شماره ركورد
1371815
عنوان مقاله
آگامبن و تحليل ساختار قدرت
پديد آورندگان
چيره ، آزاد دانشگاه تبريز , صوفياني ، محمود دانشگاه تبريز - گروه فلسفه
از صفحه
150
تا صفحه
170
كليدواژه
حاكميت , حكومت مندي , الهيات سياسي , الهيات اقتصادي , زيست - سياست
چكيده فارسي
در سنت فلسفه سياسي غرب، دو ديدگاه عام درباره ماهيت قدرت وجود دارد، كه ميتوان آنها را رويكردهاي استعلايي و درونماندگار ناميد. حاكميت يا قدرت استعلايي، از بالا اعمال ميشود و نوعي هستي و واقعيت جوهري براي قدرت قائل است كه منشأ مشروعيت ميباشد. حكومت مندي يا قدرت درونماندگار، از پايين و در سطح خرد ساختارهاي اجتماعي و سياسي اعمال ميشود و هر نوع خاستگاه استعلايي براي قدرت را رد ميكند. از لحاظ تاريخي، هابز نماينده اصلي رويكرد اول و فوكو نماينده رويكرد دوم به قدرت هستند. به نظر آگامبن، هردوي اين رويكردها ناقص و تكبعدي ميباشند و توان ارائه يك نظريه منسجم درباره قدرت را ندارند. نقدهاي جدي فوكو به مدل حاكميت، راه را براي تحليل زيست_سياسي قدرت كه در سطح خرد اعمال ميشود باز كرد، ولي فوكو در نشان دادن نحوه پيوند ميان مدلهاي متفاوت قدرت و ارائه نظريهاي منسجم و واحد از قدرت شكست ميخورد. آگامبن سعي در پيوند دادن دوباره اين سطوح در يك نظريه عام دارد. در اين مقاله، ميخواهيم نشان دهيم كه به باور آگامبن، اول اينكه ابعاد استعلايي و درونماندگار، يا همان سطوح خرد و كلان قدرت، دو قطب مكمل يك ساختار واحد هستند و هر نظريهاي عام درباره قدرت بايد درهمتنيدگي و نسبت اين دو بعد را بررسي كند. دوم اينكه، نشان دهيم چگونه آگامبن ريشه اين ساختار دوبعدي قدرت را در الهيات مسيحي ميجويد و پارادايمهاي الهيات سياسي و الهيات اقتصادي را به ترتيب، ريشه نظريه هاي حاكميت استعلايي و حكومت مندي درون ماندگار ميداند.
عنوان نشريه
پژوهش هاي فلسفي
عنوان نشريه
پژوهش هاي فلسفي
لينک به اين مدرک