شماره ركورد
1354775
عنوان مقاله
كاربست الگوي وينه و داربلنه در ترجمه قرآن كريم (بررسي موردي ترجمه هاي نعمت الله صالحي نجف آبادي، محمدعلي كوشا و كريم زماني)
پديد آورندگان
پاشازاده ، رضا دانشگاه بوعلي سينا , زودرنج ، صديقه دانشگاه بوعلي سينا - گروه زبان و ادبيات عربي , سعيداوي ، علي دانشگاه بوعلي سينا - گروه زبان و ادبيات عربي
از صفحه
197
تا صفحه
235
كليدواژه
قرآن كريم , الگوي ترجمه وينه و داربلنه , صالحي نجفآبادي , كريم زماني , محمدعلي كوشا
چكيده فارسي
طي ساليان اخير نظريه هاي ترجمه با هدف نظام منديِ نقد ترجمه در قالب يك چارچوب مدون جهت ارزيابي ترجمه هاي قرآن استفاده شده اند. نظريه پردازان ترجمه نيز با ديدگاه هاي متفاوت و گاه مشابه توانسته اند در اين عرصه مؤثر واقع شوند. از اين ميان ژان پل وينه و ژان داربلنه در سال 1958 كتابي با عنوان «سبك شناسي تطبيقي فرانسه و انگليسي» منتشر كردند كه بعدها به منبع مهمي براي ترجمه پژوهان تبديل شد. وينه و داربلنه در اين اثر به معرفي تكنيك هايي پرداختند كه هر مترجمي ناگزير از آنها بهره مي برد. پژوهش حاضر پس از تبيين اين تكنيك ها و زيرشاخه هاي آن ها، با روش توصيفي تحليلي و مقابله اي به كيفيت كاربست آنها در ترجمه هاي سه مترجم قرآن كريم (صالحي، زماني و كوشا) مي پردازد و هدف از آن، تبيين چگونگي و ميزان كاربرد الگوي ترجمه وينه و داربلنه در ترجمه هاي مورد بررسي است. يافته هاي پژوهش در پنج جزء پاياني قرآن كريم نشان مي دهد؛ مترجمان با توجه به قداست متن قرآن و ويژگي هاي زباني خاص آن، از ترجمه تحت اللفظي -كه يكي از مؤلفه هاي ترجمه مستقيم است- بيش از ساير مؤلفه ها بهره برده اند. از سوي ديگر، تكنيك جابجايي (تغيير صورت) – به عنوان يكي از مؤلفه هاي ترجمه غيرمستقيم- به سبب تفاوت ساختار دستوري دو زبان عربي و فارسي، پس از ترجمه تحت اللفظي بيشترين بسامد را دارد؛ تكنيك غيرمستقيمِ همانندسازي نيز به سبب اشتراكات فرهنگي ميان دو زبان و نيز ممنوعيت دخل و تصرف بيش از حد در قرآن، نسبت به ساير مؤلفه ها، بسامد كمتري دارد. از ميان مترجمان يادشده، زماني و كوشا بيش از صالحي، از روش هاي ترجمه غيرمستقيم بهره برده اند.
عنوان نشريه
مطالعات ترجمه قرآن و حديث
عنوان نشريه
مطالعات ترجمه قرآن و حديث
لينک به اين مدرک