينرو، بحث فزايندهاي بر اثرات منفي اعيانسازي، بهويژه زماني كه توسط برنامههاي بازآفريني شهري واقع شده باشد، اختصاص يافته است. در اين ميان، توجه به نتايج و تأثيرات گستردهتر در سطح محله و شهر شامل افزايش نامرئي بيخانماني و جابهجايي متأثر از مكانيسمهاي بازار، مسائل مربوط به استطاعتناپذيري محله از نظر مصرف، خدمات و مسكن و فرايندهاي بيعدالتي اجتماعي، متمركز شده است. بر اين اساس، پژوهش حاضر به واكاوي مسكن قابل استطاعت در برنامههاي بازآفريني شهري مبتني بر واقعيات محلۀ همتآباد اصفهان، ميپردازد.مواد و روشهانخست، به ابعاد نظري موضوع كه ناظر بر حق مسكن و تأمين مسكن قابل استطاعت در بازآفريني شهري بر اساس ديدگاهها، نظريات و تجارب اين حوزه است، پرداخته ميشود. سپس و ضمن معرفي محدودۀ مورد مطالعه و همينطور تبيين روش پژوهش، مصاديق عيني برگرفته از تحليل مبتني بر نظريۀ زمينهاي (دادهبنياد) مصاحبۀ نيمهساختاريافته با افرادي كه مستقيم در روندهاي برنامهريزي و اجراي پروژه بازآفريني محلۀ همتآباد درگير بوده و از طريق روش گلوله برفي يا نمونهگيري زنجيري شناسايي شدهاند، مورد بحث و نتيجهگيري قرار ميگيرند. همتآباد يكي از محلات منطقۀ ۶ واقع در جنوب شهر اصفهان است كه در گذشته خارج از محدودۀ قانوني قرار داشت. با توسعۀ تدريجي شهر در جنوب رودخانۀ زايندهرود، همتآباد به محل سكونت كارگران و طبقۀ كمدرآمد تبديل شد. تجربۀ طرحها و برنامههاي متعددي كه طي دو دهۀ اخير براي محلۀ همتآباد تهيه شدهاند، نشان ميدهد مداخلاتي كه در تقابل با منافع ساكنان بومي باشد، با مخالفت عمومي مواجه شده و مانع انجام هرگونه عمليات بازآفريني ميشود. در مجموع 11 مصاحبه بر اساس تحقق اشباع نظري، انجام گرفته است كه با استفاده از رويكرد نظريه زمينهاي، تحليل شدهاند. بر اين اساس، تجارب مصاحبهشوندگان در رابطه با مسكن قابل استطاعت در بازآفريني محلۀ همتآباد، از طريق شناسهگذاري اوليه، يادداشتبرداري و شناسهگذاري متمركز، مورد مداقه قرار گرفته است.يافتههابر اساس تحليل مبتني بر نظريۀ زمينهاي مصاحبهها و سپس شناسههاي متمركز ارائه شده، الزامي براي ارائۀ مسكن قابل استطاعت در بازآفريني محلۀ همتآباد، حداقل در مراحل ابتدايي يا پيشنهادهاي اوليه، وجود نداشته و تدارك مسكن، موضوعي مجزا از بازآفريني شهري قلمداد شده است. با اينوجود، زمينهسازي براي شكلگيري ابتدايي مفهوم استطاعتپذيري همگام با تأكيد بر ماندگاري، توانمندسازي و يكپارچگي جامعۀ محلي، به چشم ميخورد كه در عين حال، فقط شامل مالكان بوده و گروههاي مستأجر را در قالب حمايت از مسكن استيجاري، در بر نميگيرد. اين در حالي است كه با استناد به واقعيات محلۀ همتآباد، در تحققپذيري تأمين مسكن قابل استطاعات در برنامههاي بازآفريني شهري، ابعاد اجتماعي ناظر بر ساكنان بومي شامل مشاركت عمومي، اعتمادسازي، مذاكره با مردم و توجه به نياز و خواست ايشان و ابعاد فني با ماهيت عمدتاً اقتصادي نظير برآورد هزينههاي طرح، تأمين سهم خدمات، توزيع مجدد زمين، توجيه اقتصادي پيشنهادها، مسائل ثبتي، مديرت طرح و زمانبندي اجرا، از جمله عوامل كليدي و تأثيرگذار به حساب ميآيند. در مجموع، نتايج گوياي آن است كه جايگاه مشخصي براي مسكن قابل استطاعت در طرحهاي بازآفريني شهري وجود ندارد و اين ارتباط، بهرغم هدفگذاري بر تحقق حق مسكن، روشن نيست. اين در حالي است كه الزامي بر استطاعتپذيري مسكن و ماندگاري ساكنان بومي و محلي، بهويژه مستأجران، در سياستها و دستورالعملهاي تدوين طرحهاي بازآفريني شهري و سپس جلوگيري از وقوع پديدههاي اعيانسازي و جداييگزيني وجود ندارد.نتيجهگيريمسكن قابل استطاعت در بازآفريني شهري در ايران موضوعي كليدي و در عين حال، نيازمند توجه در هر دو حوزۀ نظر و عمل شهرسازي است. ابتكار عمل در بازآفريني بافتهاي ناكارآمد شهري، اغلب به دست بخش عمومي است و فقط به اطلاعرساني، برپايي دفاتر تسهيلگري و ارائۀ تسهيلات در قالب وديعۀ سكونت و وام نوسازي، محدود ميشود. در مقابل، مشاركت چندجانبۀ ذينفعان، اعتمادسازي و همگرايي و تعادل ميان نيازها و انتظارات بازيگران نسبت به ابعاد اساسي در پروژههاي بازآفريني شهري، از الزامات مهم به شمار ميرود. اتخاذ رويكردهاي خاص و ويژه همراه با انعطافپذيري با هدف ارتقاي كارآمدي با توجه به ويژگيها و شرايط فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي پروژههاي بازآفريني شهري، فارغ از ابعاد كالبدي و فيزيكي، ضروري است. تغيير نگرش و تدوين سياستهاي منعطفتر و همكارانهتر بهويژه در موضوعاتي همچون تأمين سهم خدمات از منابع بخش عمومي و تعريف مكانيزمهاي متنوع سرمايهگذاري در برنامههاي بازآفريني شهري، بسيار اهميت دارد. در اين ميان، بازنگري در حل و فصل چالشهاي خردهمالكيتها، مباحث ثبتي و تملك اراضي، به عنوان موضوعات پيچيده و برخوردار از فرصتها و تهديدهاي احتمالي، در مسير پيشبرد پروژههاي بازآفريني شهري، الزامي اجتنابناپذير است. در ارائۀ پيشنهادهاي كالبدي، توجيه اقتصادي همراه با توجه به تأثيرات كالبدي- فضايي از جمله جمعيتپذيري و كيفيت زندگي، ضروري است. درنهايت، اطمينان از پايداري راه حلهاي استطاعتپذيري براي دوره پس از اجرا به واسطۀ حساسيت و درك صحيح از بافت محلي، براي موفقيت بازآفريني شهري مبتني بر مسكن، امري حياتي خواهد بود. با توجه به گستردگي و چالشبرانگيز بودن موضوع بازآفريني شهري بهويژه با محوريت استطاعتپذيري مسكن، يكپارچگي طرحهاي ملي مسكن گروههاي كمدرآمد با طرحهاي بازآفريني شهري، توجه به ابعاد كيفي و غير كالبدي و همچنين، ارزيابيهاي جامع پيش، حين و پس از اجرا اين طرحها از جمله موضوعاتي هستند كه براي انجام پژوهشهاي آتي در اين زمينه، پيشنهاد ميشوند.
عنوان نشريه
اقتصاد و برنامه ريزي شهري
عنوان نشريه
اقتصاد و برنامه ريزي شهري
لينک به اين مدرک