• شماره ركورد
    1363750
  • عنوان مقاله

    پيشران‌ هاي استراتژي بر اساس مدل مك ‌كنزي: مطالعه موردي

  • پديد آورندگان

    جبلي ، هدي دانشكده مديريت كسب ‌و كار، دانشكدگان تهران - گروه مديريت استراتژيك , انصاري ، منوچهر دانشكده مديريت كسب ‌و كار، دانشكدگان تهران - گروه مديريت بازرگاني , خانلري ، امير دانشكده مديريت كسب ‌و كار، دانشكدگان تهران - گروه مديريت بازاريابي , جواهريان ، معصومه دانشكده مديريت كسب‌ و كار، دانشكدگان تهران - گروه مديريت MBA

  • از صفحه
    584
  • تا صفحه
    614
  • كليدواژه
    استراتژي , مدل مك‌ كنزي , مطالعه موردي , سبك رهبري
  • چكيده فارسي
    هدف: اجراي موفقيت‌ آميز استراتژي در سازمان ‌ها، يكي از چالش ‌هاي اساسي مديران و پژوهشگران حوزه مديريت بوده است. در پژوهش‌هاي استراتژي به ايجاد تناسب و تعادل بين اجزاي سازمان، از يك‌سو و ادراك و برداشت استراتژيست‌ها (مديرعامل و مديران ارشد) از موانع استراتژي، از سوي ديگر كمتر پرداخته شده است. اين ديدگاه خاص، به استراتژي مانند يك «عمل» توجه مي‌كند كه حاصل فعاليت‌هاي روزمره استراتژيست در بستر سازماني است. با توجه به اينكه شكست استراتژي مي‌تواند به هدررفت منابع سازمان منجر شود؛ پرداختن به اين موضوع حائز اهميت فراواني است. در اين پژوهش نويسندگان به‌دنبال شناسايي موانع اجراي استراتژي، از نگاه تيم مديريت ارشد در يك شركت كشت‌وصنعت دولتي در ايران بوده‌اند. نويسندگان از مدل مك‌كنزي، به‏عنوان لنز نظري براي واكاوي شكست استراتژي استفاده كرده‌اند تا اجزاي تشكيل‌دهنده هر عامل از مدل، از ديدگاه مديران ارشد مجموعه شناسايي شود. روش: روش اين پژوهش كيفي و از نوع مطالعه موردي اكتشافي، به‌شيوه لانه‌گزيني است. براي گردآوري داده‌هاي كيفي، از مصاحبه نيمه‌ساختارمند استفاده شده است تا پژوهشگر هم‏زمان به عمق كافي در خصوص سوژه پژوهش دست يابد و هم بتواند داده‌ها را به‌طور نظام‌مند گردآوري كند. مصاحبه‌هاي بعدي براي گردآوردن داده‌ها يا توضيحات بيشتر صورت پذيرفت تا در نهايت مضامين تكراري شدند و اشباع پس از ۲۱ مصاحبه حاصل شد. پس از كدگذاري داده‌هاي به‌دست‌آمده با روش كدگذاري باز، داده‌هاي حاصل از مشاهده‌ها و مصاحبه‌ها تحليل شدند. يافته‌ها: كدهاي شناسايي‌شده منفي‌ومثبت و با تأثير دوگانه بودند. از نظر تأثير مثبت‌ومنفي كدها بر اجراي استراتژي، ۱۵۵ كد با تأثير منفي و ۲۹ كد با تأثير مثبت، ۴ كد با تأثير دوگانه و ۱۶ يادداشت (سؤال‌ها و ابهام‌ها) شناسايي شد. كدها در نهايت در ۲۱ مقوله و ۵ مضمون دسته‌بندي شدند. برخي از مقوله‌ها عبارت‌اند از: بستر سازمان، روحيۀ كارآفريني، برنامه‌ريزي مشاركتي، ازدست‌دادن علاقه‌مندي كاركنان، تضاد منافع و آرا بين مديران مياني و مدير ارشد، مشكلات تدوين استراتژي، بي‌صلاحيتي مديران، مشكلات مالي، سرخوردگي مديريت ارشد، بيكاري مزمن و عدم تعهد، دخالت مدير ارشد، عدم شفافيت در شرح وظايف و رؤياپردازي استراتژي به‌جاي تدوين استراتژي. مضامين به‌دست‌آمده نيز عبارت‌اند از: ارزش‌هاي مشترك، سبك رهبري، اشكالات ساختار و سيستم، مهارت، كاركنان و استراتژي. نتيجه‌گيري: در اين مطالعه ابعاد مدل مك‌كنزي از ديد مديران ارشد و مياني بررسي و در نهايت مشكل‌ عدم اجراي استراتژي شناسايي شد. به‏عنوان مهم‌ترين عامل، مي‌توان به‌عدم وجود «ارزش‌هاي مشترك» اشاره كرد؛ مسئله نمايندگي (مقوله هفتم)، سرخوردگي رهبر سازمان از ناهم‏سويي مديران مياني با وي (مضمون يكم) و احساس بي‌عدالتي بين مديران صف و ستاد (مضمون دوم) باعث مي‌شود كه رأس هرم سازمان، ارتباطاتي آشفته و پيچيده داشته باشد و سيگنال‌هاي متناقضي به بدنه هرم سازمان مخابره كند. در بخش مياني سازمان نيز، دخالت مستقيم رهبر سازمان در امور مديران مياني و گاهي دورزدن آن‌ها و رويكرد سركوب‌گرايانه مديران مياني براي جلوگيري از اين موضوع (مضمون اول)، باعث سردرگمي كارشناسان، احساس بي‌عدالتي و بي‌انگيزگي آن‌ها مي‌شود. ماهر نبودن مديران مياني در كنترل اوضاع (مضمون دوم) به بي‌انگيزگي و بي‌علاقگي كاركنان دامن مي‌زند و در نهايت، گسست كاملي در فهم مشترك سازماني در كليه سطوح سازمان را شكل مي‌دهد. نتايج پژوهش نشان مي‌دهد كه براي موفقيت استراتژي، به چيزي فراتر از يك روش خوب براي تدوين استراتژي نياز است. همه اجزاي هفت‌گانه سازمان بايد در تناسب و تعادل باشند تا استراتژي به ثمر نشيند.
  • عنوان نشريه
    مديريت دولتي
  • عنوان نشريه
    مديريت دولتي