• شماره ركورد
    1362991
  • عنوان مقاله

    بررسي عناصر سطح اولِ آگاهيِ انسانِ دوبعدي در افسانه‌ها (مطالعه موردي: افسانه‌هاي خراسان جنوبي و مازندران)

  • پديد آورندگان

    نوروزي ، حامد دانشگاه بيرجند - گروه زبان و ادبيات فارسي , قرباني جويباري ، كلثوم دانشگاه بيرجند - گروه زبان و ادبيات فارسي , بهلولي مقدم ، انسيه دانشگاه بيرجند

  • از صفحه
    205
  • تا صفحه
    236
  • كليدواژه
    سطوح آگاهي , انسان دوبعدي , رابرت جانسون , افسانه‌هاي خراسان جنوبي , افسانه‌هاي مازندران
  • چكيده فارسي
    آگاهي، به‌عنوان فرايندي ذهني كه در زمان حال رخ مي‌دهد و شامل حالت‌هاي ذهني شناخت، درك، عاطفه، احساس و ادراك حسي مي شود، يكي از ويژگي هاي بشري است كه در ساحت هاي مختلف زندگي انساني تأثيرات عميقي بر جاي گذاشته و بازتاب يافته است. ادبيات عاميانه و به‌ويژه افسانه هاي قومي، يكي از بزرگ ترين و كهن ترين جلوه گاه هاي آگاهي هاي فردي و جمعي گروه هاي انساني ست. در اين پژوهش كه حول يك سوال بنيادي شكل گرفته است، در پي آنيم كه تفاوت عناصر برسازندۀ آگاهي شخصيت ها در افسانه هاي خراسان جنوبي و مازندران را مقايسه نماييم. انتخاب افسانه هاي اين دو اقليم نخست به دليل تفاوت زيست بوم آن ها و تأثيرگذاري آن بر انديشه و آگاهي ساكنان آن ها بوده و دوم ريشه هاي مختلف فرهنگي آن ها كه يكي به فرهنگ و زبان ساساني (خراسان جنوبي) و ديگري به فرهنگ و زبان اشكاني (مازندراني) نسب مي رساند. هر دو عامل مي تواند به تفاوت نوع افسانه ها و تا حدي اختلافِ سطوح آگاهي در برخي از عناصر منجر شود. چارچوب نظري اين پژوهش را نظريه سطوح آگاهي (مردانه) رابرت جانسون شكل داده است. اين نظريه به بررسي آگاهي انسان، با محوريت قهرمانان داستاني، در سه سطح مي‌پردازد. عناصر سطح اول آگاهي (به نمايندگي دن كيشوت) كه غريزي، پيشامدرن، ساده و دوبعدي است، اشتراكات بسياري با عناصر آگاهي در افسانه هاي عاميانه دارد؛ لذا محور اصلي اين پژوهش معطوف به بررسي عناصر سطح اول آگاهي در افسانه ها خواهد بود. نتيجۀ بررسي داده ها نشان مي دهد كه اولاً تفاوت فاحش و برجسته اي ميان قهرمانان افسانه هاي خراسان جنوبي و مازندران وجود ندارد و اغلب قهرمانان هر دو ناحيه كاملاً در سطح اول آگاهي قرار دارند؛ ثانياً با وجود اشتراكات بسيار ميان افسانه ها، قهرمان افسانه هاي خراسان جنوبي متناسب با نوع زندگي و شرايط جغرافيايي خويش از دنياي رنگارنگ درون خود بهره مي گيرد و اين بهره گيري تا جايي است كه هيچ گاه دنياي بيرون بر دنياي درون غلبه نمي كند. بسامد عوامل مرتبط با خيال پردازي در افسانه هاي خراسان از مازندران تا حد زيادي، بيشتر است. دنياي دروني اين افسانه ها پر از خيالات رنگارنگ است كه قهرمان را به ماورا و آسمان و بهشت برين متصل مي سازد، نه به مكان خشك و خشن كويري. بي مكاني و بي زماني در افسانه ها نيز نشانگر درون گرايي قهرمان است. افزون بر اين از آنجا كه ناخودآگاه قهرمان بر روانش سلطه دارد، با درون خود و عناصر وجوديش در صلح به سرمي برد. به طور كلي قهرمانان افسانه هاي خراسان جنوبي نسبت به افسانه هاي مازندران دوبعدي تر و ابتدايي تر ظاهر مي شوند. افسانه هاي خراسان جنوبي تخيلي تر است و آنچه مفهوم كاملي از افسانه را در برمي گيرد در مورد افسانه هاي خراسان جنوبي بيشتر صدق مي كند. حتي گاهي جنبه هاي واقعي و تاريخي افسانه هاي مازندران بر جنبه هاي خيالي غلبه مي كند؛ لذا قهرمانان افسانه هاي خراسان جنوبي نسبت به افسانه هاي مازندران بيشتر در سطح اول آگاهي به سر مي برند.
  • عنوان نشريه
    مطالعات فرهنگي اجتماعي خراسان
  • عنوان نشريه
    مطالعات فرهنگي اجتماعي خراسان