شماره ركورد
1370481
عنوان مقاله
برساخت معنايي زن مهاجر افغانستاني در ادبيات داستاني معاصر افغانستان: مطالعه مورديِ جُستارمرز از مجموعه داستانهاي كوتاه «چرا تاريكي را خداي خود نكنم»
پديد آورندگان
رحيمي ، مارال دانشگاه آزاد اسلامي واحد اصفهان (خوراسگان) - گروه فلسفه هنر , فائقي ، سحر دانشگاه آزاد اسلامي واحد اصفهان (خوراسگان) - گروه مديريت , مرتضوي ، رحمان دانشگاه آزاد اسلامي واحد اصفهان (خوراسگان) - گروه فلسفه هنر
از صفحه
97
تا صفحه
127
كليدواژه
ادبيات داستاني معاصر , تحليل روايت , جُستارِ (داستان كوتاه) مرز , زن مهاجر افغانستاني , هويت سرگردان
چكيده فارسي
جُسـتارها نـوع جديـدي از ادبيـات روايـياند كه در بازنمايي واقعيت از پراكسيس و گفتمانهاي فرهنگي-سياسي متأثر ميشوند؛ گفتمان مسلط الگوهاي كنشي و حيات مطلوب خود را به نمايش ميگذارد و ادبيات داستاني يكي از مجراهاي آن است. اين مطالعه با هدف توصيف برساخت مفهوم زن مهاجر افغانستاني در ادبيات داستاني معاصر افغانستان و بهرهمندي از رويكرد نظري هومي بابا و آدورنو انجام شده است تا بازنماييهاي زن مهاجر افغانستاني را در ژانر ادبي جُستار (داستان كوتاه) شناسايي و متناظر با بافت فرهنگي سرزمين مقصد تفسير كند. براي نيل به اين هدف، جُستار مرز از مجموعه داستانهاي كوتاه «چرا تاريكي را خداي خود نكنم»، نوشتهٔ مرضيه جعفري به عنوان نمونه انتخاب و با استفاده از روش تحليل روايت «سيمور چتمن» در سه بخش داستان، گفتمان و ايدئولوژي مورد تحليل و بررسي قرار گرفت تا از زبان روايي و مواضع ايدئولوژيك آن در رابطه با مفهوم زن مهاجر افغانستاني پردهبرداري كند. يافتهها نشان ميدهند كه هويت زن مهاجر افغانستاني متناسب با گفتمان فرهنگي حاكم بر فضاي جامعه مقصد دستخوش تغيير شده و بهنوعي هويت سرگردان (هويت آشفته يا هويت مغشوش) را زيست ميكند و براي رهايي از اين بحران تصميم ميگيرد در راه مهاجرت مجدد به سرزمينهاي جديد و نه موطن خود قدم بردارد. بازتاب گسيختگي و تداخل فرهنگي جامعه ميزبان با زن مهاجر افغانستاني در جُستار مرز با صداي حاشيهاي و معترض نويسنده به وضع موجود و متن واقعيتهاي مسلط بازتاب نموده است كه به كاركرد «انتقادي» و نقش «رهاييبخشي» هنر در راستاي تحليل و نقد ساختارهاي سلطه و سركوب ارجاع دارد.
عنوان نشريه
تحقيقات فرهنگي ايران
عنوان نشريه
تحقيقات فرهنگي ايران
لينک به اين مدرک