• شماره ركورد
    1372101
  • عنوان مقاله

    مباني هستي‌شناسي فلسفه ايراني و اقتضائات سياسي آن

  • پديد آورندگان

    جامه بزرگي ، محمدجعفر مؤسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران , سروند ، مجيد دانشگاه تهران - دانشكده حقوق و علوم سياسي - گروه علوم سياسي

  • از صفحه
    425
  • تا صفحه
    447
  • كليدواژه
    امام , شاه آرماني , كربن , معرفت‌شناسي شهودي , هستي‌شناسي تشكيكي
  • چكيده فارسي
    هدف اين پژوهش طرح مباني هستي‌شناسي فلسفه ايراني از منظري خاص، براي استنتاج اقتضائات سياسي اين نوع نگرش است. در تبيين هستي‌شناسي ايراني، ناگزير به مباني معرفت‌شناسي، انسان‌شناسي و فرجام‌شناسي نيز پرداخته شد. به‌طور كلي، روح معنويت‌گرايي و توجه به عوالمي وراي عالم مادي و محسوس در تفكر ايراني چنان برجسته است كه در بررسي هريك از حوزه‌هاي بالا نيز خود را آشكار مي‌سازد. از اين حيث، باور به نظامي سلسله‌مراتبي از عوالم وجودي و درك تجلي گون هستي و ارتباطي كه بين مرتبه هر فرد در ساحت‌هاي وجودي و ميزان معرفت و آگاهي وي مطرح مي‌شود، امكاني را براي در محوريت قرار گرفتن آدمي و ايده بازگشت به سرمنزل مينوي و بازيابي ازليت به‌تأخيرافتاده، فراهم مي‌آورد. از همين منظر و با توجه به اينكه هر آن كس كه از معرفت بيشتري برخوردار بوده و در مرتبه والاتري از وجود قرار گرفته است، شايستگي و وظيفه هدايت ديگر انسان‌هايي را كه در مرتبه پايين‌تري‌ هستند، داراست، جايگاه و نقش شاه آرماني يا امام و ساير ابعاد سياسي اين انديشه برجسته و آشكار مي‌شود. پرسش پژوهشي اصلي اين است كه مباني و ويژگي‌هاي خاص تفكر ايراني در حوزه هستي، معرفت، انسان و فرجام‌شناسي بيانگر چه اقتضائات سياسي است؟ در فرضيه پژوهشي استدلال مي‌‌شود كه نوعي معنويت‌گرايي و توجه به ساحات ماوراي عالم مادي و محسوس در بطن انديشه ايراني ملحوظ است كه پيامدهاي سياسي روشني نيز داشته است. با بررسي برخي از آثار برجسته در اين حوزه، به‌ويژه نوشته‌هاي هانري كربن با استفاده از روش تحليل مضموني كيفي، و تأييد فرضيه به اين نتيجه مي‌رسيم كه در اين آثار مباني بيان‌شده مضموني معنوي از هدايت، رياست و سياست را پيش كشيده‌اند‌ كه متفاوت با رياست ظاهري و قدرت دنيوي است.
  • عنوان نشريه
    سياست
  • عنوان نشريه
    سياست