• شماره ركورد
    1363737
  • عنوان مقاله

    تكوين «مطلق» در ايدئاليسمِ آلماني و نسبتِ آن با مسئلۀ آزادي در ايدئاليسمِ مطلقِ هگل

  • پديد آورندگان

    حسيني ، مسعود دانشگاه تهران - گروه فلسفه

  • از صفحه
    101
  • تا صفحه
    124
  • كليدواژه
    مطلق , آزادي , امكان , ضرورت , تسليم
  • چكيده فارسي
    آزادي در فلسفۀ هگل برحسبِ قدرتِ تعين‌بخشيِ سوبژكتيويته و با ضابطۀ «در ديگري نزدِ خود بودن» تعريف مي‌شود. آزاد كسي است كه در انديشه و عمل، به‌تمامي، مطابق با انديشۀ مطلق حركت كند. انديشه‌اي مطلق است كه از تناهيِ خويش رها شده است، به‌طوري‌كه با هستي يگانه گشته است. آزادي يعني ارتقا به موقفِ «مطلق» و انطباق با «مطلق». به‌اين‌ترتيب، آزادي با مفهومِ اين‌هماني گره مي‌خورد. آزاد كسي است كه در اين‌هماني با «مطلق» به سر مي‌برد يا ذيلِ «مطلق» مندرج مي‌شود. بنابراين، فردِ تكينِ انساني ازآن‌جهت كه فردي تكين است آزاد نيست، بلكه تاآنجاكه فردي كلي (سوبژكتيويتۀ مطلق) است آزاد است. شلينگ اين تلقي از مطلق را صرفاً «منفي» مي‌نامد زيرا، در اين تلقي، «مطلق» اين‌هماني‌‌-‌در‌-‌تفاوتِ انديشه و هستي است كه ذيلِ انديشۀ مطلق تعريف شده است. هستي، امرِ ثبوتي و، برحسبِ انديشه، امرِ منفي، تبيين مي‌شود يا حوزۀ امكان ذيلِ حوزۀ ضرورت مندرج مي‌شود. شلينگ، درمقابل، تأكيد مي‌كند كه امكان بر ضرورت تقدم دارد، همان‌طور كه نزدِ كانت آزادي بر شناخت و انديشۀ شناختي تقدم دارد. لذا آزادي را مبناي انديشه قرار مي‌دهد و نه انديشه را مبناي آزادي. به‌علاوه، آزادي را در نسبت با امرِ الهي درك مي‌كند. در اين مقاله، نخست سير تكوينِ «مطلقِ» هگلي را برحسبِ تاريخچۀ آن در ايدئاليسمِ آلماني توضيح مي‌دهيم. سپس «مطلقِ» هگلي و پيامدهاي آن براي آزادي را شرح مي‌دهيم. پس‌ازآن، انتقاد شلينگ از «مطلقِ» هگلي را بيان مي‌‌كنيم و، نهايتاً، دورنمايي از الگويي غيرِهگلي براي آزادي ترسيم مي‌كنيم.
  • عنوان نشريه
    شناخت
  • عنوان نشريه
    شناخت