• شماره ركورد
    1353094
  • عنوان مقاله

    واكاوي تناسبات پرتكرار در تحولات جدارۀ ميدان امام خميني‌(ره) تهران

  • پديد آورندگان

    فتحي ، راضيه دانشگاه علم و فرهنگ - دانشكدۀ هنر و معماري , عسگري ، علي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهر قدس - ‌گروه معماري

  • از صفحه
    228
  • تا صفحه
    242
  • كليدواژه
    انتظام كالبدي , تناسبات , جداره‌هاي شهري , روابط هندسي , ميدان توپخانه
  • چكيده فارسي
    مقدمه ‌منظر و سيماي شهري در پوستۀ ظاهري و بيروني عناصر تشكيل‌دهندۀ شهر، يكي از شاخص‌هاي نقد و قضاوت كيفيت شهري به شمار مي‌رود. كيفيت بصري و كالبدي فضاهاي شهري به‌ مثابۀ محلي براي حضور شهروندان، تأثير بسزايي در ارتقاي سرزندگي و تعلق‌خاطر در محيط دارد. در اين ‌بين نظم و تناسبات در اجزاي تشكيل‌دهندۀ جداره‌ها و نماهاي شهري، موجب افزايش اين كيفيت در ميادين شهري مي‌شود. نظم و هماهنگي در عين گوناگونيِ ساختاري، مي‌تواند در ايجاد هويت‌هاي بصري و كالبدي جداره‌هاي شهري نيز مؤثر واقع شود. اين تأثير به ‌واسطۀ تكرار اصول طراحي و ريشه‌دار بودن قواعدي همچون تناسبات و هندسۀ به‌كاررفته در بناهاي تاريخي آن بستر تقويت مي‌شود. به ديگر سخن، پيوند چهرۀ فضاهاي نوساخته در شهرهاي معاصر با هويت كالبدي موجود در بدنۀ تاريخي مكان‌هاي داراي اصالت، نيازمند خوانش قواعد، تدابير و انتظام كالبدي كارا و مناسب آن‌هاست. اين موضوع مي‌تواند با تداعي و تكرار تناسبات به‌كار‌رفته در سطوح با هويت، در جداره‌هاي جديد، بسترهاي خوانا، متنوع و زيبا را پديد آورد، ميدان امام خميني(ره) (ميدان توپخانه) به ‌عنوان يكي از ميادين مهم‌ و باسابقۀ شهري‌ـ حكومتي در تهران، ازجمله نمونه‌هاي حائز اهميت در اين عرصه بوده كه با وجود تغييرات متعدد در سير تاريخي خود (دورۀ ناصري تا پهلوي دوم)، از مشتركات زيادي در طراحي استفاده كرده است. به اين‌ترتيب، پژوهش حاضر با تأكيد بر بررسي تغييرات و تحولات رخ‌داده در جريان‌هاي معماري ايران در گذار از دوران قاجار ناصري تا عصر حاضر، الگو و تناسبات هندسي موجود در جداره‌هاي اين ميدان را مقايسه مي‌كند. اين روند ضمن شناسايي عناصر مشترك و تكرار‌پذير در تحولاتِ شكلي بدنۀ ميدان، مي‌تواند معرف راهكارهايي در طراحي‌هاي معاصر نيز باشد.مواد و روش‌هاپژوهش حاضر از نظر هدف، كاربردي - توسعه‌اي بوده و از لحاظ ماهيتي نيز در رستۀ تحقيقات آميخته (كمّي – كيفي) و وابسته به راهبرد تفسيري - تاريخي جاي مي‌گيرد. سامانۀ جست‌و‌جوگر اين تحقيق با توجه به وابستگي به كميت طول و تناسبات از جنبۀ كمّي و جهت شناسايي محتواي تأثيرگذار بر نما از جنبۀ كيفي برخوردار بوده است. به همين دليل، مي‌توان بيان كرد كه پژوهش حاضر ماهيتي آميخته داشته كه به جهت تأكيد بيشتر بر تناسبات در مقايسه با عوامل تأثيرگذار اصلي، وجه كمّي بر وجه كيفي ارجحيت دارد. درخور يادآوري است كه پردازش رويكرد تفسيري - تاريخي ابتدا بر پايۀ اعتبار اسناد تصويري و برداشت‌شده از ميدان به‌ عنوان قراين معرف و استنباطي و در ادامه به كمك اسناد ثانويه و مشاهدات ميداني از وضعيت حال، جهت تقويت روايي تحقيق، بهره برده است. در اين راستا براي نمايش تناسبات هندسي در هر سه دورۀ تاريخي ميدان، روش‌هايي ترسيمي براي تحليل داده‌ها و نسبت‌هاي محاسباتي استفاده ‌شده است. اين موضوع با ترسيم نماها در گام نخست، مقايسۀ تناسبات اضلاع در جزئيات تشكيل‌دهندۀ جداره با تناسبات ايراني - اسلامي و نمايش فراواني هر يك از تناسبات در گام پاياني صورت گرفته است.يافته‌هادر دورۀ اول (عهد ناصري)، بيشترين تناسبات به‌كاررفته در هندسۀ اصلي نماها و همچنين، بازشوهاي موجود در آن، به‌ترتيب مربوط به اعداد 1√، 5√ و 7√ بوده است. پيرامون تناسبات به‌كاررفته در بناهاي شاخص هر جداره مانند دروازۀ خيابان باب همايون و خيابان ناصري در نماي جنوبي ميدان نيز مي‌توان بيان كرد كه عدد 2√ و يا 1/414 به‌وفور در سطح نما يافت مي‌شود. علاوه بر اين، نماي منتسب به بانك شاهي در جدارۀ شرقي ميدان نيز داراي تناسب 3√ بوده كه خود جز تناسبات ايراني‌ـ اسلامي محسوب مي‌شود.در دورۀ دوم (پهلوي اول)، فراواني تناسبات طلايي معماري ايراني يعني 3√ و 2√ افزايش چشمگير داشته و اين موضوع در تغييرات و تحولات روي‌داده در بناهاي اطراف ميدان در سير گذار از دوران قاجار به پهلوي اول مشهود است. اگرچه در ساختارِ ظاهريِ جداره‌هاي سازندۀ ميدان كه متشكل از ساختمان‌هاي شهرداري و مخابرات در جداره‌هاي شمالي و جنوبي و بانك شاهي در جدارۀ شرقي بوده؛ جزئياتي از معماري و فرهنگ غربي ريشه دوانيده است، ولي اصول هندسي و نسبت‌هاي ايراني‌ـ اسلامي به‌مثابه نمودهايي معرف هويت و اصالت ميدان همچنان حفظ شده‌اند. درخور يادآوري است كه ساختمان نظميه داراي تناسبات 1√ و 5√ بوده و اين تناسبات در ساختمان بانك شاهي به‌رغم برخورداري از تغييرات و تحولات كالبدي و فرمي عمده، به‌ صورت پيشين خود يعني عدد 5√ بوده است. همچنين در ساختمان مخابرات نيز تناسب عدد 7√ غالب بوده كه به موجب آن مي‌توان تبيين كرد؛ در دورۀ پهلوي اول تناسبات موجود در نماي بناهاي پيرامون ميدان همگي متأثر از تناسبات ايراني- اسلامي و بر پايۀ اعداد اصمّ بوده است.در دورۀ سوم (پهلوي دوم)، اكثريت خطوط و عناصر به‌كاررفته در سطح نما بدون هيچ‌گونه تناسب مشخص و دليل منطقي و گاه به ‌صورت اتفاقي بروز يافته‌ است، كه نشان از ورود جرياني فاقد هويت و اعتبار فرهنگي به معماري ميدان دارد. با نگاهي به معماري دورۀ سوم ميدان توپخانه كه مصادف با اواخر دوران پهلوي دوم و اوايل انقلاب اسلامي نيز هست، مي‌توان دريافت كه به جهت ورود جريان مدرنيسم و پيامدهاي ناشي از آن، مقولۀ تناسبات و روابط هندسي در معماري بناها به‌تدريج تقليل يافته است. البته وجود بناهاي باقي‌مانده از دوران قبل تا حدودي نسبت‌هاي قبلي را نمايش مي‌دهد.نتيجه‌گيريبر اساس آنچه كه بيان شد، روشن است كه مقولۀ تناسبات و روابط هندسي ازجمله مهم‌ترين عوامل شكل‌دهنده به جداره‌هاي ميادين شهري بوده كه علاوه بر تعريف هويت و اصالت فضاهاي شهري، بر كيفيت محيطي و بصري آن نيز تأثيرگذار بوده است. از اين‌رو خوانش هويت كالبدي ميدان امام خميني(ره) تنها با اتكا بر انتظام كالبدي و هماهنگي موجود در جداره‌هاي آن امكان مي‌پذيرد. در حقيقت نظم و تناسبات به‌كاررفته در نماي ساختمان‌هاي پيراموني معرف هريك از دوران تاريخي ميدان است. اگرچه در ادوار تاريخي، تغييرات و تحولات بسياري ناشي از دگرش‌هاي كاركردي و زماني در جداره‌هاي ميدان ايجاد شده است، ولي استمرار تاريخي ماندگاري ابنيه، اثر شاخص و معناداري را نمايش دهد و تا چند دهه استمرار يابد.آنچه در ساختار جداره‌هاي بناهاي پيراموني ميدان در دوره‌هاي اول (قاجار ناصري) و دوم (پهلوي دوم) واضح و مشخص است، نشان‌دهندۀ وجود يك نظام تناسباتي مشخص در تمامي بخش‌هاي نما است. ريشه و منشأ اين نظم و انسجام در بدنه‌هاي سازندۀ ميادين شهري را مي‌توان در ساختار ذهني معماران و استادكاران آن روزگاران جست، عاملي كه در معماري بناهاي دوره‌هاي بعدي ميدان به‌تدريج به فراموشي سپرده شد.نتايج نشان مي‌دهند تناسبات ايراني‌ـ اسلامي 1√ (مربع گون)، 2√، 3√ و 5√ در اجزاي و كليت ساختار نماهاي چهار طرف هر سه دورۀ تاريخي ميدان امام خميني(ره) به شكل متنوع و پراكنده‌اي ديده مي‌شوند. اين انتظام و هماهنگي در دوره‌هاي اول و دوم به‌ترتيب با بيشترين و متنوع‌ترين تركيبات همراه بوده، اما در دورۀ سوم، به ‌واسطۀ «تغيير الگوي ساخت‌وساز» و «افزايش ارتفاع جداره‌هاي پيراموني» به‌مرور از رونق كمتري برخوردار است.
  • عنوان نشريه
    اقتصاد و برنامه ريزي شهري
  • عنوان نشريه
    اقتصاد و برنامه ريزي شهري