• شماره ركورد
    1365688
  • عنوان مقاله

    نقد فردگرايي روش‌شناختي در اقتصاد نئوكلاسيك از ديدگاه رئاليسم انتقادي

  • پديد آورندگان

    اميري طهراني ، محمدرضا پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي - پژوهشكده اقتصاد

  • از صفحه
    103
  • تا صفحه
    119
  • كليدواژه
    فردگرايي روش شناختي , اقتصاد نئوكلاسيك , رئاليسم انتقادي , فرماليسم , اتميسم اجتماعي , تقليل‌گرايي و قياس‌گرايي
  • چكيده فارسي
    سيطرۀ مكتب اقتصادي نئوكلاسيك بر برنامه‌هاي آموزشي و پژوهشي رشتۀ اقتصاد در دانشكده‌هاي جهان و ايران، اهميت نقد و تحليل مباني فلسفي آن را دوچندان مي‌كند. در وارسي فلسفۀ اقتصاد نئوكلاسيك، آموزۀ فردگرايي روش‌شناختي از جايگاه برجسته‌اي برخوردار است؛ زيرا در هستي‌شناسي ضمني اقتصاد نئوكلاسيك و بنابر مغالطۀ معرفتي نهفته در رويكرد پوزيتيويستيِ آن، ويژگي‌هاي هستي‌شناختي به امور روش‌شناختي فروكاسته مي‌شود. ازاين‏رو، تحليل فردگرايي روش‌شناختي، مدخل مطالعۀ فلسفۀ اقتصاد نئوكلاسيك به شمار مي‌رود. اين مقاله مي‌كوشد فردگرايي روش‌شناختي را از ديدگاه واقع‌گرايي انتقادي با روش تحليلي نقد و ارزيابي كند. اين نقد و تحليل ازآن‏رو از منظر واقع‌گرايي انتقادي انجام مي‌شود كه با پوزيتيويسم در نگاه رئاليستي به جهان اشتراك دارد. نقد واقع‌گرايي انتقادي از فردگرايي روش‌شناختي اقتصاد نئوكلاسيك بر تحليل مفاهيم فرماليسم، قياس‌گرايي، اتميسم اجتماعي، انسداد و تقليل‌گرايي استوار است. واقع‌گرايي انتقادي بر اين باور است كه علم اقتصاد نئوكلاسيك به دليل مفروضات غيرواقعي فردگرايي روش‌شناختي، به علمي انتزاعي و قياسي همچون رياضيات تبديل شده كه توان توضيحي اندكي دارد.
  • عنوان نشريه
    روش شناسي علوم انساني
  • عنوان نشريه
    روش شناسي علوم انساني