• شماره ركورد
    1367631
  • عنوان مقاله

    مقايسه تأثير آموزش خود مراقبتي به روش مجازي و بازخورد محور بر رفتارهاي خود مراقبتي بيماران مبتلا به نارسايي قلبي مراجعه‌كننده به مركز آموزشي درماني سيدالشهدا (ع) اروميه در سال 1401- 1400

  • پديد آورندگان

    خضرلو ، زهرا دانشگاه علوم پزشكي اروميه - دانشكده پرستاري و مامايي , آقاخاني ، نادر دانشگاه علوم پزشكي اروميه - دانشكده پرستاري و مامايي , چراغي ، رزيتا دانشگاه علوم پزشكي اروميه - دانشكده پرستاري و مامايي - گروه پرستاري داخلي جراحي , علي‌نژاد ، وحيد دانشگاه علوم پزشكي اروميه - دانشكده پرستاري و مامايي

  • از صفحه
    311
  • تا صفحه
    320
  • كليدواژه
    آموزش , بازخورد , نارسايي قلبي , خود مراقبتي
  • چكيده فارسي
    پيش‌زمينه و هدف: بيماران مبتلا به نارسايي قلب به دليل ماهيت مزمن بيماري دچار اختلال در خودمراقبتي و عوارض بيماري ازجمله بستريهاي مكرر هستند. در اين ميان، استفاده از روش‌هاي نوين آموزشي مثل آموزش مجازي و بازخورد محور، از روش‌هاي مؤثر در آموزش بيماران محسوب مي‌شود. بنابراين مطالعه حاضر باهدف تعيين و مقايسه تأثير آموزش خود مراقبتي به روش آموزش از مجازي و آموزش به روش مجازي و بازخورد محور بر رفتارهاي خود مراقبتي بيماران مبتلا به نارسايي قلبي انجام گرفت. مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر از نوع نيمه تجربي بود. در ابتدا 90 بيمار ب مبتلا به نارسايي قلبي مراجعه‌كننده به مركز آموزشي درماني سيدالشهدا (ع) اروميه در سال 1401- 1400 به روش در دسترس انتخاب شدند. سپس بيماران به روش تصادفي بلوكي در سه گروه آموزش بازخورد محور، آموزش مجازي و گروه كنترل قرار گرفتند. در گروه آموزش بازخورد محور، آموزش به‌صورت انفرادي و در طي يك ماه و به‌صورت دو جلسه‌ي 60-45 دقيقه‌اي در هفته و به‌صورت چهره به چهره، سخنراني و همراه با بازخورد در پايان هر جلسه براي فرد انجام شد. در گروه آموزش مجازي، محتواي آموزشي در نرم‌افزار واتساب به‌صورت متن و تصوير روزانه تا سه ماه درمجموع 90 پيام و تصوير محتواي آموزشي به بيمار ارسال شد. گروه كنترل، مراقبت‌هاي روتين را دريافت نمودند. ابزار پژوهش شامل فرم اطلاعات دموگرافيك و پرسشنامه اروپايي رفتار مراقبت از خود در بيماران نارسايي قلبي بود. تجزيه تحليل به‌وسيله آزمون‌هاي تي زوجي، ANOVA و كاي دو در نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۲ انجام شد. يافته‌ها: قبل از مداخله از لحاظ متغيرهاي دموگرافيك ونيز رفتارهاي خودمراقبتي بين سه گروه تفاوت آماري معناداري وجود نداشت (0.05p ). ميانگين نمره رفتار خود مراقبتي بين سه گروه كنترل، بازخوردي و آموزش مجازي بعد از مداخله به ترتيب 5.66 ± 31.73، 4.44 ± 41.93 و 5.072 ± 36 بود. آزمون ANOVA نشان داد اين تفاوت از لحاظ آماري معني‌دار بود (0.0001=P). آزمون توكي نشان داد آموزش بازخوردي نسبت به آموزش مجازي در ارتقا و خودمراقبتي بيماران مؤثرتر بود (0.05 p). همچنين نتايج آزمون تي زوجي نشان داد كه در گروه بازخورد، بين ميانگين نمره خودمراقبتي قبل از مداخله (4.99 ± 30.8) و بعد از مداخله (4.44 ± 41.93) تفاوت آماري معني‌داري وجود داشت (0.0001=P). در گروه آموزش مجازي، نمره خود مراقبتي قبل و بعد از مداخله به ترتيب 4.99 ± 31.03 و 5.07 ± 36 بود كه اين اختلاف از لحاظ آماري معني‌دار بود (0.0001=P). بحث و نتيجه‌گيري: نتايج نشان داد آموزش خود مراقبتي به روش آموزش مجازي و بازخوردي، بر رفتارهاي خود مراقبتي بيماران نارسايي احتقاني قلبي تأثير مثبت دارد. همچنين نتايج نشان داد گرچه هر دو نوع آموزش مؤثر بودند ولي آموزش بازخوردي نسبت به آموزش مجازي در ارتقا و خودمراقبتي بيماران موثرتر بود. با توجه به تأثير اين دو روش آموزشي بر خودمراقبتي بيماران نارسايي احتقاني قلبي و نيز ساده و آسان بودن آن‌ها، استفاده از اين دو روش در آموزش اين بيماران توصيه مي‌گردد.
  • عنوان نشريه
    مجله دانشكده پرستاري و مامايي اروميه
  • عنوان نشريه
    مجله دانشكده پرستاري و مامايي اروميه