• شماره ركورد
    1371173
  • عنوان مقاله

    بررسي روابط مؤلفه‌هاي مدل ارزيابي سيستم حمل‌ونقل شهري بر اساس شاخص‌هاي توسعۀ پايدار (مورد مطالعه: منطقۀ كلان‌شهري تهران)

  • پديد آورندگان

    نوروزي ، محمدحسين دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات تهران - دانشكدۀ مديريت و اقتصاد - گروه مديريت دولتي , كاملي ، محمدجواد دانشگاه علوم انتظامي امين - گروه مديريت دولتي , افندي‌زاده ، شهريار دانشگاه علم و صنعت ايران - دانشكدۀ مهندسي عمران - گروه حمل‌ونقل , صالحي صدقياني ، جمشيد دانشگاه علامه طباطبايي - دانشكدۀ مديريت و حسابداري

  • از صفحه
    188
  • تا صفحه
    210
  • كليدواژه
    ارزيابي سيستم حمل‌ونقل شهري , رويكرد آميخته , شاخص‌هاي توسعۀ پايدار , مدل ارزيابي , مجموعۀ كلان‌شهري
  • چكيده فارسي
    مقدمه يكي از مسائل مهمي كه مي‌تواند تعيين‌كنندۀ وضعيت يك شهر باشد و در شاخص‌هاي كيفيت فضاي آن تغييراتي ايجاد كند، سيستم حمل‌ونقل شهري است. راه‌ها و سيستم حمل‌ونقل از عناصر مهم موجود در هر شهر هستند كه ساختار كلي شهر را شكل مي‌دهند. امروزه با رشد روزافزون جمعيت و توسعۀ ناشي از اتومبيل، حمل‌ونقل و ترافيك يكي از مشكلات شهرها است و به‌ويژه در مناطق كلان‌شهري كه متشكل از يك شهر مادر و تعدادي شهر و شهرك اقماري است، اين مشكل بيشتر است، چرا كه جمعيت قابل توجهي در شهرهاي اقماري سكونت گزيده و به واسطۀ اشتغال در شهر مادر، تردد هرروزه به آن دارند و در صورت نبود يك سيستم حمل‌ونقل مطمئن و برنامه‌ريزي شده، مشكلات شهر مادر را افزايش مي‌دهند. تا زماني كه برنامه‌هاي شهري و مناطق كلان‌شهري و طرح‌هاي سيستم حمل‌ونقل مبتني بر رفت و آمد خودروها تهيه شوند، دستيابي به سيستم حمل‌ونقل پايدار ممكن نخواهد بود. لذا نظامي براي ارزيابي سيستم حمل‌ونقل شهري مبتني بر اصول پايداري و توسعۀ پايدار، متضمن بهبود شاخص‌هاي اقتصادي، اجتماعي و زيست‌محيطي شهرهاست. مطالعۀ حاضر به عنوان بخشي از پژوهشي جامع‌تر كه با هدف ارائۀ مدل ارزيابي سيستم حمل‌ونقل شهري بر اساس شاخص‌هاي توسعۀ پايدار در منطقۀ كلان‌شهري تهران صورت پذيرفته، انجام شده است و به دنبال آن است تا به بررسي استقلال يا وابستگي مؤلفه‌هاي مدل بپردازد. مواد و روش‌ها پژوهش حاضر را مي‌توان از نظر هدف كاربردي‌ـ توسعه‌اي و از منظر روش و دورۀ زماني گردآوري داده‌ها، پژوهشي پيمايشي‌ـ مقطعي محسوب كرد كه با رويكرد آميخته انجام شد. به اين‌منظور، در بخش كيفي با جست‌وجو در پايگاه‌هاي اطلاعاتي، در بازۀ زماني 2000 تا 2023، تعداد 43 مقاله در زمينه‌هاي مرتبط شناسايي شد و در نهايت، 41 مقاله به روش هدفمند انتخاب و وارد مرحلۀ تحليل شدند. براي شناسايي روابط بين مؤلفه‌هاي مدل ارزيابي سيستم حمل‌ونقل شهري در منطقۀ كلان‌شهري تهران بر أساس شاخص‌هاي توسعۀ پايدار، از مدل‌سازي ساختاري‌ـ تفسيري بهره برده شد كه مشاركت‌كنندگان اين بخش 28 نفر از خبرگان حوزه‌هاي شهرسازي، حمل‌ونقل، اقتصاد، علوم اجتماعي و محيط‌ ز‌يست فعال در شهرداري تهران بوده است كه به روش غيراحتمالي هدفمند و با الگوي گلوله برفي انتخاب شدند. در مرحلۀ بعد اعتبارسنجي مدل طراحي‌شده با روش مدل‌سازي معادلات ساختاري و با تكنيك حداقل مربعات جزئي صورت گرفت. جامعۀ آماري بخش كمّي شامل متخصصان حوزه‌هاي يادشده است كه در منطقۀ كلان‌شهري تهران فعاليت مي‌كنند و حجم نمونه 530 نفر است. مطالعات كتابخانه‌اي و پرسشنامه به عنوان ابزار گردآوري داده‌ها در نظر گرفته ‌شد كه با روش روايي سازه، روايي همگرا و روايي واگرا اعتبارسنجي شد. اعتبارسنجي در بخش كيفي با استفاده از الگوي CASP انجام شد. مقاله‌هاي مورد بررسي در بخش كيفي براساس ده معيار اين الگو ارزيابي شد و مقالات با امتياز بالاي 25 انتخاب شد. اعتبار پرسشنامه از طريق روايي محتوا (نظرخواهي از خبرگان) سنجيده شد كه اعتبار آن مورد تأييد قرار گرفت. همچنين در يك مطالعۀ مقدماتي، آلفاي كرونباخ كلي پرسشنامه برابر 0/856 محاسبه شد. بعد از توزيع پرسشنامه در نمونۀ منتخب، بررسي روايي پرسشنامه با بهره‌گيري از سه روش روايي سازه (مدل بيروني)، روايي همگرا (AVE) و روايي واگرا صورت پذيرفت كه بر اساس منابع، مقدار روايي همگرا (AVE) براي همۀ متغيرها لازم است از 0/5 بزرگ‌تر باشد. پايايي تركيبي (CR) و ضريب آلفاي كرونباخ هر يك از عوامل براي محاسبۀ پايايي تعيين شده است. ميزان پايايي تركيبي و آلفاي كرونباخ همۀ ابعاد مدل بايد از 0/7 بزرگ‌تر باشد. براي شناسايي مقوله‌هاي زيربنايي تحقيق و ارائۀ مدل اوليه از تحليل فراتركيب استفاده شد. اعتبارسنجي مدل طراحي‌شده با روش حداقل مربعات جزئي صورت گرفت. تجزيه‌وتحليل داده‌هاي فاز كيفي پژوهش با نرم‌افزار Maxqda و مرتبط با فاز كمي با نرم‌افزار Smart PLS انجام شد. يافته‌ها از بررسي و تحليل مقالات، تعداد 166 عدد شاخص‌ به دست آمد كه در ادامه شاخص‌هايي كه هم‌معنا بوده و يا به شكل‌ها و عبار‌ت‌هاي متفاوت تكرار شده بودند، حذف شدند و در نهايت، با مقوله و دسته‌بندي شاخص‌هاي نهايي، 9 مؤلفه (مقولۀ اصلي) و 53 شاخص (مقولۀ فرعي) حاصل شد. يافته‌هاي پژوهش نشان داد ‌مؤلفه‌هاي مدل نسبت به هم مستقل نيستند و مؤلفه‌هاي توليد آلاينده‌ها، منابع مصرفي، مصرف انرژي، عدالت و دسترسي، هزينه‌هاي مستقيم و غيرمستقيم در بخش سازه‌هاي مستقل و مؤلفه‌هاي رفاه اقتصادي، ايمني سفر، بهداشت و سلامت انساني، سازگاري زيست‌محيطي در بخش سازه‌هاي وابسته قرار دارند و ارتباط به صورتي است كه مجموعه هزينه‌هاي مستقيم و غيرمستقيم و عدالت و دسترسي بر مصرف انرژي تأثير مي‌گذارند. منابع مصرفي و توليد آلاينده‌ها بر هم اثر گذاشته و درمجموع‌ به سازگاري زيست‌محيطي منجر مي‌شود. در نهايت از طريق بهداشت و ايمني سفر دستيابي به رفاه اقتصادي ميسر مي‌شود. همچنين در بخش اعتبارسنجي مدل، شاخص GOF برابر 0/616 به دست آمد كه از 0/36 بزرگ‌تر است. شاخص RMS_theta ميزان 0/102 به دست آمد كه از 0/12 كمتر است. شاخص SRMR نيز 0/050 محاسبه شد كه از 0/08 كمتر است، بنابراين برازش مدل مطلوب است. نتيجه‌گيري نتايج پژوهش نشان داد هزينه‌هاي مستقيم و غيرمستقيم و عدالت و دسترسي بر مصرف انرژي تأثير مي‌گذارند. در نتايج مطالعۀ هيراي و كاميم (2022) نيز به تأثيرگذاري مؤلفۀ عدالت اشاره شده و از اين منظر با نتايج پژوهش حاضر هماهنگ است. ديدگاه جامع به آن دليل مهم است كه مرزهايي را تعريف مي‌كند كه در آن همۀ بخش‌ها بايد به صورت جمعي فعاليت كنند. اين ديدگاه همچنين به توجه بيشتر به كيفيت زندگي دعوت مي‌كند و تجزيه‌و‌تحليل عدالت را دربرمي‌گيرد تا تأثيرات توزيعي حمل‌ونقل بين مناطق و كشورها را طي زمان شامل شود. در مقابل، ديدگاه حمل‌ونقل‌محور هم به دليل در نظر داشتن اهداف خاص بخشي كه تدوين سياست‌ها و برنامه‌هاي حمل‌ونقل را هدايت مي‌كند، مهم است. ضمن اينكه بايد اذعان داشت كه برخي از تصميمات با ديدگاه حمل‌ونقل‌محور مناسب‌تر و مرتبط‌تر اتخاذ خواهند شد. همچنين، نشان داده شد منابع مصرفي و توليد آلاينده‌ها اثر متقابل دارد و به سازگاري زيست‌محيطي منجر مي‌شود. در نتايج مطالعات پترسون و همكاران (2021) و‌ محمدپور و همكاران (1401) نيز به مؤلفۀ حداقل‌رساني توليد آلاينده‌ها اشاره شده و از اين منظر با نتايج پژوهش حاضر سازگاري دارد. برخي از خروجي‌هاي كليدي زيست‌محيطي (يا آلاينده و پسماند) شامل پسماندهاي خطرناك ناشي از اسقاط وسايل نقليه، انتشار سر‌و‌صدا، آلودگي هواي محلي و تغييرات آب‌و‌هوايي است. با اينكه پيشرفت قابل توجهي در نسبت پسماندهاي قابل بازيافت وسيلۀ نقليه در پايان عمر خودروها انجام شده است، تخمين زده مي‌شود كه حدود 25 درصد از يك وسيلۀ نقليه غيرقابل بازيافت باقي بماند و بسياري از اين موارد مي‌توانند خطرناك تلقي شوند. همچنين، آلودگي صوتي ناشي از ترافيك مي‌تواند الگوي خواب را مختل كند، بر عملكرد شناختي تأثير بگذارد و برخي از مشكلات قلبي‌ـ عروقي را تشديد كند. از آنجا كه آلودگي صوتي به ميزان فعاليت‌هاي در حال انجام و شدت سر‌و‌صداي آن فعاليت‌ها مربوط مي‌شود، تعجب‌آور نيست كه عمدتاً يك مشكل شهري است. در نهايت دستاوردهاي پژوهش نشان داد از طريق بهداشت و ايمني سفر دستيابي به رفاه اقتصادي ميسر مي‌شود. اين مهم در نتايج مطالعۀ مرزي و همكاران (1401) مورد تأييد قرار گرفته است. سيستم حمل‌ونقل علاوه بر منافع اقتصادي قابل توجه، هزينه‌هاي اقتصادي نيز ايجاد مي‌كند. حوادث رانندگي جاده‌اي و كيفيت هوا هر دو منجر به از دست دادن زندگي يا كاهش كيفيت زندگي مي‌شود كه از نظر بهره‌وري از دست رفته و رفاه كمتر شهروندان، هزينه‌هاي مستقيم براي اقتصاد دارد. همچنين، فراهم كردن سيستم حمل‌ونقل و يارانه‌هاي مربوط به مسافران براي دولت هزينه‌هايي دارد كه بايد از طريق ماليات يا دريافت كرايه تأمين شوند. لذا پياده‌سازي مدل ارائه‌شده در پژوهش حاضر، با كاهش هزينه‌هاي حاشيه‌اي، به افزايش رفاه اقتصادي در كشور كمك شاياني مي‌‌كند.
  • عنوان نشريه
    اقتصاد و برنامه ريزي شهري
  • عنوان نشريه
    اقتصاد و برنامه ريزي شهري