شماره ركورد
1356448
عنوان مقاله
گذار از رويكرد كاركرد گرا در فلسفه ذهن به رويكرد بدنمند
پديد آورندگان
هادي نژاد ، توحيد دانشگاه علامه طباطبائي , بهنيافر ، مهدي دانشگاه علامه طباطبائي - گروه فلسفه
از صفحه
153
تا صفحه
175
كليدواژه
بدنمندي , سامانه ادراكي-حركتي , سامانه مفهومي , استعارهها , بازنماييهاي نمادين
چكيده فارسي
رويكرد «كاركردگرا» رويكردي معيار در دهههاي اخير در فلسفه ذهن و علوم شناختي است كه با الهام از علوم كامپيوتر و در مقابل انتقادهاي وارد بر نظريات پيشين شكل گرفت و مغز را سامانه پردازشگري ميداند كه دادههاي حاصل از اشياء و رويدادها را دريافت و به كمك مفاهيم پيشينيِ ذهن انسان، آنها را در قالب علائم و نمادهايي با كاركرد بازنمايانه ترجمه و ذخيره ميكند؛ اما اين رويكرد به لحاظ فلسفي با مشكلاتي همچون توجيه معناداري مفاهيم روبهروست. اين مقاله با نگاهي تحليلي ميكوشد رويكرد «بدنمند» را به عنوان رويكردي جايگزين ناظر به حل اين مشكلات ارائه كند.نگاه بدنمند، مشكلات كاركردگرايي را ناشي از نگاه ماشينوار، منفعل و فرمانبَرِ آن به بدن ميداند و بهجاي آن، ذهن بدنمند را با سه جزء معرفي ميكند: 1. سامانه «ادراكي-حركتي» كه به نوعي حضور مابازائي از اشياي خارجي را در ذهن معنادار ميسازد؛ 2. سامانه «مفهومسازي» كه اطلاعات حاصل از سامانه ادراكي-حركتي را به هم مرتبط و متحد ميسازد. 3. فرايند «ساخت استعاره»هايي كه حاصل سامانه مفهومسازي هستند و در زبان روزمره، فرازبان و مفاهيم رياضي به وفور ديده ميشوند. اين سه فرايند شناختي ذهن ما اغلب ناآگاهانهاند. نشان دادهايم كه نگاه بدنمند به ذهن، آن را به مغز فرو نميكاهد، بدن را صرفاً سختافزاري فرمانبر و مغز را فرمانده و پردازشگر دادههاي ادراكي نميبيند و مفاهيم را هم نه بازنماييهاي نمادين از جهان بلكه شبيهسازهايي ذهني از كيفيات حاصل از «تعامل بدن با جهان» ميبيند. انسان (با تمام جنبههاي وجودياش) موجودي «در جهان» است و به عنوان «بخشي از جهان» با پيرامون خود در تعامل است و شكلگيري هر معنايي در ذهن محصول همين تعامل است.
عنوان نشريه
پژوهش هاي فلسفي
عنوان نشريه
پژوهش هاي فلسفي
لينک به اين مدرک