شماره ركورد
1372225
عنوان مقاله
تحليل تنش ديرينه در منطقه كوله سنگي، شمال زاهدان- پهنه زمين درز سيستان
پديد آورندگان
صفايي ، ثمين دانشگاه سيستان و بلوچستان - دانشكده علوم - گروه زمينشناسي , پرتابيان ، عبدالرضا دانشگاه سيستان و بلوچستان - دانشكده علوم - گروه زمينشناسي , مريدي فريماني ، علي اصغر دانشگاه سيستان و بلوچستان - دانشكده علوم - گروه زمينشناسي
از صفحه
97
تا صفحه
110
كليدواژه
خشلغز , دگرشكلي شكنا , گسل زاهدان , وارونسازي چندگانه
چكيده فارسي
مقدمه: اندازه گيري محلي جهت تنش ديرينه به طور قابل توجهي در توصيف سازوكارهاي محلي و شناخت زمينساخت در مقياس ناحيهاي كمك ميكند. يكي از روش هاي متداول براي تعيين جهت تنش ديرينه، روش هاي رياضي مبتني بر وارونسازي داده هاي لغزش گسل است (Balansa et al, 2022; Zhang et al, 2020; Angelier, 1994; Jentzer et al, 2017). منطقه دگرشكل شده كوله سنگي در شمال زاهدان و از لحاظ ساختاري در قسمت مياني پهنه زمين درز سيتان واقع شده است. اين پهنه يكي از پيچيده ترين پهنه هاي ساختاري ايران مي باشد كه تاكنون مطالعات متعددي جهت شناخت تاريخچه دگرشكلي آن صورت گرفته است. با توجه به اينكه در منطقه مورد مطاله گسل هاي متعددي به همراه شكستگي هاي فراواني وجود دارد و تاكنون جهت گيري نيرو هاي تكتونيكي ديرينه عمدتا بر مبناي جهت گيري گسل ها و حركت نسبي در امتداد آنها بدون در نظر گرفتن مطالعات دقيق ساختاري وتنش ديرينه صورت گرفته است، بنابراين انجام اين تحقيق ضروري است و نتايج آن مي تواند به شناخت بهتر پهنه زمين درز سيستان منجر شود. مواد و روش ها: جابه جايي در امتداد گسل و ايجاد خش لغز يك فرآيند جنبش شناختي است. شاخص جنبش شناختي در مطالعات ساختاري براي سال هاي زيادي به منظور تشخيص ويژگي هاي تنش ديرينه يك محدوده، از صفحات گسل ها، پهنه هاي برشي، رگه ها و استيلوليت ها مورد استفاده قرار گرفته است. از صفحات گسلي كه داراي خش لغز مي باشند مي توان به عنوان شاخص حركتي يا جنبش شناختي به كار برد (Hancock, 1985; Roberts, 1996; Roberts and Michetti, 2004). در روش هاي بازسازي تنش ديرينه تنوع عناصر ساختاري چون خش لغز ها را مورد توجه قرار داده اند. اندازه و جهت لغزش روي صفحه گسلي براي تعيين 4 پارامتر تنسور تنش مورد استفاده قرار مي گيرد (Angelier, 1989, 1991). اين پارامترها شامل محورهاي اصلي تنشσ1≥σ2≥σ3، و بسته به نسبت بزرگي تنش اصلي حدواسط σ2 و تنش هاي اصلي حداكثرσ1 و حداقل σ3 به صورت معادله زير تحت عنوان R معرفي مي شود كه همان نسبت بزرگي بيضي تنش مي باشد.نتايج: به منظور تعيين پارامترهاي تنش ديرينه در منطقه مورد مطالعه سعي شد از چهار محدوده با سن سنگ هاي دگر شكل شده متفاوت (محدوده هاي A، B، C و D) مشخصات فضايي گسل ها و ساختارهاي همراه آنها برداشت گردد. با توجه به هدف اصلي مقاله سعي شد در برداشت ساختارها تقدم و تاخر رويدادهاي زمين شناسي مورد توجه قرار گيرد. در برداشت هاي صحرايي مشخصات صفحات گسلي، خش لغزها و سوي برش و حركت گسلي در عمليات صحرايي برداشت گرديد. براساس برداشتهاي صورت گرفته و آناليز اطلاعات به دست آمده در نرم افزار از مناطق چهارگانه نسبت تنش (φ) بين 0.3 تا 0.9 در تغيير بوده است. در هر محدوده به منظور دستيابي به يك الگوي مشخص به منظور برآورد جهتگيري محورهاي تنش، آزيموت و ميل محورهاي بيشينه و كمينه محاسبه شده، بر روي دياگرام كانتوري ترسيم و بهترين صفحههاي سازگار براي محورها بر روي دياگرام مشخص گرديدنتيجه گيري: 1. قديمي ترين مرحله دگرشكلي، يك فاز فشارشي N84°E است كه قديمي ترين مجموعه هاي سنگي منطقه را تحت تاثير قرار داده است. 2. مرحله دوم دگرشكلي بيانگر جهت فشارش N59°E است. 3. جوانترين فاز فشارشي N10° به دست آمده است. اين جهت فشارش در تطابق با جهتي است كه براي گسل هاي اصلي در اين منطقه به دست آمده است (مثل گسل امتدادلغز راستگرد زاهدان و گسل امتداد لغز راستگرد نصرت آباد و گسل هاي معكوس با امتداد شمال- شمال غرب (Berberian et al, 2000; Walker and Khatib, 2006) و همچنين با جهت فشارش بدست آمده توسط GPS (Vernant et al, 2004) همخواني دارد. 4. جوانترين فاز يك رژيم تراكششي در رخنمون هاي پالئوسن و اليگوسن- ميوسن را نشان مي دهد. اين فاز مي تواند ناشي از گسل هاي نرمال در امتداد محور چين ها و همچنين در فراديواره هاي گسل هاي تراستي و يا گسل هاي امتدادلغز شمالي جنوبي باشند. وجود گسل امتدادلغز زاهدان كه جا به جايي بالايي در امتداد خود دارد مي توانند آخرين فاز دگرشكلي در منطقه را توجيه كنند.
عنوان نشريه
پژوهشهاي دانش زمين
عنوان نشريه
پژوهشهاي دانش زمين
لينک به اين مدرک