• شماره ركورد
    1366068
  • عنوان مقاله

    رهيافت جامعه شناسي نقش احزاب در انقلاب هاي تونس، مصر و ليبي

  • پديد آورندگان

    رستمي ، مصطفي دانشگاه بوعلي سينا - گروه معارف اسلامي , حسيني ، آسيه دانشگاه بوعلي سينا

  • از صفحه
    89
  • تا صفحه
    111
  • كليدواژه
    انقلاب‌هاي عربي , احزاب , تونس , مصر , ليبي
  • چكيده فارسي
    هدف: امروزه جنبش هاي اجتماعي، به يكي از ابزارهاي مهم براي پيگيري خواسته هاي مردمي تبديل شده است و احزاب، يكي از اثرگذارترين عامل انسجام و سازمان دهي مطالبات مردمي است. انقلاب هاي اخير در كشورهاي عربي، نمونه بارز اين جنبش ها هستند. اين انقلاب ها، در شرايطي رخ داد كه در هر سه كشور، فراخوان ها و اعتراض هاي مردمي خودجوش و بدون رهبري يا سازمان دهي از طرف احزاب بوده است. هدف از انجام پژوهش حاضر، اين است كه چرا احزاب در تحولات انقلابي سه كشور تونس، مصر و ليبي، نقش مؤثر و مهمي نداشته اند؟ روش: مقاله حاضر، يك پژوهش توصيفي – تحليلي است و روش گردآوري، بر پايه اطلاعات كتابخانه اي است.  يافته ها: در آستانه انقلاب، نظام هاي سياسي كشورهاي تونس، مصر و ليبي، جمهوري با رؤساي مادام‌العمر بود كه در اصل چندان تفاوتي با نظام هاي پادشاهي نداشتند. در اين نظام ها، نه تنها نهادهاي دموكراسي؛ مثل احزاب فعال، مشاركت مردم در زمينه هاي سياسي، اقتصادي و نيز پاسخ گويي نهاد دولت وجود نداشت، بلكه همه ويژگي هاي نظام هاي ديكتاتوري در آن ها ديده مي شد. از اين رو، در هر سه كشور، اعتراضات گسترده مردمي، بدون هيچ رهبري يا سازمان دهي گروهي شكل گرفت كه درنهايت منجر به سقوط نظام هاي سياسي حاكم در اين كشورها شد. نتيجه گيري: مطالعات نشان مي‌دهد كه با توجه به جامعه‌شناسي سياسي پيش از انقلاب‌ها در اين سه كشور و به دلايلي كه در مقاله به آن پرداخته شده است، احزاب نقش مؤثري در شكل‌گيري انقلاب در كشورهاي نامبرده نداشته‌اند؛ ولي در شرايط پس از انقلاب و در دسته‌بندي‌هاي سياسي بعد از آن حضور داشتند.
  • عنوان نشريه
    مطالعات سياسي جهان اسلام
  • عنوان نشريه
    مطالعات سياسي جهان اسلام