شماره ركورد
1362454
عنوان مقاله
تباركاوي يك صحنهي اسطورهاي-تاريخي: فانتزيِ مهماني زليخا
پديد آورندگان
زين الصالحين ، حسن دانشگاه تهران، دانشكدگان هنرهاي زيبا - دانشكده هنرهاي تجسمي - گروه مطالعات عالي هنر , بلخاري قهي ، حسن دانشگاه تهران، دانشكدگان هنرهاي زيبا - دانشكدهي هنرهاي تجسمي - گروه مطالعات عالي هنر , آژند ، يعقوب دانشگاه تهران، دانشكدگان هنرهاي زيبا - دانشكدهي هنرهاي تجسمي - گروه هنرهاي تصويري
از صفحه
65
تا صفحه
76
كليدواژه
نقاشي ايران , مهماني زليخا , فانتزي , تباركاوي , ناخودآگاه جمعي , جنسيت
چكيده فارسي
داستان يوسف يكي از داستانهايي است كه در تاريخ هنر و ادبيات ايران بسيار مورد نوگويي قرار گرفته است. مجلس مهماني زليخا يكي از نقاط اوج داستان بوده و مكرراً در تاريخ نقاشي ايران تصويرگري شده است. اين صحنهي دراماتيك، به مثابه يك فانتزي اجتماعي در بازنمايي جنسيت در ادبيات پساقرآني و خاصه در ايران بسيار مورد توجه و به نحو مبالغهآميزي بسط يافته است. بنابراين ميتوان چرايي اين اهميت و كاركرد ديداري آن را به پرسش كشيد. اين مقاله با يك روش توصيفي و تحليِل تركيبي، ميكوشد اين صحنه را در يك رويكرد روانكاوانهي اجتماعي و در ساحت ناخودآگاه جمعي، مورد تباركاوي-كه يك تركيب روششناختي از اسطورهكاوي، روانكاوي و تحليل گفتمان فراهم ميآورد- قرار دهد. نتايج حاكي از آن بودند كه صحنهي اسطورهاي آفرينش در بندهش، تبار مجلس مهماني زليخا و همچنين نرسه و جهي شخصيتهاي كهنالگوييِ يوسف و زليخا با همان كاركردها و ويژگيها هستند. نقاشيهاي اين صحنه، با داشتن يك سناريوي متراكم و چندگانه، مورد فرافكني و فانتزي سوژه-مخاطب جمعي قرار گرفته و در نتيجه گردش چندجانبهي اميال و نيز اضطراب او را به شكلي ناخوداگاه موجب ميشود. از اين منظر، يوسف پيشالگوي كاملي به جهت داشتن منبع قدرت (فره) و زيبايي (امر جنسي) محسوب شده است.
عنوان نشريه
هنرهاي زيبا- هنرهاي تجسمي
عنوان نشريه
هنرهاي زيبا- هنرهاي تجسمي
لينک به اين مدرک