شماره ركورد
1368908
عنوان مقاله
از ققنوس شكسپير تا سيمرغ عطار: بررسي گذار از عالم محسوس به عالم مثال
پديد آورندگان
حري ، ابوالفضل دانشگاه اراك - دانشكده ادبيات و زبانها - گروه زبان و ادبيات انگليسي
از صفحه
135
تا صفحه
153
كليدواژه
ققنوس , سيمرغ , عالم محسوس , عالم مثال , معرفت عرفاني
چكيده فارسي
پوفسور آي. اي. ريچاردز از چهرههاي تأثيرگذار در نقد و نظريه ادبي سده بيستم است كه در سخنراني به وجوه معنايي منظومه كوتاه شكسپير و بيان چند مصراع از منطقالطير عطار درباره ققنوس اشاره ميكند. همين اشاره مختصر، نگارنده را برآن داشت تا در اين مقاله به وجوه شباهت و تمايز ميان دو اثر عطار و شكسپير در توجه به مضمون سير و سلوك عارفانه بپردازد. شيوه اصلي پژوهش حاضر مبتني بر تحليل كيفي محتواي دو اثر و همچنين مضمونشناسي تطبيقي است. شعر شكسپير دربارۀ مجلس عزايي است كه پرندگان براي دو عاشق و معشوق يعني قمري و ققنوس تدارك ديدهاند كه به تازگي درگذشتهاند. عامل پيوند شعر شكسپير به سنت عرفان فارسي، نوعي معرفت عرفاني است كه از طريق كشف و شهود به دست ميآيد و نه از رهگذر آگاهي و استدلال منطقي. مهمترين وجه شباهت ميان دو اثر، يكي شدن سي مرغ در منظومه عطار و قمري با ققنوس در شعر شكسپير است. مهمترين وجه تمايز نيز اين است كه مرغان در منظومۀ عطار، سير و سلوكي عارفانه را براي وصال با سيمرغ آغاز ميكنند، اما در شعر شكسپير، نه سير و سلوك، بلكه عشق پاك و افلاطوني ميان ققنوس و قمري در جريان است. ديگر اينكه هر دو اثر به مفهوم خرد توجه نشان مي دهند: خرد از اين سير و سلوك و از اين يگانگي و فناپذيري عاشق و معشوق، حيرت ميكند. با اين همه، مهمترين وجه مشترك اين است كه هم سي مرغ و هم قمري و ققنوس براي آنكه بقا و دوام يابند، بايد فنا شوند: سي مرغ، بقاي خود را در سيمرغ؛ و قمري و ققنوس بقاي خود را در ققنوس تازه تولديافته ميبينند. در نهايت، وحدت وجود در عرفان اسلامي با عشق افلاطوني تناظر و همساني كلي پيدا ميكند: هر دو از عالم محسوس درميگذرند و به جهان مثالي وارد ميشوند.
عنوان نشريه
پژوهش هاي ادب عرفاني (گوهر گويا)
عنوان نشريه
پژوهش هاي ادب عرفاني (گوهر گويا)
لينک به اين مدرک