شماره ركورد
1353377
عنوان مقاله
نسبت هنر با زندگي در تفكّر هيدگر: هنر به مثابه راه نجات
پديد آورندگان
كرمي ، محسن دانشگاه صدا و سيما , وكيلي ، عاطفه دانشگاه سوره
از صفحه
419
تا صفحه
447
كليدواژه
حقيقت , سكني گزيدن , معناي زندگي , وجود , هنر بزرگ , عالم
چكيده فارسي
نسبت هنر با زندگي همواره از مهمّترين مسائل مورد توجّه فيلسوفان هنر بوده است. مارتين هيدگر از فيلسوفان بزرگي است كه هنر در انديشهاش نقشي محوري به عهده دارد و، بنابراين، در جستار حاضر به كاوش در باب نسبت هنر با زندگي در انديشه او پرداختيم و كوشيديم با استفاده از تحليل فلسفي، هرمنوتيك و تحليل گفتمان دريابيم كه هيدگر قائل به چه نسبتي ميان هنر و زندگي بوده است.باري، هيدگر هنر را به مقام راه نجات آدمي آدمي برميكشد و معتقد است كه هنر ميتواند در مواجهه ما با مسائل وجوديمان كمككار ما باشد. و به گمان او، البتّه، اين نجاتبخشي تنها از عهده هنر بزرگ برميآيد، هنري كه بتواند از پس وظايفي در قبال زندگي بشر بربيايد.كار دوم اين جستار كشف و احصاء اين وظايف از دل فلسفه هنر هيدگر بود. به نظر ميرسد كه هنر اين وظايف را در قبال زندگي بشر دارد: برگشودن عالم، تقديس آن، فهم چگونه زيستن، آفريدن قوم، آزادي، بيرون كشيدن از روزمرّگي، ايجاد تفاوت وجودشناسانه، و زايش عالم معنادار از دل يك زمينه بيمعنا و رازآميز.و در نهايت، كار سومي كه بدان پرداختيم اين بود كه، از نظر هيدگر، هنر چگونه و از چه راههايي ميتواند اين وظايف را به انجام برساند و، به تعبيري، آدمي را نجات دهد. بر طبق آراء او، هنر از طريق موضوع قراردادن، تكرار، نشان دادن وجه ديگر امور، فراهم آوردن تجربه شورمندي، پرداختن به جزئيّات، نشان دادن خطوط ساده و اساسي عالم، و فاصله گرفتن از امور ميتواند از عهده وظايف پيشگفته بربيايد. در نهايت، كار چهارم ما اين است كه به ارزيابي نقاط قوّت و ضعف ديدگاه هاي هيدگر در نسبت ميان هنر با زندگي پرداخته و نشان داده ايم كه رويكرد او در اين باب، به رغم محاسني كه دارد، داراي نقاط ابهام و مسأله انگيزي نيز هست؛ از جمله، عدم ارائۀ تعريفي از هنر به معناي عام آن در برابر هنر بزرگ؛ نخبه گرايي در عالم هنر و عدم توضيح روشن در خصوص مفاهيم مهمي چون مرئي ساختن وجه ديگر موجودات و بنا نهادن امر مقدس و فهم چگونه زيستن.
عنوان نشريه
تاملات فلسفي
عنوان نشريه
تاملات فلسفي
لينک به اين مدرک