شماره ركورد
1361331
عنوان مقاله
جستاري پيرامون بومشناسي سياسي
پديد آورندگان
ذوالفقاريان ، فاطمه دانشگاه فردوسي مشهد - دانشكده حقوق و علوم سياسي - گروه علوم سياسي , كوچكي ، عليرضا دانشگاه فردوسي مشهد - دانشكده كشاورزي - گروه زراعت
از صفحه
229
تا صفحه
246
كليدواژه
بوم شناسي , نگرش سياسي , بوم نظام سياسي , چالش هاي زيست محيطي
چكيده فارسي
سابقه و هدف: امروزه محيط زيست جهاني با چالش هاي گستردهاي از جمله تغيير اقليم، فرسايش خاك، كاهش تنوع زيستي و در نتيجه عدم تاب آوري و به هم خوردن توازن بوم شناسي روبرو است. اين نارساييها كه نتيجه بهرهبرداري بيرويه از منابع زيست محيطي است در قالب توسعه و رشد اقتصادي تجلي پيدا كرده است و عواملي مانند رشد نامتوازن جمعيت، جنبههاي ناعادلانه بازار و الگوهاي اقتصاد جهاني و فقر و بيعدالتي در بخش عمدهاي از جهان به ويژه كشورهاي جهان سوم در اين فرآيند نقش داشتهاند. در اين رابطه دو ديدگاه كه يكي مبتني بر توسعه در قالب اقتصاد غربي آن و ديگري با نگاه ماركسيستي تكامل يافته است و باعث بروز بحثها و جدالها در جوامع سياسي شده و تجزيه و تحليلها و تفسيرهاي متضادي در رابطه با علل و عوامل مشكلات زيست محيطي ارائه شده است. در اواخر دهه 1960 ميلادي كه نقطه عطفي در توجه به محيط زيست بود، اين نگرشها نيز توسعه يافت و راهحلهاي مختلفي با در نظر گرفتن جنبههاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي بروز كرد. در اين دوره زماني رشتههاي مختلفي مبتني بر مباني بوم شناختي از جمله اقتصاد سياسي، بومشناسي سياسي و اقتصاد محيط زيست ظهور كرد و رهيافتهاي فلسفي در مورد اثرات متقابل انسان با محيط زيست خود نيز توسعه يافت. هدف از اين نوشتار تجزيه و تحليل چالش هاي جهاني زيست محيطي از ديدگاه بوم شناسي سياسي و ارائه ديدگاه هاي موجود در از ابعاد سياسي و اجتماعي در اين زمينه مي باشد.مواد و روش ها: ماهيت اين نوع مطالعات اصولاً به شكل بررسي منابع و اسناد مرتبط با آن و همچنين مشاوره با صاحب نظران و خبرگان مي باشد و در پژوهش حاضر برخي از رهيافت هاي تلفيقي نيز مدنظر قرار گرفته است. از طرفي چون مطالعات بوم شناسي سياسي نسبتاً جديد بوده، تنوع منابع موجود در آن اندك و محدود است. بدين ترتيب مطالب اين مقاله عمدتاً از تجزيه و تحليل منابع و اسناد و ديدگاه هاي متنوع صاحب نظران گرفته شده است.نتايج و بحث: شكل گيري نگرش جديد سياسي در مورد رفتار مخرب انسان در محيط زيست كه در قالب مباني بوم شناختي بوده است منشاء پيدايش علم بوم شناسي سياسي گرديد. اصولاً علم بوم شناسي، علمي سياسي است كه در برخي موارد آن را علم عصيانگر نيز مي نامند. در اوايل دهه هفتاد ميلادي تجزيه و تحليل كنندگان مسائل سياسي به دنبال نارضايتي از نحوه تفسير مشكلات زيست محيطي كه عمدتاً ابعاد سياسي داشت ولي به گردن جمعيت، فناوري نامناسب و مديريت ضعيف انداخته مي شد، بوم شناسي سياسي را معرفي كردند. بدون ترديد تركيب علوم طبيعي و اجتماعي درك ما را از تغييرات بوم شناختي و نياز به توسعه پايدار افزايش ميدهد ولي متاسفانه در اين موارد ابعاد سياسي معمولاً ناديده گرفته مي شود و عملاً بوم شناسي، سياست زدائي مي گردد. گرچه توسعه پايدار بخش جدانشدني از رابطه انسان و محيط است در اكثر منابع عمدتاً فاقد عنصر سياسي است. بوم شناسي سياسي بر مطالعه بازيگران سياسي، شرايط و تبعات تغييرات محيطي، بازيگري بين نيروهاي متنوع اجتماعي سياسي و رابطه بين اين نيروها و تغييرات محيطي، به همان نقشي كه علم بوم شناسي در تحليل و تفسير رابطه بين موجودات زنده و بوم نظامها بازي ميكند تاكيد دارد. در نتيجه امروزه روند توسعه علم بوم شناسي بيشتر جنبه هاي اجتماعي پيدا كرده و قالب هاي نويني در اين رابطه شكل گرفته و از انحصار صرفاً جنبه هاي فني خارج شده است.نتيجه گيري: صرف نظر از ديدگاه ها و پارادايم هاي عقيدتي، خواه از منظر اقتصاد سرمايه داري و خواه از نگاه ماركسيستي، امروزه محيط زيست جهاني با چالش هاي بسيار زيادي روبرو است كه براي مقابله با اين چالش ها نوعي ائتلاف جهاني در رابطه با سياستگزاري و تصميم گيري ضروري است تا بدان وسيله بتوان با نوعي تفكر جهاني در مقياس محلي عمل كرد . از طرفي ديگر رهيافت هاي حاصل براي مقابله با اين چالش ها بايد جامع و همه جانبه نگر و مبتني بر تفكر بوم شناختي و در چارچوب اجزاي اصلي توسعه پايدار يعني اجتماع، اقتصاد و محيط زيست باشد.
عنوان نشريه
علوم محيطي
عنوان نشريه
علوم محيطي
لينک به اين مدرک