• شماره ركورد
    1371829
  • عنوان مقاله

    نسبت ميان نظر و عمل در فلسفۀ افلاطون از منظر هيدگر و گادامر

  • پديد آورندگان

    هاني ، كاظم دانشگاه علامه طباطبائي - گروه فلسفه

  • از صفحه
    399
  • تا صفحه
    417
  • كليدواژه
    افلاطون , هيدگر , گادامر , نظر , عمل
  • چكيده فارسي
    هرچند ارسطو نخستين فيلسوفي است كه حكمت نظري و حكمت عملي را از يكديگر تفكيك مي‌كند، اما قبل از او افلاطون نيز به جدايي يا عدم جدايي نظر و عمل توجه كرده است. در نظر افلاطون «فضيلت معرفت است»؛ يعني خودشناسي عين فضيلت و آرتۀ آدمي است. بنابراين مي‌توان گفت نظر و عمل در فلسفۀ افلاطون از يكديگر جدا نيستند. در عين‌حال افلاطون معتقد است اگر بخواهيم به اراده و قصد فضيلت‌مند شويم بايد به فلسفه متوسل شويم؛ يعني فلسفه به منزلۀ فعل و عمل براي تأمين نظر و غرض معين لحاظ مي‌شود. لذا مي‌توان گفت افلاطون جدايي نظر از عمل را طرح كرده است. اكنون با توجه به اين مقدمه مسئلۀ مهمي پيش مي‌آيد: آيا در فلسفۀ افلاطون نظر و عمل از يكديگر جدا هستند؟ اين نوشتار درصدد است از منظر مارتين هيدگر و هانس گئورك گادامر پرسش فوق را بررسي كند. در حالي كه هيدگر معتقد است افلاطون با طرح جدايي نظر از عمل و همچنين تقدم نظر بر عمل زمينۀ شكل‌گيري مابعدالطبيعه و در نتيجه زمينۀ فراموشي وجود را فراهم كرده است، گادامر معتقد است در فلسفۀ افلاطون نظر و عمل از يكديگر جدا نيستند. در نظر گادامر بسياري از آموزه‌هاي افلاطون از قبيل آموزۀ ايده‌ها، دولت آرماني و ... از دل ملاحظات عملي او نشأت گرفته‌اند.
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي فلسفي
  • عنوان نشريه
    پژوهش هاي فلسفي