شماره ركورد
1371167
عنوان مقاله
بازخواني عوامل مؤثر برافزايش حس تعلق در پيادهراههاي شهري (نمونۀ موردي: پيادهراه شهيد چمران شيراز)
پديد آورندگان
شعله ، مهسا دانشگاه شيراز - دانشكدۀ هنر و معماري - بخش شهرسازي , زراعتي ، بهاره دانشگاه شيراز - دانشكدۀ هنر و معماري - بخش شهرسازي
از صفحه
88
تا صفحه
107
كليدواژه
پياده راه چمران , حس تعلق شهروندان , خاطرۀ جمعي , شيراز , فضاي شهري , ماتريس برنامهريزي استراتژيك
چكيده فارسي
مقدمه نيازهاي فردي و اجتماعي انسان كه بايد مورد توجه طراحان فضاهاي شهري قرار گيرد شامل مواردي همچون ارتباط عاطفي با مكان و احساس تعلق به آن است. با توجه به اهميت شناخت عوامل مؤثر بر ايجاد حس تعلق مكاني در طراحي فضاهاي شهري، هدف اين پژوهش مطالعۀ عوامل تأثيرگذار بر ايجاد حس تعلق در يك فضاي شهري و به صورت خاص پيادهراههاي شهري است. حس مكان يك ساختار چندبعدي و پيچيده است كه براي توصيف رابطۀ بين شهروندان و فضاهاي شهري مورد استفاده قرار ميگيرد. اين ويژگي توسط استفادهكنندگان از آن فضاها ادراك ميشود و در نهايت، منجر به خاص و منحصربهفرد شدن يك مكان ميشود. هدف اين پژوهش، بازخواني عوامل و معيارهاي تأثيرگذار بر ايجاد و افزايش حس تعلق در فضاي شهري و به صورت خاص در پيادهراههاي شهري به عنوان يكي از فضاهاي شهري مورد استفاده در شهرهاي امروزي است. در اين راستا با توجه به بالقوگيهاي پيادهراه شهيد چمران شيراز در مجاورت بلوار چمران به عنوان نمونۀ مورد مطالعه، اين پژوهش در پي آن است تا با توجه به مطالعات ميداني و مصاحبه با استفادهكنندگان آن به تحليل يكپارچه محدوده و مجموعهاي از راهبردهاي مكانمحور و خردمقياس به منظور افزايش ميزان حس تعلق استفادهكنندگان از اين فضاي شهري دست يابد كه در نهايت منجر به ايجاد خاطرات جمعي در اين فضا شود. مواد و روشها اين پژوهش از نظر هدف، پژوهش كاربردي است و از رويكردهاي توصيفي تحليلي بهره ميگيرد، و از روش آميخته كمي كيفي در آن استفاده شده است. روشهاي گردآوري اطلاعات آن به چهار دسته اطلاعات كتابخانهاي، ميداني و تحليلهاي صورتگرفته به كمك ماتريس برنامهريزي استراتژيك كمي است كه در نهايت نيز تكميل پرسشنامه از استفادهكنندگان پيادهراه چمران و تحليل آن به وسيلۀ آزمون تي در نرمافزار SPSS مورد استفاده بوده است. در خصوص گردآوري اطلاعات پژوهش مربوط به ادبيات موضوع و پيشينۀ پژوهش و پيشينۀ محدودۀ موردپژوهي از اطلاعات كتابخانهاي و جهت جمعآوري اطلاعات به منظور شناخت و سنجش بافت از لحاظ معيارهاي حس تعلق در پيادهراه شهيد چمران شيراز از روش ميداني و روش ماتريس برنامهريزي استراتژيك كمي (QSPM)، استفاده شده است. عمدۀ ابزارهاي استفادهشده در روش ميداني شامل مصاحبۀ نيمهساختاريافته با افراد محلي، تكميل پرسشنامۀ تهيهشده با توجه به شاخصهاي بهدستآمده از مطالعات مباني نظري، عكسبرداري و مشاهده بوده است. در اين پژوهش در دو بازه زماني مختلف (صبح و عصر) كه كاربران بيشتري در محدودۀ پژوهش حضور دارند، مصاحبه و پاسخدهي به پرسشنامه به كمك 90 نفر از استفادهكنندگان از پيادهراه، ساكنان محدوده و شاغلان در اطراف آن صورت گرفته است. يافتهها از آنجا كه اين پژوهش به دنبال سنجش ميزان حس تعلق در پيادهراه شهيد چمران و ارائۀ استراتژيهاي مكاني براي افزايش آن است، بر همين اساس و بر مبناي معيارها و زيرمعيارهاي سنجيدهشده در اين محدوده، براساس ابعاد كلان اصول ايجاد حس تعلق مكاني در پيادهراههاي شهري منتج از چارچوب نظري، پس از شناسايي مهمترين قوتها، ضعفها، فرصتها و تهديدها از جدول سوات، آنها در ماتريس ارزيابي عوامل داخلي و خارجي قرار گرفتند. از نتايج حاصلشده ميتوان دريافت كه پيادهراه شهيد چمران با توجه به وضعيت عوامل داخلي، در حال حاضر داراي وضعيت مناسب و قابل قبولي نبوده و عوامل ضعف اين خيابان بر قوت آن غلبه دارد. از طرفي، با توجه به نمرۀ نهايي ماتريس عوامل خارجي، اين پيادهراه وضعيت نسبتاً مناسب و قابل قبولي داشته و فرصتهاي موجود در اين محدوده از تهديدهاي احتمالي امتياز بيشتر دارد. به اينترتيب استراتژيهاي محافظهكارانه انتخاب شد كه با استفاده از روش ماتريس برنامهريزي استراتژيك كمي، اولويت و امتياز هر يك از استراتژيهاي پيشنهادي با اين رويكرد در پيادهراه چمران پيشنهاد شد. جذابترين راهبردها به منظور جبران ضعفها و بهرهبرداري از فرصتها «بازتعريف كاربرد فضاهاي موجود در طول مسير پيادهراه به منظور تقويت فعاليتهاي اجتماعي»، «تركيب عناصر فضايي و پوشش گياهي به منظور ايجاد تعادل در تناسبات فضايي محيط»، «تقويت نورپردازي و بهبود وضعيت آن در مسير پيادهراه»، «بهبود وضعيت دسترسي پياده در طول مسير و تقويت همهشمولي در طول آن»، «بازتعريف ورودي فضاها و نيز تقويت تعين فضايي در طول مسير پيادهراه»، «تقويت خوانايي در طول مسير پيادهراه» بوده است. در نهايت اولويت استراتژيهاي فضايي در پيادهراه شهيد چمران مشخص شد. نتيجهگيري بيترديد يكي از عوامل تأثيرگذار بر حضور شهروندان در پيادهراههاي شهري به عنوان فضايي جديد در شهرهاي امروزي، ميزان حس تعلق آن به اين فضاست. در نتيجه اتخاذ استراتژيهايي مكانمبنا به منظور افزايش كيفيت محيطي اين فضاي شهري حائز اهميت است. اين پژوهش در صدد بررسي و شناخت معيارها و زيرمعيارها تأثيرگذار بر حس تعلق شهروندان در پيادهراههاي شهري و ارزيابي آنها در پيادهراه شهيد چمران شيراز به منظور سنجش وضعيت آن از لحاظ ميزان حس تعلق شهروندان به اين فضاي شهري و ارائۀ استراتژيهايي براي افزايش ميزان حس تعلق در آن به منظور پاسخدهي به سؤالهاي مطرحشده در پژوهش است. به همين منظور، پس از مرور مباني نظري موجود در ارتباط با موضوع مورد پژوهش و استخراج چارچوب نظري، معيارها و زيرمعيارهاي حس تعلق در يك پيادهراه شهري در اين محدوده مورد تحليل و ارزيابي قرار گرفته است. در اين راستا، ابتدا به كمك برداشتهاي ميداني در ساعتهاي مختلفي از روز براساس ميزان مراجعهكنندگان به اين پيادهراه شهري و مصاحبۀ نيمهساختاريافته و گفتوگو با استفادهكنندگان از اين فضا و تكميل پرسشنامه برمبناي مبانينظري موضوع، وضعيت موجود اين پيادهراه ارزيابي شده و سپس به كمك ماتريس ارزيابي عوامل داخلي و خارجي، نوع استراتژيهاي لازم براي بهبود وضعيت اين پيادهراه مشخص شده است. استراتژيهاي اتخاذشده توسط ماتريس برنامهريزي استراتژيك كمي، QSPM، در اين فضاي شهري براساس تحليلهاي صورتگرفته از نوع محافظهكارانه بوده و در راستاي بهره جستن از فرصتهاي بالقوه در اين محدوده به منظور غلبه بر ضعفهاي موجود است. همچنين، استراتژي استفاده از فضاهاي متنوع موجود در پيادهراه به منظور تعريف فعاليتهاي موقت يا دائمي در مسير پيادهراه، بالاترين ميزان جذابيت در بين ساير استراتژيهاي پيشنهادي را به دست آورده است و با توجه به اينكه محدودۀ پيادهراه شهيد چمران در مجاورت با كاربريهاي متنوعي قرار دارد، تعريف فضاهاي منعطف و گوناگون به منظور تشويق مردم به حضور در اين فضاي شهري و انجام فعاليتهاي فرهنگي اجتماعي گوناگون ميتواند ميزان ارتباط استفادهكنندگان با اين فضا را بيش از پيش افزايش دهد و در كنار ايجاد خاطرات جمعي براي آنان به احياي حس تعلقشان نسبت به اين محيط بينجامد. از جمله ساير راهكارهايي كه در نهايت به منظور بهبود وضعيت فعلي پيادهراه چمران برگزيده شدهاند، ميتوان به تركيب عناصر فضايي و پوشش گياهي، تقويت نورپردازي و نيز بهبود وضعيت دسترسي اشاره كرد. همانطور كه پيداست راهكارهاي يادشده، ماهيت خرد و مكانمحور داشته و به دنبال اصلاحات كوچك در وضعيت فعلي محدوده هستند؛ كه با توجه به نتايج پرسشنامه، مصاحبهها و مشاهدات نشان از رضايت نسبي استفادهكنندگان از فضاي يادشده و نيز عملكرد موفق اين فضا به عنوان پيادهراه شهري است. به اينترتيب حس تعلق به مكان زندگي، يكي از مباحث مهم در حوزۀ مطالعات شهري است؛ به طوري كه حس تعلق بالاي شهروندان سبب ارتقاي روحيۀ مشاركتپذيري آنها و گسترش ارتباط و تعامل فرد با محيط ميشود. نتايج اين پژوهش قابل استفاده در طراحي پيادهراههاي شهري بوده و راهگشايي براي افزايش ميزان حس تعلق در پيادهراههاي شهري موجود است و به كمك چارچوب پيشنهادي آن ميتوان در تمامي ابعاد كالبدي، عملكردي، اجتماعي اقتصادي، زيستمحيطي و مديريتي به منظور ايجاد يك فضاي شهري با بيشترين ميزان حس تعلق عمومي نسبت به آن برنامهريزي و طراحي انجام داد.
عنوان نشريه
اقتصاد و برنامه ريزي شهري
عنوان نشريه
اقتصاد و برنامه ريزي شهري
لينک به اين مدرک