شماره ركورد
1356490
عنوان مقاله
بازخواني كتاب «دگرگوني آرمانها در معماري مدرن 1750-1950» اثر پيتر كالينز، بر اساس ساختارگشايي دريدا
پديد آورندگان
زنده باد ، حانيه دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي , فلامكي ، محمد منصور دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي - گروه معماري , رشيديان ، عبدالكريم دانشگاه شهيد بهشتي - دانشكده ادبيات و علوم انساني - گروه فلسفه , عزيزي ، شادي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي - گروه معماري
از صفحه
296
تا صفحه
312
كليدواژه
پيتر كالينز , دگرگوني آرمانها در معماري مدرن 1750-1950 , فصاحه , فردينان دوسوسور , ژاك دريدا
چكيده فارسي
كتاب دگرگوني آرمانها در معماري مدرن 1750-1950، اثر پيتر كالينز را مي توان به عنوان يكي از رفرنسهاي مهّم در تاريخ تئوري معماري نام برد كه درآن كالينز تلاش ميكند با بهرهگيري از تفاوت آراي تاريخ كلاسيك و مدرن در فصل هاي مختلف كتاب و با فرض ميانرشتهاي بودن علم معماري، به قياس آن با ديگر رشتههاي تخصصي بپردازد. به خصوص در فصل قياس با علم «زبان شناسي» و پيوند آن با واژه «فصاحه» در مباني بلاغت و كلام، مخاطب را به برداشت تازهاي از پيرامون معماري حول مبانيِ «زبان» مي رساند. امري بينارشتهاي كه بنيادي تاريخي-ساختاري دارد و چنان كه از تحليل هايش برميآيد فراتر از نظر معماري صِرف به گستره فراگير بينامتن اين رشته با ديگران اشاره دارد. در نوشتار پيشرو نگارندگان تلاش مي كنند كه ضمن خوانشي انتقادي (از يك كتاب)، ابعاد تفكر كالينزي را حول كليد واژه مفهومي «فصاحه» با استناد به استراتژي دكونستروكسيون دريدايي برگرفته از متن هاي ساختاري سوسوري، در قياس زبان با معماري، ساختارگشايي كند و به اين سؤال پاسخ دهد كه چرا در مصاديق معماري و فصاحت، همانند تركيب واژگان در زبان، دلالتِ به متن مطرح مي شود؟ و چگونه اين «تفاوت»، در شيوايي معماري موثر است؟ مطابق آنچه از فحواي متن كتاب مذكور در اين پژوهش انتقادي، بازخواني مي شود، فارغ از نتايج مشترك استنباط شده از اشارات صريح يا در لفافه و ابهام كالينز، نقد اين كتاب بزرگ، با هدف مطالعات مهم در زمينه هاي رابط و ميانرشته اي، راهگشاست.
عنوان نشريه
پژوهش هاي فلسفي
عنوان نشريه
پژوهش هاي فلسفي
لينک به اين مدرک