شماره ركورد
1356306
عنوان مقاله
توانمندي پرگنونولون در تكثير سلولهاي بنيادي عصبي موشي و كاستن نشانگرهاي التهابي و اكسيداني پس از القاي التهاب با ليپوپلي ساكاريد در شرايط آزمايشگاهي
پديد آورندگان
نگين تاجي ، كوروش دانشگاه آزاد اسلامي واحد مرودشت - گروه زيستشناسي , فروزان فر ، محسن دانشگاه آزاد اسلامي واحد مرودشت - گروه زيستشناسي , جعفرنيا ، مجتبي دانشگاه آزاد اسلامي واحد مرودشت - گروه زيستشناسي , قنبري ، امير دانشگاه علوم پزشكي ياسوج - مركز تحقيقات سلولي و مولكولي
از صفحه
621
تا صفحه
637
كليدواژه
سلول بنيادي عصبي , نورواستروئيد , پرگنونولون , مدل التهاب , ليپوپلي ساكاريد , استرس اكسيداتيو
چكيده فارسي
زمينه و هدف: پرگنونولون به عنوان پيشساز ساير هورمونهاي استروئيدي عمل ميكند و اثر خود را به عنوان يك مولكول ضدالتهابي براي حفظ هموستاز ايمني در شرايط مختلف التهابي اعمال ميكند. در اين بيماريها كاهش سطح پرگنونولون مشاهده شده است كه بر نقش آن در محافظت عصبي و بازسازي عصبي و نقش ضد التهابي آن تأكيد دارد، بنابراين هدف از اين مطالعه، تعيين و توانمندي پرگنونولون در تكثير سلولهاي بنيادي عصبي موشي و كاستن نشانگرهاي التهابي و اكسيداني پس از القاي التهاب با ليپوپلي ساكاريد در شرايط آزمايشگاهي بود. روش بررسي: در اين مطالعه تجربي كه در سال 1399 در دانشگاه علوم پزشكي ياسوج انجام شد، سلولهاي بنيادي عصبي از برجستگيهاي گانگليوني خارجي مغز جنين 14 روزه موش سوري به روش استاندارد تهيه گرديد. زنده ماني سلولها به روش MTT و به دنبال تيمار با غلظتهاي 1، 2، 5، 10 و 15 ميكرومولار پرگنونولون و تيمار توام پرگنونولون با مدل التهابي ليپوپلي ساكاريد(LPS) انجام شد. همچنين تعداد نوروسفرها و سلولهاي مشتق از نوروسفرها در شرايط استاندارد انكوبه شد و پس از 5 روز شمارش گرديد. محيط رويي سلولها برداشته و به روش اليزا ميزان نشانگرهاي اكسيداني و آنتي اكسيداني MDA, NO FRAP, و نشانگرهاي التهابي IL6وTNFα اندازهگيري شد. دادههاي جمعآوري شده با استفاده از نرمافزار آماري واريانس يك طرفه و تست تعقيبي توكي تجزيه و تحليل شدند. يافتهها: نتايج اين مطالعه نشان داد كه زنده ماني سلولهاي بنيادي عصبي به وسيله LPS كاهش معنيداري نسبت به گروه كنترل نشان داد در حالي كه پرگنونولون باعث افزايش معنيدار اين سلولها نسبت به گروه كنترل گرديد و غلظت 10 ميكرومولار بيشترين زنده ماني را نشان داد (0.01p )، همچنين در تيمار توأم LPS و پرگنونولون با غلظت 10 ميكرومولار، تعداد نوروسفرها و سلولهاي منتج ازنورسفرها از آن به صورت معنيدار نسبت به گروه LPS افزايش يافت(به ترتيب 0.001p و 0.0001p و0.0001p ). پرگنونولون به صورت معنيداري ميزان NO حاصل از التهاب ايجاد شده LPS را نسبت به گروه كنترل كاهش داد(0.0001p )، به علاوه كاهش معنيدار ميزان NO در تيمار توأم پرگنونولون و LPS در غلظتها مختلف نسبت به گروه LPS مشاهده گرديد(0.0001p ). از سوي ديگر اين نورواستروئيد به صورت تنها و همچنين توأم با LPS باعث كاهش معنيدار سطح IL-6 نسبت به گروه LPS گرديد(0.0001p ) و تيمار با غلظت 15 ميكرومولار پرگنونولون ميزان TNF-α را به صورت معنيداري كاهش داد(0.0001p ). نتيجهگيري: نتايج مطالعه حاضر نشان داد كه پرگنونولون با اثر بر فاكتورهاي التهابي ميتواند تكثير سلولهاي بنيادي عصبي را در شرايط ايجاد التهاب افزايش دهد، همچنين ميتواند ميزان نشانگرهاي التهابي و اكسيداني در مدل التهابي محيط كشت كاهش دهد.
عنوان نشريه
ارمغان دانش
عنوان نشريه
ارمغان دانش
لينک به اين مدرک